نمایش سه فیلم در شبهای جشنواره بهانه ی شد تا از روزنه ای هرچند کوچک به جشنواره فیلم فجر ۹۰ نگاهی کوتاه داشته باشیم .

شب اول : سالن سینما خالی . فیلم شور و شیرین از جواد اردکانی - 

گرچه اردکانی را نمی توان کارگردان سینما نامید اما از انجایی که در هر دوره عده ای حمایت میشوند و یا یک دفعه بخت به ایشان  رو میکند که ما به آن کاری نداریم  از انجا که به آنچه دیدیم فیلم سینمای گفتند ما هم می گویی فیلم اما کدام سینما چنین فیلم های ضعیفی را قرار است اکران کند چیزیست که باید صبر کرد و با سینما دار ها همدردی کرد . تنها نکته گفتنی این است که گویی اردکانی ۳۰ سال دیر فیلم ساز شده و فیلمش شبیه فیلم های شعاری و بی قائده اوایل دهه شصت است .

شب دوم : اتوبوسی از بچه مدرسه ای ها می رسد و وارد سالن می شوند. فیلم روزهای زندگی کار ی از شیخ طادی  -

داستان غیر باور پذیر و پر از گاف فیلم با کارگردانی کودکانه و ضعیف تر آن نشان می داد حرف اگثر صاحب نظران سینما  سخاوتمندانه بوده است که  می گفتند جشنواره امسال جشنواره متوسط ها بوده .

 

شب سوم : سالنم پر از تماشاچی . فیلم " ملکه " کاری از باشه آهنگر -

فیلم نامه ضعیف . اجرا فاقد تناسب در ریتم و شخصیت پردازی مناسب .  دیدن فیلم یاد آور نمایشنامهای ضعیف دفاع مقدس است تا یک اثر سینمایی . اما فیلمبرداری . طراحی صحنه و موسیقی بهتر از فیلم نامه وکارگردانی بود