رسانه ی ملی به نام مردم به کام فردم(هم وزن مردم)
اینقدر من ملا و ابجی ملا ابغوره گرفتیم و بغوره سر دادیم تا بابا ملا راضی به خریدن
تی وی شد!!انهم چهارده اینچ سیاه و سفید توشیبا"از سمساری!!
تا اورد خانه گذاشت دربالای اتاق"نه نه ملا هم از صندوق دارایی کهنه ای بیرون اورد
انداخت رویش که دیگر چراغش معلوم نبود!!بابا هم گلدان شمع دانی روی ان
هرچه گفتم این تی و ی است گلخانه نیست و این اسقاطی روانداز نمی خواهد به
خرجشان نرفت"اخم کردم!!تا اینکه باباملا گفت"حالا بچرخان کلیدش را اگر به درد خورد
حرف تو راست!!
چرخاندم.....!!جشنواره ی چهارده ام کیش بود!از کانال سه!عده ای باد اورده ها را و
از کجا اورده ای ها را با طیاره برده بودند انجا و از بازارهای داخلی جنس خارجی خریده
بودند!!حالا باید در قرعه کشی شرکت کنند
همه بودند"سازنده"نوازنده"خواننده"رقصنده"(این اخری نبود!)
اقا رشید"فرشید"جمشید"خمشید"گم شید"(اخری اصلا نبود)هنرمندانش بودند!!
مجری و هرچی!جمع بودند تا سرگرم کنند و انکه بیشتر خرج کرده و شانس بیشتری
برای برنده شدن دارد اسمش ماشین دراید!!(خدا نیامرزد شاه را!که مردم رامصرف زده
کرده بود!!)
ای حسرت به دل شدیم! که چرا جای ما خالی است!!
بابا ملا گفت"این هم رسانه ی ملی!!برنامه ی اقلیت برای اکثریت!!
تا درهم"نباشد از آش خبری نیست!! گلدان را برداشت و گفت"می برمش منزل همسایه
که تی وی چهل و خورده ای اینچ دارد وکنارش ریسیور!!که مدام طرب انگیز است
برای این گل هم بهتر است!! آواز خوش شیر گاو را بیشتر"رشد گیاه رابیشتر"
تخم مرغ رادرشت تر می کند!!! برد که برد!!
خدا خیرتان بدهد.....تا بعد!!


















گمبه همان یزدی شده کلمه پاتوق می باشد