چراغ خاموش ، موتور روشن

مصطفي محسن زاده خواننده خوش صدا و بي ادعاي يزدي كه سالها براي دل خود مي خواند و بعد از آشنا شدن با ستاره  موسيقي يزد  علي اميدي  چندي شهاب ثاقب موسيقي اين خطه شد حالا تصميم گرفته كه بعد از دوسال دوباره براي دل خود بخواند و از كارهاي صحنه اي دور شود هر كجا هست سرش سلامت . رستگار شد هر كه از هنر يزد پا به در نهاد .

خر دزد و لاکلانتر

http://www.yazdfarda.com/images/news/actual/?img=39139_11531shargh20-2.jpg

این که چیزی نیست  وقتی تو ده ما دزدی  میشه! همه خبر دار میشن، الا  تقی تفنگچی، چون به بهونه اینکه شبها تو ده کشیک میده، روزا میخوابه، دزدا هم فهمیدن و روز روشن، اونم تو خونه کدخدا و ماشالا کیسه که پول مردم دستشه و اونجایی که چرب تره، دستبرد میزنن و در میرن، ماشالا و کدخدا و رعیت هم دلشون خشه که تقی، شبا بیداره و اونا اسوده میخوابن، حالا هم که تقی تفنگچی فهمیده از خونه کیسه، پول بردن، از بس شب و روز خوابیده، هیکلش، سنگین شده و نمیتونه دنبال دزدا کنه، تفنگش هم که هسته ایه و به جای تیر، هسته الو و البالو مکنه توش ،بیشتر به درد ترسوندن گله چغور  میخوره، نه دزد ... مشممد میگه : وقتی لاک پشت کلانتر باشه و خرگوش دزد، تکلیف مال برده،مثل روز روشنه ! ...اما هر وقت ، خونه ماشالا کیسه دزد میزنه، ماشالا فرداش میره شهر و یکتا قبای نو و ... میخره و ادای کدخدا در میاره...؟؟؟ ...ا خ ا خ  چقه حواسم پرته میخواستم بگم بودجه فرهنگی هنری چنده، آخ  ا.خ  ایکس حواسم پرت کرد، ببخشید ...حالا که صحبت اینجا کشید با این پول بالا کشیده شده توسط  اخ ایکس  چند تا تئاتر میشه تو یزد کار کرد؟ هر که بگه،  یک بهار آزادی جایزه داره ،تعداد صفرش هم بگه نصف بهار ازادی ،بتونه بنویسه ربع بهار آزادی...

عالیش در سرزمین عجایب

گاونیوزـ محمودعالیشوندی مدیرکل ارشاد یزد، بمدت یکسال دیگر در سمت خود ابقاء شد.

به گزارش گاونیوز ابقاء عالیشوندی در سمت خود به شایعاتی پیرامون رفتن او از ارشاد پایان داد. گاومش حسن در تحلیل این خبر گفت:احتمالا خبر رفتن محمودخان از جانب خودش در جامعه فرهنگی و هنری رسانه ای شد.محمود با این حرکت میخواست اصحاب فرهنگ و هنر چند روزی رو به جشن و پایکوبی بپردازن که حداقل یه تکونی به خودشون داده باشن.من که گاوم میدونم، ازوقتی که محمود اومده،تمام اصحاب فرهنگ و هنر چه دستبوسان سنتی،چه مخالفان خود تبعید،که مجبورن با هر حرکت محمودخان از خودشون واکنش نشون بدن، از این همه جُلیدن(بیش فعالی) محمود به تنگ اومدن.سالها هنرمندان یزدی تلاش کردن که تمام پاتوقهای هنری رو تبدیل به گرمابه کنن و توش حرفای صدتا یه غاز بزنن.این جماعت حتی از شوخیهای "گمبه"هم خوششون نمیاد.چون مجبورن اول فکر کنن و بعدش بخندن که خدائیش خیلی کار سختیه. خلاصه اصحاب فرهنگ و هنر آسوده نخوابید که محمودمااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااندگار شد. 

سحر خيز باش تا....

....اما بعد"در نما يشگاه هنر هاي بيداري اسلامي!!

    ملا ممد جان به جمعه خان مي گفت: ايراني ها  يك مثل دارند كه مي گويد!!

    يا خواب است يا ابگوشت كله!! چه خوب شد كه ما زود بيدار شديم!! (خنديد)

    به زبان پشتو گفت!!نمي دانست من ملا غياث زبان دانم!!

    خدا خيرتان بدهد .......تا بعد

جاي نسبتا بالا!بلا نسبت فكر پا يين

....اما بعد" در ولا يت ما زمان تر سالي  انها كه سن و سالي داشتند  مي فهميدند كي سيل

     مي آيد!!هشدار مي دادند!كه به هوش و گوش باشيد!

      بابا ملا به ننه ملا مي گفت"مادر ملا غياث"سيل امد دستپاچه نشوي بروي سراغ خرت و پرت

      جمع كردن!!سه جلد ها را  بردار و قباله هاي خانه " باغ"ويك روز سهم اب چاه شراكتي!!

      سيل كه امد" ديك و پيك"لحاف محاف"اجاق مجاق"پول مول"كاسه ماسه"افتابه مافتابه"

      درخت مرخت"خر و مر"بالاخره سيخ تا ميخ را با خود مي برد!!

      اما زمين خانه " باغ" و حلقه ي چاه سر جايش مي ماند!! بعد از سيل هويت است!!

      سندش نباشد بي هويتي!!سه جلد كه نباشد ادم نيستي!!

     حالا عده اي در اين شرايط (سيل تهاجم فرهنگي) به جاي حفظ هويت فرهنگي هنري

     ايراني اسلامي و ريشه دار كردن ان در جوانان گم كرده را ه مقصود!!

     دلشان خوش است بازي فوتبال رايانه اي دست و پا كرده اند براي  سيصد و اندي

     و به اين كار مشغولشان كرده اند!!اوقات فراغت  پر كرده اند!!

    نمي دانند عده اي از دو شتمان به بازي گرفته اند !ما ديگر نگيريم!!

   حالا كه همه بيدار شده اند!!ما خواب نكنيم!

    خدا خيرتان بدهد ...............تا بعد

   

     

مگه خوابش ببینن

اگه بمیرم  در این فیلم ها بازی نمی کنم  این گفته گل سر سبد سینمای ایران و خصوصا دفاع مقدس، پرویز پرستوییه تو یه مراسم سینمایی تو  شمال تو نوشهر و کنار خزر یازده درصد...حالا کدوم فیلمها ؟ معلومه دیگه سری فیلمهای نمکی جون .اما یه فیلم هایی هم هست که اگه همه اهل فرهنگ وهنر بمیرن هم نمی تونن توش بازی کنن، مگه خوابش ببینن ،فیلمهایی که تو ایران فعلا رو پرده هه دو تا خوزستانی خوب بازی کردن و ...!...تو ده ما هر که میخواسته بره مکه ای ،مشهدی، سوریه ای چیزی هر چی پول و پله داشته میداده ماشالا کیسه و باخیال راحت دسته جمعی میرفتن زیارت ، بر که میگشتن دیگه اون پول رو پس نمی گرفتن که ،جاش امنه و امونه، پیش ماشالا باشه دیگه دزد نمیبره !!! تا اینکه جدیدا فهمیدن یکی از فامیل های  ماشالا کیسه   داره همه زمینهای تو ده رو میخره و...مردم شک میکنن میبینن بله این ماشالا سه هزار هزار هزار نوت کاغذی سبز ، کرده تو کیسه و داده اون فامیلش و اونهم نامردی نکرده و بنا کرده با پول رعیت بدبخت ،اب و زمین خودشون رو خریدن، حالا هوو اوفتیده که نکنه این همه سال که پول مردم دستش بوده،خدای نکرده، دست کجی میکرده و همه فامیلش به نون نوایی رسونده، حالا خوبه مردم از شهر خبر ندارن که فک و فامیل  ماشالا کیسه  چقدر زمین و دکون خریدنو نمی دونن چقه پول هشتن تو بانک صادرات و الا میریختن در خونش و میگفتن پولهای مارو پس بده. مش ممد میگه: این  ماشالا کیسه  با موش مردگی و قیافه حق به جانب و نیم من ریش و اون جلیقه پچلش چطو همه مردم رو سر کیسه کرده ؟! راست میگن از اونی که سر به تویی داره بترس ،نه اونی که های و هویی داره ...

الماس گل الود و کلوخ زر الود

...!...بی هنران هنرمندان را نتوانند که بینند،همچنان که سگان بازاری ،سگ صید را مشغله برارند،و پیش امدن نیارند ،یعنی سفله چون به هنر با کسی برنیاید،به خبثش در پوستین افتد..............  کند هر اینه غیبت حسود کوته فکر..........که در مقابله ، گنگش بود زبان مقال

گویا مشهد شجر  یو، یزد پرویز یو ،اصفهان اصغر یو ،کرمان عالم یو، بهاباد و اردکان  محمد یو ، تبریز شهریار یو ،مهریز حامد یو ، شیراز سعد یو ،  تهران بهرام یو ، بوانات کرامت یو  ،فلان جا فلان یو ، ... ،داشته که شیخ اجل بعد از هفت باب ،بابی جدید گشوده در اداب صحبت .تاریخ قدیم یاد ندارد هفتی هشت شده باشد، مگر دوران پسا که بعد هفت ، هشتی سر بر اورد و هر هفت  هنر را بلعید سینما را میگویم  . در ماضی فقط سعدی پسایی کرده و بعد هفت هشتی گشوده و هفت بابش را در ان چاپانیده  گویا این حکایت شاه بیت غزل گلستانش نمایانده  و بی هنران را با ان نموده و نمودی بوده از جوری که بر هنرمندان واقعی می رفته و میرود مثل زندان سکندر خودمان که به قول مش ممد ده ما :کدخداهای فرهنگ و هنر اول با خبر چینی های  حسودانه سگان بازاری و بعد با کمک حقیرانه ریشانه های بی ریشه،بر سر هنرمندان آزادی  که چون الماس درشتند، خس و خاشاک میپاشند تا به همگان گویند که فلان کس کلوخ است و بر روی خود که چون کلوخند لایه ای زر تقلب و ریا تعهد می کشند چون پاشیدن خاکستر بر گه که بویش بلند نشود ، تا به همگان وانمود کنند  طلایند اما...گر روزی مشتریان بخواهند زر و جواهر هنر بخرند محک میزنند  انگاه که ورانداز شوند کلوخ زر اندود که سست است لایه بشکند و غباری شود و از لای انگشت بر زمین ریزد و گندش بلند .اما الماس که لمس کنند اول وزن سنگین ان بی درنگ با یک فوت، گرد برود و دانند که این کلوخ نیست و الماسی است . که فلان گفته که گفته بد میکند نه کرده اما وای بر ان زر نماها که عمل جای شعار گیرد انوقت کرده ،کار گفته،و خود حسود بر باد دهد. اگر هنوز منظور کدخدا نفهمیدید میخواهم بگم که هی پشت سر امثال محمد بهابادی و پرویز ذهبی و حامد مهریزی و کرامت یزدانی و ...بدگویی نکنید اینها الماس های خلاق هنر این شهرند  اگر قبول ندارید باشد به وقت محک تا زر  ز کلوخ باز شناسید...

داد از جدایی

فیلم " جدایی نادر از سیمین " برای اسکار  ۲۰۱۲  انتخاب شد

با موفقیت های پیاپی و همین خبر اخیر شایع شده است که هنر مندان کپی کار یزد مشغول گپی کردن داستان این فیم برای اجرای صحنه ای از آن شده اند و چند کارگردان که عادت به سرقت کار دیگران دارند از هم اکنون اعلام امادگی کردندتا  آن را بروی صحنه ببرند اما قوی ترین شایع این است که احمد ندافی سالها پیش تر از این فیلم متنی نوشته بنام " جدایی نادر از باقر " و هر گونه گپی برداری از آثار دیگران را نفی کرده است .

اندر حکایت قابوس

پس از نقل قولی که بنده در یکی از مطالبم از قابوس نامه داشتم  ادب دوستان و عاشقان فرهنگ وهنر ایرانی از این حقیر خواستند گزیده ای از نصایح این عنصر کاووسی بیشتر بنویسم تا همگان بهره برده و از این حض وافر محظوظ گردند.

باب چهلم - در آیین شرط وزارت

" اگر چنان بود که بوزارت افتی محاسبت و معاملت شناس باش و همه خود مخواه که گفته اند :من طلب الکل فاته الکلکه  -  که همه به تو ندهند اگر دهند ازآن آنرا خواستاربود. اگر اول فراز گزارند آخر بنه گذارند.پس چیز خداوند نگه دار و اگر خوردی بدو انگشت خور تا در گلو بنه ماند.اما یکباره دست عمال فرو مبند که چون چربی  از پانه دریغ داری کبابت خام آید ٬ تا دانگی بدیگران بنگذاری درمی بنتوانی خوردن و اگر بخوری آن محرمان خموش نه باشندونگذارند که پنهان بماند "

سردار محمود فاتح

گاونیوزـ خانه هنرمندان برای تشکر از محمود عالیشوند آماده میشوند.

به گزارش گاونیوز ارباب حلقه ها و۲۰۰تن از متمردین هنری که مورد خشم محمود عالیشوندی بوده اند  قصد دارند مراتب قدردانی خود از وزیرارشاد،محمود عالیشوندی و حسن مفیدی را در حضور رئیس جمهور ابراز دارند.گاومش حسن در تحلیل این خبر گفت:از این مصالحه بوی توطئه میاد. به محمودخان هشدارمیدم فریب نخوره.ارباب حلقه ها خواب مدیریت ارشادو دیده.ازهمین الان یک معاونت جدید التاسیس هم برای رفیقش بهابادی تدارک دیده.معاونت "تیر و تخته".من اگه جای محمود بودم از امروز لب به چغندر و شلغم پخته نمیزدم.خیلی از سرداران فاتح همینجوری مسموم شدن و از پا دراومدن.احتمال داده میشه چندتا صندلی تیر و تخته ای هم بعنوان پیشکشی به اتاق حسن مفیدی فرستاده بشه.من که گاوم هشدارمیدم "میخ داره،روش نشین  خطرناکه حسن!!!!".البته نمیشه زیادهم بدبین بود شاید این "لیانشامپو"ایها در مقابل اراده محمود تسلیم شدن،ولی شرط عقله که مدیرکل همیشه در حالت آمااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااده باش باشه. 

شعر فارکین سونی

چند روز پیش یکی از بیمارانم یه کاغذی داد به دستم و اصرار کرد که اینو تو گمبه بنویس البته که من توجه نکردم اما روز گذشته با حالتی شاکی اومد پیشم وگفت :طبیب اگه شعر منو در گمبه ننبسی این بیماری " فارکین سون " من خوب نمشه به اون قسمی که خوردی فسم که بنبس 

گفتیم به چشم شاید دیگر فارکین سونی ها هم حالشان بهتر شود

خودتو بده دست تکسم / یه لحظه بگذر از فکر و ذکرومشغله / برو بسمت حسم

ببین چیکار کرده این هنر با جسمم

برو تو چند روز دیگه به جشنواره ـ چی؟ / تیارتو بشین کنار چند تا آدم خوش  ـ چی ؟

ببین میبینی چند تا آدم قوز بیتم ؟ / نکن به غیر این تو فکرم

سر تکون بده ودست بزن وهی بگو / هی پس منم رفیق این همه قوز بیتم !

من و تو باید تا آخر صحنه وایسیم / میدونم توهم موافقی با حرف مفتم

من میخوام کارگردون بشم وهی هرج ومرج کنم  / درد ورنج ومن به سبک خودم ترجمه کنم

درس ومشق من نوشتن است  /از تو از خودم / پس بذار لابلاش یه کم رپ کنم و تب کنم

 از درد مردمم -خب / میدونی من مصر گفته های پیشکسوتان / دشمنای ما رئیس کانونها نمی شن

گفته های دیروز حالا بیدار ترینن / در خونه کد خدا قفل بود / من از دیوار پریدم

تا صدر مجلس / بشینم کنارت / بچینم ستاره / ومیدم ادامه / و اینم صدامه

 

رکورد گیری

تا چند روز قبل یزد بواسطه فعالیت های مستمر وپی گیر " حاج حسن دهنویی " بعنوان آرسن لوپن ایران رتبه اول کلاهبردار های ایران را داشت وپس از سالها یزد را در میان این همه رشته های گوناگون به رتبه اول رسانده بود اما با فعالیتهای مستمر بانک صادرات و پیداشدن کلاه بردار ۳۰۰۰ میلیاردی که اسمش هم حسن نیست .یزد ما از این رکورد هم افتاد!

این طبیب که با نظاره کردن رنگ رخسار نسخه ام را می پیچم گمان نمی کنم تو شهر با این همه آدم کوشا  حالا حالا کسی بتونه رتبه اولی یزد رو برگردونه گرچه این همه حسن داریم که هم خوبن هم کوشا  مثل  حسن مفیدی٬ حسن آسایش ٬ حسن شریف بیگی ٬ ابول حسنی و  ... اما حسن دهنویی کجا واین محاسن کجا!!!!

جهان "بینی" هنری

گاونیوزـ نمایشگاه آثارهنرمندان یزدی در خارج از کشور.

به گزارش گاونیوز محمود عالیشوندی ابراز امیدواری کرد:امسال در یک یا دو کشور خارجی نمایشگاهی از آثار هنرمندان تجسمی را برگزار میکنیم.گاومش حسن در تحلیل این خبر گفت:احتمال داده میشه ایندفعه محمودخان قرارداد قایل توجهی با"آب حیات" و "شیرحسین"بسته.نگرانی محمود درمورد اقتصاد هنر هم قابل ستایشه.من که گاوم به محمودخان پیشنهاد میکنم در مورد درآمدزایی هنر با دونفر مشورت کنه.اول ارباب حلقه ها که تونست با پیوند هنر آشپزی و تجسمی، وبا بکار گرفتن شلغم(قاسم آبادی) و چغندر(ممدآبادی) به رویای "خلاقیت و ثروت تجسم" ببخشه. و دوم با ناصرمهین طاهری.این آقا چندسالیه که توی "انجمن سینمای صنعتی جوان"راهکارهای درآمدزایی از هنر رو در انجمن به علاقه مندان آموزش میده و خودش عمل میکنه.امیدوارم اینفعه محمود بتونه با این سفر خارجی از هنر یزد مااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااستی ببنده.

اقای اسمیت کیه

دیشو سید محمد خاتمی با احمدشون که وزیر ارشادش بوده رفته بودن نمایش اقای اسمیت کیه که سباستین تیری نوشته بوده و داود رشیدی کارگردانی کرده ببینه که یک وقت با استقبال بی نظیر هنرمندا و مردم اون محل و خلاصه هرکه خبر دار شده بوده روبرو شده بوده.بعد نمایش سید محمد با عوامل نمایش گپ و گفی زده و به داوود هم گفته: (تو منشاء خیری) .این نمایش تو سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر اجراهه و میگن با استقبال بی نظیری روبرو شده. بعدش هم مجید سرسنگی مدیر عامل خانه هنرمندان گزارشی داده سید محمد و بعدش هم با تشویق و بدرقه گرم هنرمندا ن رفته احتمالا خونه یارفته دفترش دیگه ما بعدش خبر نداریم...!...تو ده ما اگر کدخدا ی قبلی برای کسی کار خوبی کرده باشه ،هر وقت میره خونهء اون بنده خدا، خیلی تعارفش میکنن به حدی که کدخدایی که سر کاره حسودیش میشه! اخه کدخدای قبلی برای هر که ،خوب نبود، برای عالم و آدم و فرهنگ و هنر و بیمه اهلش و ...خیلی خوب بوده، برا همینه ادمهایی که سرشون میشه ،همیشه دعا گوی اون کدخدا هستن و هر جا ببیننش خیلی دوستش دارن و... ،البته هر کدخدایی چندتا دشمن داره چندتا دوست، چیزی که مهمه اینه که این دوست و دشمن ایا سرشون به تنشون میرزه یا نه !  مش ممد میگه: دشمن ادم هم باید سرش به تنش بیرزه  و بشه نگاهش بکنن والا هر دشمنی دشمن نیست هر دوستی هم دوست نیس...

روزي كه در گذشت

روز ملي سينما آمد ورفت و در يزد هيچ برنامه اي اتفاق نيفتاد بجز يك مصاحبه مطبوعاتي و خبر اينكه دلتان خوش باد كه دو سالن سينما در همين دو سينماي موجود اضافه مي شود .

اما مابه مناسبت روز در گذشته خبر خوبي براي اهالي سينما داريم : مطلع شديم كه فيلم " فيتله اي ها " به كارگرداني معيريان و تهيه كنندگي احمد نجفي مدتيست با عوامل حرفه اي در يزد در حال توليد است. البته عاشقان كارگاه علوي  عصر هاي پنج شنبه ميتوانند احمد نجفي را در شيريني فروشي خودش  " گل بن " در نزديكي پاساژ آريا ملا قات كنند و با او عكس يادگاري بگيرند واگر شوق سينما را در آنها زنده كرد بروند آنطرف خيابان روبروي پاساژ آريا و وارد سينماي حاجي اعلايي شوند و از تماشاي " شش بش "لذت ببرند و اگر باز جام لذتشان لب ريز نشد يك بار ديگر بروند آنطرف خيابان و وارد پاساژ آريا شوند و ضمن سير و سياحت توسط پله برقي وسط پاساژ به راحتي پله هاي تر قي را طي كنند.

روزنامه هاي عهد قاجار

بشارت نو:  احمدی نژاد درجلسه سران قوا چند بار " v " نشان داد ؟

دو روز نامه بشارت نو که بیشتر شبیه کشکول نامه است و دائم گیج میزند که باد از کدام طرف میوزد نتنها بلد نیست یک تیتر خبری بزند گویا از روزنامه های کشور هم خبر ندارد .البته میدانم کمتر کسی حاضر است همین صد تومان ناقابل را برای آن بدهد اما تعجب نکنید اینهم یکی دیگر از هنر های شهر ماست .

انتقام به سبک محمود

گاونیوزـ مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامي از بازيكنان فولاد يزد قدرداني كرد

به گزارش گاونیوز محمود عالیشوندی  با حضور در ميان كادر فني و بازيكنان تيم فوتبال فولاد از آنها بخاطر كسب پيروزي در مقابل ابومسلم خراسان قدرداني كرد.گاومش حسن در تحلیل این خبر گفت:درسته که محمودخان تا حالا هزاربار روی "جشنواره خوشنویسی رضوی" در یزد،مانور داده ولی ته دلش از اینکه سهم یزد از جشنواره رضوی، فقط قلم نی و مرکب باشه راضی نیست.برای همین تا فولاد ابومسلمو برده دویده وسط چمن و سرود خوشحالی خونده.روزگاری محمود مشروطه رئیس اداره فرهنگ یزد از وزیر فرهنگ وقت عذرخواهی کرده بود که نتوانسته برای استقبال از وزیر  گروه سرود و رقص به فرودگاه ببرد.وزیر برای دلداری مشروطه گفته بود:"مهم نیست ما انتظار زیادی از هنر یزد نداریم،بیشترین توقع ما از یزد خوشنویسیه لطفا فقط همین هنرو تقویت کنین".واین سنت تا امروز حفظ شده.من که گاوم فکر میکنم محمودخان به فولادی ها قول داده که تالار هنر و تالارشرف وتالار فرهنگ به صورت "کف"در میان تا تا تیم فولاد بتونه تیم فوتسالشو راه بندازه.ازمااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااگفتن بود. 

بازهم پيشنهاد ملا غياثي

......اما بعد"چند رو زي است كه رسانه ي ملكي!!از بد بختي و بيكاري و ركود اقتصادي

       اروپا و آمريكا برنامه مي پراكند!! كه"بي كار شده اند"شاخص بورس سقوط كرده است

       اقساط خانه ها پرداخت نشده است"و چه و چه!!

      اه" از ته دل آدم كنده مي شود و هر راهي پيدا كند بيرون مي آيد!!!

     حالا كه ما اينقدر آدمهاي بشر دوستي هستيم!نمي گويم چادر كميته علم كنيم!!

      حد اقل پول اين جشنواره ي نمايش كه نزديك است بتركاند خودش را!!

       بفرستيم بزنند به زخمي اين مادر مرده ها" ثواب دارد" پول يك پرس كباب كه مي شود

       خدا خير تا ن بدهد.............تا بعد

ما كه ترك نيستيم چرا ؟

" تمام رسانه هاي تركيه از كنسرت محمد رضا شجريان در استانبول استقبال كردند "

وقتي ما قدر خود را نمي دانيم ديگران قدر مارا خواهند دانست فقط بايد هي صبر كنيم از قديم گفتن  مرغ همسايه غاز است  غاز چرونش خيلي ناز است ( كار نداريم شاعرش غاز را ديد ميزده يا غاز چرانونش را ) بقول مرحوم خوش طبع حالا حكايت ماست مگر ما در شهر خودمان كم كس و كار داريم كه قدر شان را نمي دانيم  از نوازنده و خواننده بگير تا خنيا گر وبازي گر. تازه گر خالص هم داريم گري گوري هم داريم . پيشكسوت وپيشا پيشكسوت هم تا دلت بخواهد موجود است. اصلا شجريان هم داريم . ترك ها شجريان مرا ميبرند و قدرش را مي دانند يعني ما از ترك ها هم كمتريم ! چرا قدر هنر مندانمان را نمي دانيم ؟

من هم با خيلي ها موافقم نبايد پا روي دم  برخي از هنر مندان گذاشت يا مثل گاو هي شاخ به دنده اين و آن زد . وقت آن است كه از ترك ها چيز ياد بگيريم !!

چمیدن قبل از چریدن

قابوس نامه : زیرکان گویند "اصل بازرگانی بر جهل است وفرع آن بر عقل چنانکه گویند لولاالجهال لهلک الرجال

اینکه فرهنگ غنی ماست واز قرن پنجم به این طرف مرتب به آن عمل کرده ایم جای تعجب ندارد حالا گیریم که برخی رعایت نمی کنند اما اهالی فرهنگ وهنر خاصه آن عده که در تجارت مهارت  هم دارند خوب میفهمند یعنی چه ! اما تعجب آن جاست که چند بازرگان مقادیری بخور نمیر  از بانکهای ایران دزدی کرده اند چرا این همه بلوا به پا شده ۳۰۰۰ میلیارد تومان فقط پول ۱۴ روز فروش نفت است . بروید بقیه ۳۵۱ روز دیگر را بچسبید و شکر خدا کنید که بازرگان محترم پیدا شده و بانک بیچاره تبرئه و آخرش چشم اسفندیار کور می شود تا با رستم دست به یقه نشود.

بباید چمید ار بخواهی چرید

گاو مش حسن و 11سبتامبر

سلام.من گاومش حسنم.تازه از زندان "گوانتانامو" آزاد شدم.ماجرا از این قراره که چندروز قبل از برگذاری دهمین سالگرد حمله به برجهای دوقلو،سازمان "سیا" تصمیم گرفت با کمک عوامل دست نشانده خود در سراسر جهان مظنونین به حمله های تروریستی رو دستگیر کنه. جمعی از اصحاب فرهنگ و هنر یزد که چندی پیش در خانه کدخدا جمع شده بودن به این نتیجه رسیدن که منو به "سیا"بفروشن.طی نامه ای اعلام کردند که: این گاو مش حسن نیست،گاو "بن لادن"ـه. دلیلشون این بود که این گاو مرتب میزنه تو برجک ما،واین کارا فقط از بن لادن و گاوش برمیاد.مش حسن رو هم خریدنش که بگه :گاو من مرده، این گاو من نیست.در حالی که مش حسن میدونه من اون یکی گاوشم،ولی خودشو فروخت . خوشبختانه پس از بازجویی از من که گاوم و تحقیقاتی که سازمان "سیا"انجام داد فهمید که اصلا توی فرهنگ و هنر یزد هیچ "برُجی"وجود نداره و "سیا" گول توهم این هنرمندا رو خورده.و اونچیزی رو که من که گاوم مرتب بهش حمله میکنم توهمات این هنرمندانه که سر به آسمون کشیده و اینها بجز دوتا دخمه نمور، جایی ندارن که توش داد بزنن ماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااخودمونو نمیفروشیم ولی دیگرانو چرا.

رئیس به سخن آمد

محمد رضا ابولحسنی رئیس انجمن نمایش یزد گفت :

۲۶ گروه تئاتری برای شرکت در جشنواره تئاتری استان در حال تمرین هستند و از این میان  ۱۴گروه از یزد هستند وبقیه شهرستانی می باشند . جشنواره امسال ۹ روز برپا میشود و طبق قوانین هر گروه باید ۵ شب اجرای عمومی داشته باشنداما چون فرصت نداریم ! تعداد اجرا ها به ۲ یا ۳ شب کاهش یافته .زمان اجرا ها از اول مهر تا ۱۵ مهر خواهد بود.

ابولحسنی که از قبل از دوران فروپاشی خانه نمایش سرش در حساب و کتاب بوده معلوم است که به آمار وارقام تسلط کافی دارد و به عرف روزگار می شود طبق قوانین خود قوانین را زیرپا گذاشت !! با این همه گروه نمایشی وتعداد کم سالن ها باید از اول مهر صف های طولانی مشتاقان نمایش را در سالن ها تما شا کنیم !

شد؟

...یاران را چه شد؟...

كاملا فرهنگي"از كل به جزء

.....اما بعد "حالا كه شبكه ي تابان از آرشيو كليپ هاي كه افرادي مي افتند و مي ترسند

     به عنوان ديدني ها و دوربين مخفي براي خنداندن خلق الله نمايش ميدهد!!!

    ما چرا نكنيم؟! از آرشيو ذهن بيرون نياوريم!؟ البته با شعار باهم و به هم بخنديم!!

    ميشل فو كو نويسنده ي فرانسوي همجنسگرا است!!

    اوايل انقلاب براي تهيه ي گزارش و مصاحبه باشريك جنسيش ! به ايران مي آيد!!

    انقلابي هاي دو آتيشه اورا نمي پذيرند!!

    اكنون چون در جاي از انقلاب ايران حمايتكي كرده است ترجمه ي كتا بهاي او فراوان روي

    پيشخوان است!!و چاب مقالاتش در مجلاتي وابسته به سازمان تبليغات!!

    اين را كه ديدم فهميدم اجراي نمايش با مضمون همجنس خواهي در مركز!

   پخش فيلمي سينماي از شبكه ي دو در شب مبعث البته دستكاري شده

   ودوبله ي دروغ!! با مضمون همجنسگراي!! و  بودن يكي در نمايش  يزد و داشتن نقطه ي

   مشترك با ميشل و حمايتش از طرف عده اي به جاي بر نمي خورد!!

   جهاني شدن خرج دارد!!

    خدا خيرتان بدهد.............تا بعد

  

    

...

 

مرده ها چه زنده نما شده اند ارواح در شهر می لولند

دوبیت از کویر

روزگار میگذرد اما اتفاقی در هنر شهر خشت خام جهان نمی افتد!... موسیقی چرا خموش است کجاست ان کنسرت که شب در اهنگش، خویش را غرقه سازیم...وتئاتر: نمایشی از خنده و گریه کو که ماسک ها از چهرهای مردمم بردارد وبر چهره بازیگر نشاند کنون بازیگران به تماشای بازی مردم نشسته اند؟!؟چه ماسک های زیبایی ...ومعماری: جز تقلید کور تکرار کپی در خیابان قناس اغشته به نقشه پول وشهردار میفروشد تراکم فضای بیگانه از سنت و بافتهای سرطانی چون جوشیدن تاول کامپوزیت...زیبایی: کشیدن یک خرچنگ است در حال رقصیدن روی دیوار کاهگلی شهر خشت... فیلم :فیلم کردن فرهنگ است در دیوان خانه های فرهنگ و فرهنگسالاران، کارمندان دولت در اداره فرهنگ .سینما از ورود اقایان جلوگیری میکند مردی نیست در این سینما نماها ...وهنر در طوفان سهمگین شن بیرون شهر کنار مردگان مدفون شده گویا ...انچه ازش میبینیم سرگین گردانهایی که در لاشه مرده هنر میلولند و...

دیر شد  فرصت  عاشقی  دیر .......بشکن ایدل نه جای درنگ است

گریه های قضا گشته برجاست ......مویه کن مویه کن وقت ننگ است

...!...توده ما خبر این است که خبری نیست که نیست

يك پيشنهاد ملا غيا ثي

.....امابعد" روزي كه برف سرخ ببارد از آسمان................بخت سياه اهل هنر سبز مي شود!

     نمي گويم شعار امسال جشنواره ي نمايش اين باشد!!

     اما پيشنهاد مي كنم از رنگهاي سرخ"سياه" و سبز"در پوستر جشنواره استفاده شود!

     كه انتزاعي! باشد ولي همان معناي بالارا بدهد!! البته از اين رنگها استفاده شد حق ملا

     فراموش نشود"فسفر سوزانديم البته بدون خوردن ميگو!!

    اين شعر كه نوشتيم   از خودمان نيست!مال شاعري است كه اول فاميلش

    بد آموزي دارد براي همين نام نبرديم!!كه كسي سر ش دعوا نكند!!

    خدا خيرتان بدهد................تا بعد

کاری که کدخدا بود بازیگرش

کدخدا بعد از یک دوره بست نشینی و تو ده نشینی و تو ده گویی ،حالا برگشته شهر و میخواد تو نمایش  مهدی زبرجدی بازی کنه خدا به داد زبرجدی و گروهش برسه، چون هرکه کدخدا را نشناسه خود کدخدا بهتر از همه کدخدا را میشناسه خلاصه کلام اولین جلسه تمرین کدخدا خواب موند تازه ساعت تمرین ۷شب بوده حالا اگه زبرجدی به هر دلیل تمرینش بندازه صبح دیگه معلوم نیست چه بر سر تمرین میاد باید روز اجرا به داورا بگه یکی از بازیگرام تو رختخواب و تو فضای مجازی بازی میکنه این خودش خلاقیته و شاید باعث بشه بره فجر...خلاصه فقط کدخدا بازیگر نبود که اونم شد تکلیف  اون دهی که کدخداش بازیش بیاد روشنه  ...حالا بایستی ته اون لیست بلند بالای بازیگرای شهری، اسم این دهی هم اضافه کنن .این نمایش زبرجدی ، طباطبایی نوشته و وحیدشون طراح صحنه هه و پاشا بدرود و مطلق هم با کدخدا بازی میکنن و مهدیشون هم کارگردانی میکنه واسم کار باشه بعدش ...

امسال هم مدیر نمونه رو شاخشه

محمود ارشاد ،در اقدامی عجیب  گفته: برگزاري جشنواره فيلم قرآني با گستره بين المللي در استان پيگيري مي كنيم.محمود در گفتگو با ای س ن ا فرمودن : در سال جاري جشنواره تئاتر استاني، جشنوره تئاتر منطقه اي، نمايشگاه بزرگ كتاب و نمايشگاه يار مهربان در صورت مشاركت آموزش و پرورش در یزد راه میندازیم (اموزش و پرورش امسال در هفته دو روز بیکاره حتما مشارکت میکنه)وي با حالتی گله مندانه گفتند که: بودجه استاني در بحث فرهنگي بسيار محدود است ! به طوریکه بودجه استاني به ميزاني كمتر از سرانه هر نفر 100 تومان در سال است. او اشاره ای هم به مسابقات فوتبال کرد اما منظور؟؟؟ گمبه فکر میکنه محمود میخواسته بگه بابا نصف پولی که به فوتبال نو نهالان میدید به بخش هنر و فرهنگ ۱۰۰ تومانی هم تزریق کنید یعنی هنر از فوتبال بچه ها کمتره ؟!؟...!...تو ده ما کدخدا اول سال رعیتی به اهالی، وعده سر خرمن میده و میگه امسال بیست تا گاو از ده بالا برای گرجین کردن و پنجاه تا الاغ از ده پایین برای بردن گندم ها تا خونه کدخدا و هفتاد تا قاطر از شهر برای بار کردن و بردن محصول به شهر و صد تا کارگر افغانی برای کمک میاریم ده ،اما وقت خرمن هشتن که میشه از هیچکدوم از وعده ها خبری نیست  اولا که خشک سالی بوده و گندمی نیست دوما همون چندتا تا نوکر خودش باید چهار من گندم رو خورد کنن و بار خودشون کنن و بعدش هم پشت کنن و تا شهر بدون و...البته خود کدخدا زجمت پولش رو میکشه...

راستی اون جشنواره قرانی که پارسال برگزار شد و کدخدا هم یه کارایی کرده بود مسئله اش حل و فصل شد؟



 

كشكش كشكه رنگش گشته

.....اما بعد" شنيده ايد كه مي گويند فلاني كشكي حرف ميزند!!اين كنايه داستاني دارد

     در ايام ماضي! انانكه استين نو داشتند براي خود مهر اسم درست مي كردند بر روي

     عقيق يا نقره به خط خوش! و زير نامه" قرارداد" قباله"وصيت نامه"سفارش نامه"وخيلي از

     چيزهاي خودرا با آن مهر مي كردند و پاي آن را محكم و به آن اعتبار مي بخشيدند!!

     عده اي از كلاه نمدي ها نيز تقليد مي كردند و اسم خودرا روي كشك با خط نا خوش

     حك مي كردند و پاي بعضي از جاها را مهر مي كردند!! و معلوم مي شد كه مهر كشكي

     هست و حرف اعتباري ندارد!!

     الان مديران مهر ژلاتيني دارند و لي باز بوي كشك از ان بلند مي شود!!

     نگاه كنيد به بودجه هاي فرهنگي تصويب شده و مهر پاي ان!!!

     خدا خيرتان بدهد ........تا بعد