رسانه ی ملی به نام مردم به کام فردم(هم وزن مردم)

.....امابعد"ای خدا"آدم نمی داند سفره ی دلش را کجا بازکند که ابرویش نرود!از بی چیزی

    اینقدر من ملا و ابجی ملا ابغوره گرفتیم و بغوره سر دادیم تا بابا ملا راضی به خریدن 

    تی وی شد!!انهم چهارده اینچ سیاه و سفید توشیبا"از سمساری!!

    تا اورد خانه گذاشت دربالای اتاق"نه نه ملا هم از صندوق دارایی کهنه ای بیرون اورد

   انداخت رویش که دیگر چراغش معلوم نبود!!بابا هم گلدان شمع دانی روی ان

    هرچه گفتم این تی و ی است گلخانه نیست و این اسقاطی روانداز نمی خواهد به

   خرجشان نرفت"اخم کردم!!تا اینکه باباملا گفت"حالا بچرخان کلیدش را اگر به درد خورد

   حرف تو راست!!

  چرخاندم.....!!جشنواره ی چهارده ام کیش بود!از کانال سه!عده ای باد اورده ها را و

  از کجا اورده ای ها را با طیاره برده بودند انجا و از بازارهای داخلی جنس خارجی خریده

  بودند!!حالا باید در قرعه کشی شرکت کنند

  همه بودند"سازنده"نوازنده"خواننده"رقصنده"(این اخری نبود!)

  اقا رشید"فرشید"جمشید"خمشید"گم شید"(اخری اصلا نبود)هنرمندانش بودند!!

  مجری و هرچی!جمع بودند تا سرگرم کنند و انکه بیشتر خرج کرده و شانس بیشتری

  برای برنده شدن دارد اسمش ماشین دراید!!(خدا نیامرزد شاه را!که مردم رامصرف زده

   کرده بود!!)

  ای حسرت به دل شدیم! که چرا جای ما خالی است!!

  بابا ملا گفت"این هم رسانه ی ملی!!برنامه ی اقلیت برای اکثریت!!

  تا درهم"نباشد از آش خبری نیست!! گلدان را برداشت و گفت"می برمش منزل همسایه

  که تی وی چهل و خورده ای اینچ دارد وکنارش ریسیور!!که مدام طرب انگیز است

  برای این گل هم بهتر است!! آواز خوش شیر گاو را بیشتر"رشد گیاه رابیشتر"

  تخم مرغ رادرشت تر می کند!!! برد که برد!!

  خدا خیرتان بدهد.....تا بعد!!

 

   

 

 

 

تسلیت

شهادت امیرالمومنین "علی علیه السلام" را به به تمام اصحاب فرهنگ و هنر یزد تسلیت میگوییم.شهادت مردی که تا برانداختن خیمه ظلم و تزویر یک اسب بیشتر فاصله نداشت که مزوران از ترس خود قرآن به نیزه کردند و خواستند "علی" به حرمت ورق پاره های تزویر ،شمشیز عدالتش را بر خانه تزویر فرود نیاورد.وافسوس که ساده اندیشان چه زود باور کردند لفاظی های عمروعاص را. و صد افسون که همچنان سُنت پناه گرفتن در پشت حرمت های دروغین پابرجاست.به حرمت این روزها و شبها، از خدا میخواهیم:

خدایا  به ما کمک کن تازبان ما با آنچه در قلبمان میگذرد یکی شود و قلم به تملق نچرخانیم.

خدایا به سالخوردگان ما فضیلت "پیری" عطا کن، تا گدای حرمت نشوند و شایسته ترحم.بلکه گنجی باشند شایسته توجه.

خدایا به ما بصیرتی عطاکن که مسیر انصاف و عدالت علی را بشناسیم و در آن گام بگذاریم و هیچگاه در مسیر مصلحت اندیشی و تملق قرار نگیریم.                                         

                                                            آمین    

شبي نا خوش است"بدين قصه كوتاه

......اما بعد"هارون عباسی گفت"مجلسی اماده کنیدوبهلول را بیاورید

     اماده کردندواوردند......هارون(ل)روبه بهلول کرد و گفت"سه کیسه زر سرخ میدهم

      علی را لعنت کنی!!!

      بهلول:یکی کم کن

       هارون(ل):کردم

      بهلول:یکی دیکر

      هارون(ل):کم کردم

      بهلول:اخری راهم بردار

      هارون گفت اخرین کیسه را نیز برداشتم دیوانگی شاخ ودم ندارد

      بهلول گفت الان بدون هیچ کیسه ای از زر سرخ و چشم داشتی از حاکم عباسی

       لعن میکنم!!وگفت

         لعن الله قتل امیر المومنین علی علیه اسلام الی یوم الورود!!

       من ملا می گویم قاتلان دیروز"امروزوفردای صاحب این سخن.....

       ستم راندن بر بندگان بد ترین توشه برای ان جهان است"

         به لعنت خدا هم نمی ارزند!!

       تسلیت باد بستن  دروازه ی علم برتمام ارزومندان شهر علم

          خدا خیرتان بدهد...........تا بعد

بیچاره کدخدا

سلام من گاومش حسنم.هرکی نیومده بود خونه کدخدا جاش خیلی خیس بود.مثلا صاحب حائری زاده که گویا همچنان دنبال جعل روزمه اس.از همینجا بهش میگم صاحب جون بجای اینکه دنبال کلک باشی باید زمانی که سربازی بودی بجای مرخصی گرفتن و دنبال یللی تللی رفتنت میرفتی نمایش کارمیکردی و مث عباس ملازینلی باخیال راحت مینشستی آبگوشتتو میخوردی.بگذریم.خلاصه هنرمندان اگه رزومه داشتن که تنهایی اومده بودن اگه هم رزومه نداشتن مثل یزدانی با مشاورشون اومدن.شوق هم اومده بود که کمافی السابق نمک بخوره و نمکدون بشکنه.چریکهای مبارز هم از پناهگاهشون بیرون اومدن بودن در جمع قلم به مزدها حضوری سنگین داشتن.چگوارا و پدرفیدل و میرزا کوچیکشونم وسطشون مث خورشید میدرخشید.اولش محمود عالیشوندی نیومده بود.من که گاوم فکر میکنم محمود بعداز اونکه فهمید حاجی مهدی نژاد هدایای توی صندوق عقبشو نیاورده ولی بجاش اونجا انجیربازاره،خیالش راحت شد و اومد.ظاهرا مذاکراتی هم با خودتبعیدی ها هم داشتن که نتیجه اون مذاکرات این جمله معروف بود.هرچی مااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااامیگیم باید همون بشه. بیچاره کدخدا

...درب رز یعنی دروازه انگور

این طوری که بوش میاد کدخدا بعد مهمونیش(م) ذوق زده شده(م) و میخواسته (م)خوشحالی کنه (م)اما دیده(م) روز و شبای عزیزی تو راهه و نمشه این کارا یعنی خنده ای چیزی بکنه(م) اونوقت جو گیر شده(م) و همون ساعت اعلام کرده(م) که برای اینکه کدخدای گمبه بی خنده و بی قضیه و بی بازی  معنی نداره ،کدخدا که مثل مسئولین شعاری نیس که فقط از مدیریت اخمش رو فهمیدن(م)پس بایستی این مهمونی رو دو قسمت کنه(م) که هر چیزی جایی داره و...ابگوشت و کوفته و گردوش و ذکرش ،باشه تو شهر ،اما بزن و بخونو کیف کردنش (البته تفریحات سالم جوش نکنید،در چهار چوب! حرص خودتون ندید، قند تون میره بالا، اونوقت حراست شیرین نمیشه! ) و هوای تازه اش باشه دهشون (مون)تازه همه تنها اومده بودن و وقتی دیر وقت رفتن خونه، خونواده هاشون شاید گفتن این چه وضع مهمونیه که...به همین خاطر برای جبران او نصفه هم که شده بایستی مهمونیش (م)تکمیل کنه (م) و تازه میون گمبه و بازینومه شکراب شده سر هیچی هیچی و ...حالا برای اینکه سرمشقی بشه برای اونایی که سر هیچی هیچی و عنب و انگور و رز کل کل دارن، برن(یم) درب رز و اونجا بگن(یم) بابا رز همون انگوره و اونایی که میگن انگور هم درسته و اونایی که میگن عنب هم ...فقط این رز یا انگور یا عنب یا...از اول تا اخری که کشمش میشه ،مراحل مختلفی داره، تازش غوره هه  و یه مزه ای مده، میشن (یم) هنرور یا هنر جو بعدش، میرسه میشه انگور و...بعدش از همین عنب، شیره میگیرن ،چیزایی درست مکنن که خیام و حافظ و ...میارن تو شعراشون و...بعدش میشه کشمش که خیلی هم موندگاره هم مقوی و ارزشمندکه میگن پیشکسوت ،که برای همیشه موندگار میشن و احترامشون واجبه...حالا کدخدا  میگه (م)برن (یم) دربرز و هم بچه هاتون (مون) بازی کنن هم هوا تازه بخورن (یم) که حد اقل بچه های خودتون(مون)از این نمایش ملو درامتون (مون)به کاتارسیس  سازنده برسن  هم از شما (ما)تقلید کنن که ارسطو خارجی گفته: اساس درام، تقلیده ! اگه بچه های شما (ما)از این تراژدی اکنون شما (ما) تقلید کنن که خیلی بد اموزی داره،فکرش بکنید، شما (ما)جوونها روزی بشیم پیشکسوت و انوقت بچه هاتون(مون) احترامتون (مون)نکنن!!! و...کدخدا آب چشمه ای که معدنیه و بطریش تو شهر میگن چند تومن ،مجانی میذاره(م) در اختیارتون...اما نون و خورشتش پای خودتون(مون)...و اونجا یه طوری سر گف باز کنید (نیم)که در اصل همه تون(مون) دارید(یم) یه چیز مگید (یم) فقط شکلش فرق میکنه .مهم شرابه هه که باید برسونیدش (نیمش)،بکنیدش(نیمش) چیزی که خیام کرد و حافظ و ... منوچهری دامغانی تو خیزید و خز ارید که هنگام خزان استش طریقه درست کردنش گفته و سرمست بشید(یم)م از دوستی و اونوقت ببینید (یم)م اب کجه یا نو کجه....!...تو ده ما تا حالا نشده اب کج باشه ! همیشه این نو بیصاحاب کج بوده...! خلاصه برید(یم)م مثل معاهده ترکمن چای ، معاهده دربرز چای و قلیون ببندید(یم) و شراب معرفت بزنم بالا و تو عالم فراموشی، همه بشن رفیق های شش دونگ، نه مثه این سریال سه دونگ ،سه دونگ دو پولی...کدخدا زده بر سرش(م)  اما میخواد(م) با این کارا از دیونه بازی هاش شفا بگیره(م) و...دوباره یادش(م) رفت، بابا میخواد(م) بازینامه رو با گمبه اشتی بده(م) دو تا همسایه  و دو تا همهنر ،زشته جلو همسایه های دیگه کر و ور، داشته باشن (یم) حداقل بفهمید(یم) چرا بعضی ها کار نمکنن حرف حسابشون  چیچیه، هی شایعه و دروغ  پشت سرشون نگن (یم)، خودشون بیان یکبار هم که شده  به همه توضیح بدن .البته با احترام به حریم هم دیگه و حفظ ابرو!و به نسل تازه تئاتر حالی کنن چیچی به کجا هه و...اصلا بگن بابا ما یک زمونی یکی سالن کف داشتیم که با خون جگر ساخته شده بوده ...!بگن چند سال بزرگداشت فردوسی میگرفتن و حالا هیچکه نمیدونه فردوسی شاعر حماسه سرا بوده یا شعر های حسین کرد مال اونه !تازه تاتر سایه میخواد ،غوره میخواد رز هم میخواد ،تا بشه شراب  با اون درست کنن و خورد مردم ،بدن با غوره و سرکه کسی مست نمیشه.اهالی محترم هنر نمایش اگه گوشی هاتون انتن میده و در دسترسید بیایید صبر داشته باشیم تا از غوره سرکه بسازیم و از سرکه شراب ناب معرفت و هنر اول با هم بجوشیم تا حسابی برسیم ! حالا هرچه این دوستی طولانی تر باشه شرابش بیشتر مست میکنه و قیمتی تر میشه و...حداقل روی سایلنت نباشید صدایی بکنید زنگی بزنید که زنگ نزنید بپوسید ایینه زنگ زده نمیشه بگیرن جلو مردم که خودشون رو اصلاح کنن ما هنرمندان ایینه های زنگ زدهایم بیایید اول با کمک هم زنگار از هم بزداییم بعدش...چه جایی بهتر از طبیعت که طبیعت خودمون رو سیقل بدیم با زدودن کدورت ...حالا بگید کدخدا چه ماری تو استین داره ...

پس وعده  ما، شما، ایشون، روز عید فطر اینبار کدخدا ،کل ده و کوه و دمن و...میگذاره(م) در طبق اخلاص و ...از همه با همسران با وفاشون و بچه های گلشون و رفقای نازنینشون و...دعوت میکنه (م)به او  دهش (مون)،دهی هم که کدخداشو ببینی، میشه حسابی خوش بگذرونی و هواشو بچاپی ...معطل نکنید که کلاه سرتون میره ...وسیله نقلیه اش با کدخدا . هرکه هم ماشین داره ور داره،کدخدا با محمود ها رفیقه میگه (یم) برای اون روز، سهمیه ها رو  زیاد کنن! هم سوخت! هم ساز ...غوره ها ...انگورا ... و...همه بیاین(ییم) ...سفره بندی هم بیارید(یم) سفره ای میندازید (یم) که همه سلیقه ای توش باشه، اما شریکی میخورید(یم) چه حالی میده سر یکتا سفره ۲۰۰ رقم غذا باشه، البته شراب چندساله دوستی ،چیز دیگه ایه ...به این میگن هنر متعهد!!!

حالا اگه مسئولین یزد که ادعاشون میشه،  بجنبن و یکبار هم که شده، از این اتاق های مدیریتیشون، بیان بیرون و همراه یه دسته گل هنرمند بشن که هم وزن طلا قیمت دارن ، برای یکبار هم که شده مثل هنرمندا بگن و بخندن، هیچ کجا ننوشتن مدیر یعنی: اخم! مدیر یعنی: کسی که به صندلی چسبیده! و کسی که هیچگاه با هنری جماعت، نجوشه! و فقط ببینه بالا دستیش چیچی میگه تا اون بگه چشم قربان !؟!حالا یکبار هم که شده ببیند سربازهای خط مقدم جنگ نرم درد شون چیه !از نزدیک نه تو دفتر و گلچین کردن حرفشون ! ...ایا میشه چهار تا مدیر برجسته استان بیفتن گل هنریها و با اونها بجوشن؟  کدخدا بعید میدونه (م) اما اینو میدونه (م) اگه  اینکارا بکنن محبوب تر میشن! نمیخوان تجربه کنن به شرطی که گوشهاشون رو  بردارن نه  گوشیهایی که مدام زنگ میخوره و اجازه شنفتن حرف نمیده !!! از اقای فلاح زاده گرفته تا شهردار و...اگر هم نمیان دیگه پز هنرمندان شهرشون ندن که...کاشکی امام جمعه هم همراه هنر مندان میومد !؟! اونوقت روزنومه ها مینوشتند دیدار امام جمعه یزد با اصحاب فرهنگ و هنر نه برعکسش، که هیچکه نره ...البته اینها میگن ما نمیدونستیم .از عالیشوندی که اینها را میخونه و میفهمه خواسته میشه ،به گوش اونها برسونه...که اگه غیر از این باشه اینده قضاوت سختی مکنه و احتمالا لعنت هم رو شاخش باشه ...و...

کدخدا بر هر قدمی که رنجه کنه از هر رشته و گرایش هنری، از هر گروه و تفکری ،یک عالمه گل خوشبو کوهی میریزه و افتخار هم مکنه که قدمی برای این پیامبران زیبایی برداره ...قدومتان بر چشم کدخدای گمبه...یادتون نره دربرز یعنی دروازه انگور یا عنب یا رز یا ... که هدف اصلی همون شراب نابه و منظور ،هنر ناب....اگه ادعا  (مون)   (تون)   (شون) میشه ...بزنیم کوه  .کفش راحت و دل بی کینه یادتون نره کوله هاتون پر خنده باشه و ...

قابل توجه: اگه کسی نمیخواد با جمع  باشه دموکراسی برقراره میتونه بره یه گوشه ای برا خودش حال کنه یا با خونواده اش تنها باشه...هدف کلیت این قصه هه...

ساعت ۸ صبح عید فطر دور میدون فرودگاه برای پرواز به دروازه انگور ...شراب...

مواظب باشیم فرزندانمان  ما را در ایینه خورد شده نبینند

سپاس

از همه کسانی که دعوت این حقیر را پذیرفته و تشریف فرما شدند قدر دانی میکنم و از انجا که حرف زن خوبی نیستم و زبان تعارف ندارم بر خود لازم دیدم از این جا از همه میهمانان به خاطر  عدم وارد بودنم  در پذیرایی در شان دوستان از گل عزیزتر، عذرخواهی میکنم و از انها که به دلیل کار داشتن نتوانستند حضور فیزیکی داشته باشند هم میگم که جایشان را خالی کردیم . انها که در بهشت برینند و نتوانستند با تن سفر کرده شان در کنار ما باشند هم طلب مغفرت دارم و ارزو میکنم به این شب بزرگ دلهای هنرمندان را به هم نزدیک کند و  ثواب این محفل هنری  به روح عربشاهی عزیز و حاجب مهربان و دیگر خوش به حال شده ها از اقلیم هنر نثار باد. از حضور مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی یزد جناب اقای عالیشوندی (که دیر تشریف اوردند) ، ابوالقاسم دهقان ، جناب حاج مهدی نژاد و اقای ابوالحسنی با مرام و منوچهر هنردان ،خادمی عزیز ،ملازینلی وامامی با صفا  و...تشکر ویزه دارم

از همه دوستانم خواهش میکنم مسایل شیرین این شب را که در کام من چون عسل بود با حرفها نقل قول ها و... مطالب خود تلخ نکنند بگذارید این گونه محافل در شکل های گوناگون ادامه داشته باشد...

از اینجا باز از همه کسانی که علاقمند کوهنوردی و دره نوردی هستند دعوت میکنم ساعت ۷ صبح روز عید فطر سر میدان خضراباد (فرودگاه) حضور به هم رسانند بد نخواهد گذشت همه خدمات به عهده خود اشخاص است یک کوهنوردی و دره نوردی با حال...غذا با خود بیاورید و کفش و لباس راحت و...

رزمایش محمود و شوق

گاونیوزـ احتمال درگیری در مراسم افطار کدخدا قوت گرفت.

به گزارش گاونیوز بدلیل دعوت همزمان کدخدا از محمود عالیشوندی(با دار و دسته) و شوق الشعرا کارشناسان احتمال درگیری لفظی را زیاد میدانند.گاومش حسن برای جلو گیری از بروز درگیری، این دعوای لفظی احتمالی را مدلسازی کرد.

شوق به محمود.میبینم که هم نون هنرو میخوری هم نون هنرمندارو!!!

محمود..تاکور شود هرآنکه نتواند دید

شوق..دوباره توگلوت گیر میکنه میبرنت بیمارستان که..اسقاطی

محمود...دادگاه که نمیبرنم جریمم کنن ..نق نقو

شوق...(بانگاه به نیک محضر)محمودجون میبینم که با بچه ها میپری

نیکی...آقامحمود دستمو ول کن ببینم این یارو چی میگه

شوق...بیشین بابا !!! بگو بزرگترت بیاد

محمود....شوقی جون بجای وبلاگ نویسی حالا دیگه برو وصیتنامه بنویس.داره دیر و زشت میشه

شوق...چیه؟؟قول "بنبادشوق" به آقارضا دادی جیگر..چاییدی.تا تورو بیرون نکنم نمیمیرم

بردستانی...به روح آذر حالتو میگیرم

شوق...به روح اعتقاد داری؟

درهمین موقع من که گاوم از راه میرسم و میگم: بیخیال بابا همدیگرومااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااچ کنین.

کدخدا نون میده

سلام.من گاومش حسنم.فرداشب خونه کدخدا خبره.من که گاوم به همتون توصیه میکنم محض احتیاط یه تیکه نون و یه ذره پنیر همراتون باشه.احتمالا فردا تو خونه کدخدا نفری یه بشقاب "خاک اره" و دوتا "سیخ یونولیت" سوخته نصیبتون میشه.ولی قراره خدمات خوبی برای این ضیافت ارائه بده.مثلا اگه محمود عالیشوندی بره اونجا،اون پشت و پسلا براش قلیون چاق میکنه.برای حسن مفیدی هم تخم کفتر تدارک دیده تا بچه از زبون نیفته یوقت.برای هنرمندای "فرا پسا پست مدرن" که عادت ندارن رو زمین و صندلی و مبل بشینن چندتا توالت فرنگی تدارک دیده.چندتا ماسوژور هم میاره تا کتف کسایی که اساسنامه و آیین نامه درخشان داخلی انجمن نمایشو نوشتن،بماله. حاجی مهدی نژاد هم قول داده برای دسر، هرچی تو صندوق عقب ماشینش داره بیاره برا هنرمندا.سهم منم ماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ل احمد ندافی

ادرس انتهای بلوار 17 شهریور کوچه شهید برهانی نبش بن بست 13
زمان پنجشنبه همین هفته 27/5/90 دمدمه های افطار

بهلول و خرقه"نون جو وسرکه

.........اما بعد"یکی بهلول را سر گردان دید گفت:چه ایستاده ای که حاکم به هر دیوانه دودرهم می دهم

        بهلول گفت:کو نشان بده!!؟

        قیاس .......

       نمایش نامه نویسی به نمایش نامه نویسی رسید گفت:چرا قلم در قلم دان خشک گذاشته ای

      حاکموندی!به هر نمایش نامه سه درهم و در مراحل بعدی تا ده درهم بلکه بیشتر میدهد

     البته اگر بومی ومومی باشد!!!نمایش نامه نویس گفت کو؟نشان بده!

    گفت:خوابی دیدم نیم حق نیم باطل!!دیدم همیانی پر از اشرفی برگردن دارم

     چنان سنکین که بی طاقت شدم و شلوار احتیاج به گازور پیدا کرد(خود را خراب کردم)

    بیدار شدم از همیان اشرفی خبری نبود!اما شلوار عجب بوی ناک!!

    قابل توجه دوشتمانی که قلمها فراز کردند وکیسه دوخته اند برای اشرفی!!

خدا خیزتان بدهد...............تا بعد

آب را گل نکنید

گاونیوزـ نیکونژاد سرپرست حوزه هنری استان یزد با دشتی رئیس اداره ارشاد شهرستان  دیدار کرد.

به گزارش گاونیوز سرپرست حوزه هنری استان یزدگفت: با هم اندیشی می توان توانمندی هنرمندان استان را شناسایی و تقویت کرد .گاومش حسن در تحلیل این خبر گفت:آب را گل نکید روی زیبا دوبرابر شده است.اگر دردم یکی بودی چه بودی.وای بحال مرغ دل دانه یکی و دام ۲. ۲یار زیرک و ادعای هنری ۲منی. من که گاوم فکر میکنم تک اندیشی این دوتا ضررش کمتره.خداکنه اگه به راه حلی رسیدن به مااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااهم بگن

 

تاریخ لرزونی مفیدی

گاونیوزـحسن مفیدی به مناسبت روز خبرنگاربا "ایسنا"گفتگوکرد.

به گزارش گاونیوز حسن مفيدي در گفت‌وگو با ایسنا اظهار كرد: خبرنگاران در طول تاريخ مسؤوليت سنگيني بر عهده داشته اند.گاومش حسن در تحلیل این خبرگفت:فکرکنم منظور معاون کلانتر(حسن مفیدی)تاریخ معاصر نیست.منظور معاون،زمان انقراض  دایناسورها تا حمله اسکندره.میگن وقتی یه شهاب سنگ بزرگ به زمین خورد همه دایناسورها نمردن فقط حدود۵۰تاشون مردن.ولی اخبار و تصاویر مخابره شده اینقد دلخراش بوده که بقیه دایناسورا، دق کردن و مردن.میگن یه خبرنگار از اسکندر میپرسه:"نظرتون درباره برگذاری هفته فرهنگ و هنر در آتن چیه؟" اسکندر خشمگین شد و برای جلوگیری از ورود فالوده شیرازی به یونان،به ایران حمله کرد.در تاریخ خبرنگاری اومده، وقتی اسکندر در یک کنفراس مطبوعاتی در تخت جمشید شرکت کرد، یه خبر نگار ازش پرسید:"آقای اسکندر فکرمیکنی بعنوان یک مدیر غیر بومی بتونی برای هنرمندا کاری بکنی؟"اسکندر از این حرف عصبانی شد و  تخت جمشیدو به آتش کشید و همه اصحاب فرهنگ و هنرو که شرور بودن، به ایساتیس تبعید کرد.من که گاوم به حسن مفیدی اخطار میدم تخم کفتر زیادشم خوب نیست،خطرناکه حسن!!.اگه خوبه پس به ماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا هم بده

 

مفیدی تخم کفتر خورد

گاونیوزـحسن مفیدی در نشست کارگروه فرهنگی، اجتماعی شورای جوان توسعه و برنامه ریزی استان یزد گفت:

 اندیشه پروری و ایده پردازی از ابزارهای یک جبهه فرهنگی است، که باید از مدارس آغاز شود. گاومش حسن در تحلیل این خبر فقط گفت:

ماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

                         

فرهنگستان در فرنگستان

مدير كل فرهنگ وارشاد اسلامي يزد چند روز پيش اعلام كرد در پي تجربه موفق برگزاري هفته فرهنگ وهنريزد در تهران بزودي يك هفته فرهنگ وهنر يزد را در خارج از كشور برگزار نمائيم.

تحليل گران معتقد هستندبا ابزار موجود در دست عاليشوندي اين كشور خارجي قبرس نخواهد بود چون كه هنر ما آنجا حرفي براي گفتن ندارد كشور دوست سوريه هم كه فعلا اوضاع مناسبي نداره كشور هاي گوگوري مگوري حاشيه خليج هم كه يك خط در ميون قمر در عقربه . هند هم كه بما بدهكاره هنر بخر نيست تركيه  هم كه با اون آنتالياش ممكنه باعث ريزش كاروان هنري بشه احتمالا مي مونه چند تا كشور زيقي ميغي شمال كشور . بهر حال بحث بر سر پيدا كردن كشور مناسب بالا گرفته حالا اخرش كي خوش شانس تر باشه تا هنر ما روببينه خدا ميدونه.

باز هم اولین جشنواره

سازمان بسیج هنرمندان استان یزد در مهر ماه اولین جشنواره فیلم کوتاه یزد را برگزار میکند .

این جشنواره  با ارتقاءو انعکاس مفاهیم وارزش های فرهنگی استان در عرصه های هنر ی . معماری . ایین ها . اداب ورسوم میراث فرهنگی . فرهنگ ومعارف اسلامی. پیشینه وتاریخ .زندگی مسالمت آمیز پیروان ادیان مختلف وسایر نمود های فرهنگی یزد بر گزار میشود .

این مطلب  متن چاپ شده بولتن جشنواره بود مهلت ارسال هم تا ۲/۷/۹۰ است بررسی وانتخاب آثار هم ۱۵/۷/۹۰ است .در ضمن آثار پذیرفته شده در قالب های داستانی و مستند با حد اکثر ۳۰ دقیق زمان میباشد .

بشتابید که نفر اول ۱۵۰۰۰۰۰نومان نفر دوم ۱۰۰۰۰۰۰تومان نفر سوم ۶۰۰۰۰۰ تومان گیرش می آد

 

استاد فيگور رفت

گاونیوزـ حمیدفاتح استاد "فیگور" دانشگاه آزاد از یزد رفت.

به گزارش گاونیوز حمیدفاتح استاد فیگور،طراحي و نقاشي كه آسمان هنر يزد را كوتاه ميديد به تهران كوچ كرد.گاومش حسن در تحليل اين خبر گفت:خداييش براي استاد فيگوري مث فاتح خيلي سخته كه فيگور گرفتن مديراي فرهنگيو نبينه و نتونه اونارو بكشه.من كه گاوم ميدونم اساس فيگور اينه كه طراح بتونه بي پرده و پوشش سوژشو خلق كنه. ولي مديران  فرهنگي يزد تلاش دارن با پرده پوشي خودشون و كاراشون، در برابر مردم اظهار فروتنيي كنن و فيگورشونو جلو مديران ارشدشون بگيرن. حالا گاوي مث من مجبوره برا فيگور گيري بره تهرون.اينهم از مضرات بي فيگوري مديران.

مااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا 

هنر نهم

استاندار فرهنگ دوست و هنر پرور یزد که یکبار سرودی را گوش دادن و با این حساب هنرمند محسوب میشن ! در مراسم اغازین کارگاه اموزشی مهندسین مشاور با ثبت سازه های تاریخی ابی و قنات !!!گفت: قنات یک هنر است ( بالطبع مقنی ها هم هنرمند هستند)و خواستار تجلیل از مقنیان شد. حال گمبه چند نکته رو به استان دار فرهمند گوشزد میکند تا قضیه تجلیل از هنرمندان نخبه یزدی در نیاورون پیش نیاد .اولا سعی کنید از مقنیان یزدی که در یزد چاه میکنند تجلیل کنید نه مثل عالیشوندی هنرمندانی که هفت جد و ابادشون یزدی بودن ...! دوما از مقنیا، تو یزد تجلیل کنید ،نه مثل برادر فرهنگیمون تو نیاورون و رو تل وتپه های اون بالا بالای تهرون چون ،یا همه مقنیهایی که منظور شما هستن به رحمت خدا رفتن یا خیلی پیر هستن و نمی تونن اون همه پله بیایند بالا...! سوما تو مراسم تجلیل هرگز تجربه اجرای نمایش اصیل و طنز یزدی تکرار نکنید چون هوا گرمه و باعث فساد نشاسته و شیره میشه از همه بدتر شیره  شیرینه  و مگسان فراوانند، دور شیرینی...اما حتما یکی غرفه به بردستانی بدید چون اذر یزدی شاید قصه ای درباره قنات و قنوت و قناعت تو کتابهاش نوشته باشه...! حالا از همه این حرفها که بگذریم نمی دونیم چرا تو همین شهر باستانی خودمون،سر لوله گشاد فاضلاب هشتن تو اثارشون ...!!!...!...تو ده ما مردم علاوه بر احترام ماشالا چاه کن، احترام چاهی هم که کنده میذارن، چون به اثر هنری همو قدر احترام میذارن که به خالقش ...البته احترامشون مثل شهریها نیست که روزی یکبار مرن سراغ یه چیزی  و تو کنفرانسهای دو پولی از یکی تجلیل مکنن و تا چند سال دیگه یادشون نیست اونم با یکتا تکه کاغذ گل گلی  که پر عکس هندونه هه! بلکه اولا شکم مقنی هنرمند رو سیر میکنن و همه نیازهای مادی و معنویش هم تامین تا این ادم با خیال راحت به مردم اب برسونه...  اشغال هم تو قنات نمیریزن و نمذارن جونوری چیزی یا احتمالا ادم بدجنسی ،بدذاتی تو اب قنات کار بد بکنه... نه مثل هنر که مرتب ادمهای ناجور دارن ترکمون مکنن توش...و سر فاضلاب دشنوم هشتن توش...

 

گربه رقصوني براي اميرخاني

گاونيوزـرضا اميرخاني از حضور در جشنواره تاتر استاني انصراف داد.

به گزارش گاونيوز رضا اميرخاني بدليل ناتواني در مهار بازيگران و همچنين نپذيرفتن حيدر نيك آئين به عنوان كارشناس بنياد شهيد،تمريناتش را تعطيل كرد.گاومش حسن در تحليل اين خبر گفت:ظاهرا آقايان هويدايي،نسيم سبحان و باروتكوب زاده،با ايجاد بي نظمي هدفمند،در انصرافوندن امير خاني موفق بودن.البته يك تحليل ديگه هم بر اين استواره كه اين دوستان ميخوان كانون "گربه رقصانان" تشكيل بدن و وقت ندارن بيان تمرين.در مورد كارشناسي حيدر نيك آئين هم بايد بگم آقاي اميرخاني خيلي زود كنار كشيد.من كه گاوم ميدونم برا گرفتن۶ميليون تومن، نبايد از كارشناسي نيك آئين ترسيد.بهتره اميرخاني از در خودش وارد بشه،شايد نيك آئين توي محل كارشناسيش، اندازه كانون كارگردانان، كاره باشه.بايد دنبال اصل كاري بگرده تا پولش ماسمالي نشه. ازين ماجرا ميشه فهميد كه فايده گربه بشتر از گاوه، چون گاوو نميشه رقصوند.

ماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا 

كار نيكان را قياس خود مگير

......اما بعد"بهلول در گوشه اي قضاي حاجت مي كردوچيزي مي خوردوشپش تن و جامه رامي تاراند

      يكي پرسيد چه مي كني؟گفت:در آن و احد سه كار"كهنه بيرون مي كنم!تازه وارد مي كنم!

      دشمن را فراري ميدهم!!

      اين حكايت قياس اهالي فرهنگ و هنر شهرمان به وي‍ژه مديران فرهنگي است"اما برعكس

      كه كهنه را بيرون نمي كنند!تازه را نمي توانند يا نمي خواهند يا نمي بينندكه وارد كنند

     و دشمن كه تا اندروني ها امده است"نه مي شناسند و نه مي خواهند كه بشناسند!

      وحتي با نوش دارو اوردن بعد مرگ سهراب خواسته و يا ناخواسته به ياريش بر خاسته اند

     خدايا مارا دشمن شاد مكن"بلند بگو امين"لال از دنيا نروي!!

     خدا خير تان بدهد......تا بعد

عاقبت "سه دونگ سه دونگ" در شبکه شش دونگی ها

پخش سریال رمضانی "سه دونگ سه دونگ" که به سفارش شبکه تهران تهیه شده در حالی در یزد متوقف شد که سه قسمت از آن به روی آنتن رفت و علاقمندان این سریال از شب چهارم ماه مبارک رمضان همچنان در انتظار تماشای این برنامه هستند.

سریال "سه دونگ سه دونگ" به تهیه کنندگی محمد صالحیان و کارگردانی شاهد احمدلو به سفارش شبکه تهران ویژه ماه مبارک رمضان تهیه و تولید شده است.مرجانه گلچین، سیروس گرجستانی، محمد کاسبی، جواد عزتی، اشکان اشتیاق و ... از بازیگران این سریال طنز هستند.

اگر علت توقف پخش این سریال به واقع شاد بودن آن باشد جای بسی تاسف است زیرا ماه رمضان که ماه مهمانی خداست، بهترین زمان برای شادی است اما ظاهرا عده ای از مسئولان بر این باورند که ماههای مبارک و دارای ارزش معنوی باید به دور از شادی سپری شوند.

از آن جالب تر اینکه این سریال هم اکنون از شبکه تهران و بیشتر شبکه های استانی پخش می شود پر واضح است بی جنبگی مردم یزد و زیاد از حد خندیدن و شاد شدنشان دلیل اصلی قطع پخش این برنامه بوده و شاید هم یک نوع حسادت در مقابل برنامه های طنز فریزری شبکه تابان علت این کار بوده والله اعلم ولی هرچه هست این اتفاقات منحصر است به خورشید تابناک آسمان رسانه شبکه تابان یزد

...شبی با خدا ،بی هوا ،در کنار هم ،بی کینه  

...!...تو ده ما، هر خبری که میشه، کدخدا به جارچیش میگه ،جار بزنه تا هر خبری هه به گوش همه گون برسونه. حالا ما هم به رسم دهمون مهمونیمون رو جار میزنیم نه اینکه بخواهیم ریا کنیم نه بلکه میخواهیم  به گوش نازنین همه برسه و قدم بر چشم ما بذارن و تشریف فرما بشن، تا نذری که کدخدا برای یه چیزی کرده ادا بشه. میگن صله رحم عمر ادم را زیاد مکنه .حالا نکنه به لطف خدا و حضور شما دوستان عمر ما هم مفید تر باشه و هر چه خدا میخواد پیش بیاد...لذا از هر که حافظه ام یاری کنه  نام میبرم که اینها به دیگرون هم بگن از انسانهای شریف و محترم و دوست و همکار : هنردان خوش دل پاک، ابوالحسنی خوش مرام ،دکتر میرزایی خوش قلب ،وزیری خوش عکس ،کرامت یزدانی خوش قلم ،شهریار خوش سواد ،ابوالقاسم دهقان خوش فرمان ،دکتر سمسار خوش قنات ،محمدی خوش کویر خوش قنوت ،استاندار خوش قناعت ،عالم زاده خوش شاخ ،نماینده با مرام و خوش روش یحیی زاده خوش سیرت،روشن بخش خوش نجیب ،ملازینلی خوش اصلاح ،شجاع خوش روابط ،سفید خوش استان و خوش جواد ، ملک ثابت خوش حوزه،تابش خوش دایی،راسخ راد خوش فکر، رفیعی خوش مرکز،کاظمینی خوش لوگو ،کرمی خوش سیما ،روح الله سلیمی خوش ذوق،دشتی خوش ارشاد،ارجمندی خوش ارکستر، تقوی خوش تهیه ،حامد مهریزی زاده خوش خلاق،مهدی نژاد خوش برخورد خش مرد خوش مرام خوش دلسوز،حوتی نژاد خوش اموزش ،مدیر طاهریهای خوش انصاف،قیامت خوش تکثیر ،نادری خوش دوربین،پیغمبریهای خوش جد و خوش سید،احتیاط خوش سابقه،مفیدی خوش معاون ،محسناوی خوش تیپ ،حسینی مهریزی خوش تولید ،حسینیان خوش برادر،حاجی ده ابادی خوش حساب ،حائری زاده خوش خنده،کوراغلی های خوش مرام،زبرجدی های خوش قد و بالا ،پاشا خوش تیپ،شوق الشعرا خوش جراءت ،امیرخانی خوش خلق،مرعشی خوش اطبائ ،رامین قادری خش نویس ،گلرسان خوش سیما،حاجی محمد زاده خوش صورت ،جاور های خوش کار ،دلدلزاده خوش گریم ،خورشیدنام خوش بازی ،فخرموسوی خوش ارام ،نیک ایین خوش قول ،شجریان خش پنجه، نیک محضرهای خوش نور،سعید عبادی خوش کار ،صاحب جلال خوش فنی ،نصیری خوش درخش ،شکاری خوش گل ،حسینی خوش دیالوگ ، ندافی خوش بیمار ،نسیم سبحان خوش صدا ،گرجی پور خوش موسیق ،علی امیدی خوش نواز ،مصطفی محسن زاده دل خوش  ، جاوید خوش همسایه ، عقلی خوش سینما ،سلمان روغنی خوش مصور ، جمال خوش پیشوا ، فرید سعادتمند خوش تهیه ،خادمی خوش مرد ،شریف بیگی خوش کارمند ،ورشوچی خوش رئیس ، نظافت خوش صورت،افزونی خوش طرح ،بقاییان های خوش صدا ، صالحیه خوش مارلیک ،رحیمی خوش کابینت ، منتظری خوش مدیر ، ارمند خوش تالار ،بهابادی خوش ایده ،دهقان هراتی خوش ارام ،ذهبی خوش فکر ،حماسی خوش تولید ،بهرامی خوش خوراک ،نقلی خوش مصاحبه ،فرخنده خوش شیرازی،گلکار خوش اندام ،کاتوزیان خوش رفیق ،ارکان خوش پدر ،مفیدی های خوش مزه ،جباری های خوش غیرت ،هویدایی خوش بازی ،ملک رضایی خوش فیلمساز ،مهین طاهری خوش انجمن ،کریمی خوش اردکان ،حاجی ده ابادی خوش همدوماد ،راسخ خوش تصویر ،مزیدی خوش واحد ،صباغ های خوش نام ،دربرزیهای خوش هنر،بسیج هنرمندان خوش سنگر ،پیشوایی خوش بردار صدا،داودی خوش طلق، چاووش خوش عکس ،اقا جعفریهای خوش معمار،جعفری خش تولید،حاجی غلامی خوش کارگردان،دوران خوش نی ، بابایی خوش ندوشن،سلمانی خوش خبر،شورکی خوش تمبک ،شاهدی خوش دف،صفاریهای دربرزی خوش پیشرفت،ارامش خوش سه تار ،میرزایی های خوش خوان ،واعظ زاده خوش حسن ،نشاسته گر خوش الحان،هاشمی خوش جوان ،تجسمی های خوش نقش و برو بچه های تازه وارد خوش نمایش ،موسیقی های خوش نوا و شعرای خوش ذوق و روحانیون خوش لوا و مسئولین خوش ادا و قاریان خوش صدا و تلوزیونی های خوش سیما و بازیگرای خوش نما و نویسنده های خوش دوات و کارگردانهای خوش هوا و طراحان خوش وفا و دوستان خوش خوشا و عالیشوندی خوش غریب خوش اشنا  و فلاح زاده خوش مردم  و اولیائ خوش مجلس ،دعوت ویژه دارم...و ازروح خوش بحال شده ها که نغمه خود خواندند و رفتند و  صحنه را بی حضور جسم خاکی خود رها کردند، دعوت خاص دارم چون عربشاهی خوش حالت ،مهندس مومنی خوش یاور ، حاجب خوش فکر ،مسرت خو ش چهره  ، ارکان خوش نام ، مشروطه خش یزدی،عباسیان خوش کلام ،شریعتی خوش بازی ،اذر یزدی خوش قصه ، واموات همه مدعوین... ،دعوت غیر حضور تن، ولی جان جانان مینمایم .پس لبیک گویید و  دل نازک این حقیر نشکنید و اجازه بدهید غبار کفشتان با مژه های خیس از اشک شوق بزدایم که دل تنگ است و چشم بر در سفید، تا که شما از در، درآیید و من ، از خود ، به در شوم .به امید دیدار. انها که نام بردم و انها که گرد فراموشی بر حافظه من باعث شد نامشان را به یاد نیاورم ، که همین جا پوزش می طلبم ...خلاصه هر انکس که مرا میشناسد منت گذاشته بیاید ...خالی از لطف ندیدم تا  خلاصه برنامه را به اگاهی برسانم: دمدمه های غروب اندک اندک جمع مستان میرسند و خوش و بشی...اذان که گفته شد نماز جماعت به امامت حجه السلام سید مصطفی حسینی دربرزی ...و صرف افطار با پنیر دربرز و گردوی دربرز و نان تر و خشک دربرز و  ...شولی  بر بار و دوستان خود هرچه دلشان خواست میکشند و میل میکنند و...نان خانه پزی دربرز و فتیری که در دم پخته و داغ داغ، نوش جان دوستان...بساط چای روی اتش تا مزه چای واقعی هم بچشیم و...در این قسمت خوش صدایی در مدح مولا علی و به مناسبت شهادت صاحب نهج البلاغه اشعاری میخواند به همراه نی جانسوز نوازنده ای و...عکس یادگاری و عکس تکی همه در بکراند مشترک با نورپردازی مناسب  وبا طراحی خاص به روایت من به رسم هدیه چاپ و در قاب زیبا و ... در ادامه ابگوشت بره و نان خشک و پیاز و گوشت کوفته وسبزی تازه ...انجیر باغی دربرز و انگور و گردو ی تر، در طول مراسم به دوستان چشمک میزند تا یار چه خواهد دلش و...در پایان به رسم یاد بود هدیه ای ناقابل تقدیم دوستان ...اینجا مراسم رسمی تمام ، اما مراسم غیر رسمی تا نزدیکیهای سحر ادامه دارد و دوستان باهم هر چه دل تنگشان خواهد بگویند به شرط پاس داشت حرمت شبهای رمضان و شهادت مولا علی، که البته امیر مومنان از کنار هم بودن و شادی و مهربانی پیروانش بسیار راضی خواهد بود...این همه را گفتم تا بلکه دوستان به هوای یاد عربشاهی عزیز هم که شده  قدم رنجه کنند. انچه در این شب ازان پرهیز  و نهی میشود صحبت پیرامون  تشکیلات هنر است و انچه باعث رنجش خاطر...

یاد اوری چند نکته :به دلیل عدم توانایی اینجانب در پذیرایی در شان از خانمها درخواست میکنم از حضور در این محفل مردانه  بپرهیزند تا من خجالت نکشم پس از بانوان و خانمهای محترمه  جدا عذر خواهی میکنم

تجربه ثابت کرده جمع هنرمندان مناسب کودکان نیست زیرا گفتارهای فلسفی و نوع برخورد های هنرمندانه  در رفتار کودکان و نوجوانان تاثیر نامطلوب میگذارد در صورت امکان از اوردن کودکان خوداری نمایید

زمان :۲۷/۵/۹۰ دمدمه های افطار تا دمدمه های سحر

مکان :انتهای بلوار ۱۷ شهریور .کوچه شهید برهانی (درمانگاه امیر)نبش بن بست ۱۳. طبقه همکف . تلفن ۵۲۲۴۶۹۷ ـ۰۹۱۳۱۵۴۹۴۴۰منزل شخصی سلیمی

به دلیل عکاسی و تصویر برداری لباسهای شاداب و خوشگل بپوشید و در عکسها لبخند فراموش نکنید ترجیحا بگویید سیر اگر ترس بوگرفتن دهان دارید بگویید سیب...

و ای کاش میدانستم که دوستان ایا می ایند و چند نفر هستند و ایا دوستان تمایل دارند این مراسم را در یک باغ در دربرز برگزارکنم؟ و انجیر تازه را از درخت بچینند و نوش جان کنند و هوای تازه بخورند ایا امکان دارد این نظر  در بازینامه به نظر خواهی بگذارند یانه ؟به هرحال من را مطلع سازید من در خدمتم در هر صورت

ونکته اخر بیایید بد نمگذره شبی به یاد ماندنی ان شاالله خواهد شد بنده همه تلاش را برای رضایت خاطر دوستان بکار میبندم  تا هفته اینده پنج شنبه که ....

افتخار ایران زمین بشارتی نو داد

امروز پنجشنبه ضمیمه رایگان روزنامه ایران که بنام ایران زمین منتشر میشه در صفحه چهار روزنامه خود خبری نوشته بود تحت عنوان :  فرماندار جدید بافق معرفی شد

در متن خبر معاون سیاسی  امنیتی استاندار صحبت کرده بود و بعد امام جمعه اما آخرش گویا نویسنده یادش رفته بود خود فرماندار جدید را معرفی کنه . پایین روزنامه هم نوشته شده بود : " روزنامه ایران زمین یزد افتخار دارد هر روز در چهار صفحه تمام رنگی در خدمت مردم شایسته یزد باشد " .                

ما که نمیگیم هر روز دروغ میگن ولی خودتون نگاه کنید ببینیدهر روز دو صفحه بیشتر در مورد یزد نداره جالب اینکه آقای آذر نگار هم امروز تو بشارت نو  شلنگ وتخته زدن که " بشارت نو دو روزنامه شد " خدا برکت دهد ما  که بخیل در آمد اضافه کسی نیستیم  ولی عطش خدمت به مردم یزد افتخار بزرگتری است اما کاش آقای آذرنگار را از نزدیک یک معاینه میکردیم چون بنده خدا در همین شماره چاپ شده یک میز گرد آسیب شناسی گذاشته وبه جوادیان گفته :  "فرهنگ تملق ونداشتن تحمل  انتقاد  در بین مسئولان استان رایج است " اما نگفته کدوم مسئولان امید واریم اون مسئولی که مجوز دو روزنامه را به آذر نگار داده چنین فرهنگی نداشته باشه !

انشاء ا ...

جوابیه من که گاوم، به یک تبعیدی

یک تبعیدی

جناب گاو سلام چندتا سوال دارم میشه لطف کنیدو به سولاتم پاسخ بدبد؟

 
1)چرا حیدر نیک آئین رئیس کانون کارگردانانه ولی سعید شهریار بجاش حرف میزنه؟

گاو....چون که حیدرنیک آئین در واقع مُدل یک رئیسه.دارن روش تمرین میکنن تا بتونن همین حرکتو بدون نقص، روی سلطان محمود هم انجام بدن و از اون یه آدم بی عمل بسازن


2)چرا عباس ملا زینلی دنبال مدرک سازیه؟

گاو....چونکه قصد داره از در خودش وارد کانون کارگردانها بشه.در پشتی خیلی شلوغه.اینهم از مواهب مشورت با انجمن موفق قزوینه.


3)چرا حسن شریف بیگی اسمش توی کانون بازیگران اومده؟

گاو....چونکه خیلی بازیگره.چندسالیه که وقتی قراره به عنوان یک کارمند تو اتاقش باشه و انجام وظیفه کنه،در نقش یک تاجر گرفتار، غایب میشه.وقتی هم قرار میشه به عنوان یک تاجر، سر کیسه رو شُل کنه در نقش کارمندی که حقوقش عقب افتاده به ایفای نقش میپردازه.خداییش بازیگره


4)چرا حسین گرجی پور به بازیگری روی آورده؟

گاو.... چونکه وقتشه جای خودشو در دنیای موسیقی، به برادر جوونترش بده.ضمن اینکه میخواد ببینه دوباره شهردارش میکنن یا نه.


5)آیا کاکوتی جز, رزومه کاری حامدمهریزی زاده حساب میشه؟

گاو.... بله، چونکه اگه قراره پلورالیزم، لباس پراگماتیسم نقابدارو بپوشه،باید به اصل عدم قطعیت، در پذیرش تکثیر مولف، تن در داد

ماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

!!!الگو سازی دستگاه و دستگاه داران

سران دو حوزه فرهنگ و هنر یزد ،در مکان مجهولی دیدار کردند. دشتی ارشاد و نیکو نژاد حوزه، ضمن تاکید بر تعامل بین این دو دستگاه که انها دستگاه دارش هستن ، بر استمرار تعامل هم پا فشاری کردن، هردو تاشون، این خبر که در یزد دیروز امروز فردا درج شده به مکان این دیدار اصلا و ابدا اشاره ای نکرده !؟!نیکو گفته: حوزه، اثار فاخر تولید مکنه و باعث کشف و پرورش استعداده. اما دشتی به وظیفه ارشاد شهرستان اشاره ای نکرده ولی این شاه بیت را در غزل کوتاهش سروده که تعامل بین حوزه و ارشاد یزد باید الگویی باشد برای کل کشور که گمبه میگه الگویی برای تمام دنیا چون این تعامل میتونه باعث تبادل بشه و حوزه ملیله دوز به ارشاد صادر کنه و ارشاد هم پالوده فروش به حوزه، این تجارت فرهنگی و هنری هم باعث تولید فاخر میشه هم کشف استعداده و از همه مهمتر الگو سازی میشه تا کشورها ،خصوصا کشور کهن خودمون یاد بگیرن که خواجگان هنر چگونه تجارت بکنن و ...!...تو ده ما همیشه خدا ،کدخداها باهم کل کل دارن اما پهلو همدیگه که میرسن ،هندونه میذارن زیر بغل همدیگه و میگن ده ما و ده شما بایستی مثل دو تا برادر رفیق باشن و گوسفند تو مرتع هم دیگه نکنن ،ولی گوشت گوسفند نظری رو به هم دیگه بدن و...وقتی هم که از خونه هم در میان ،بنا مکنن بد و بیراه به هم گفتن و خط و نشون برای هم کشیدن ...

 

من دبیر میشوم"پس هستم

......اما بعد"زمان کمی رحمت و نازل نشدن باران"ننه ملا به فکر آش ارزن می افتاد!!قبل از دیک وکاسه کردن

      یعنی چند ماه مانده به ان"همه جا جار میزد!!در نوبت نانوای"در سر کوچه"در خزینه ی حمام"کنار اب انبار

       وسط کرت"لب جو"و خیلی از جا ها که گفته نشد!

      چرا جار می زد؟برای این که"یکی دیک"یکی کمچه"یکی کفگیر"یکی کلوخ کوب"یکی ارزن"یکی نخود"

      یکی سبزی"یکی عدس"یکی پیاز"واب و اتش وخیلی چیزها که نگفتم  بیاورند!!

      و ننه ملا فقط بشود دبیر آش ارزن" به اسم اوتمام شود و تا سال اینده همه بگویند خدا خیرش بدهد

       چه آشی پخت و چه بارانی در گرفت!! البته بابا ملا مخالف دبیری آش ننه است!می گوید بوی پیاز

      ومطبخ می گیرد!!!...ننه می گوید جلوی پیشرفت من را نگیر کارو بارم بگیرد جشنواره ی آش ارزن

      می گذارم!!این مطالب هیچ ربطی به جشنواره نمایش و دبیرانش!ندارد"بی جهت تحلیل نکنید

      و گناه ملا را پاک نکنید!!!...خدا خیر تان بدهد ........تا بعد

    

     

 

     

لوطی بازی رئیس

گاونیوزـ ضیافت افطار انجمن نمایش در هاله ای از ابهام.ابوالحسنی صدهزارتومان کمک کرد.

به گزارش گاونیوز انجمن نمایش که قرار است در تاریخ۲۵مرداد به هنرمندان افطاری بدهد، بدنبال کمک مالی هنرمندان است.گاومش حسن در تحلیل این خبرگفت: لوطی گری حاجی ابوالحسنی از مرام پهلوون بازیشه.واینکه چرا هنوز هنرمندای دیگه به این ضیافت کمک نکردن،باید تحلیل بشه.من که گاوم فکر میکنم همه منتظرن ببینن آیین نامه داخلی در رابطه با افطار چی میگه.احتمالا کسایی که باید بیان به این ضیافت باید

۱- قبلا ۵بار افطاری داده باشن

۲-مدرک لیسانس "تنها خوری" داشته باشن

۳-بمدت چندسال  دستیار آدمای "تنهاخور" بوده باشن و هیچی نگفته باشن

شایدم هنرمندا منتظرن ببینن سهم نور دیده ها چقده و سهم غیر نور دیده ها چقد.من هم باید احتیاط کنم چون ممکنه ابوالحسنی بخواد گاو قربونی کنه.

مااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

 

ستاره ای بدرخشید و مال دربرز شد

با اینکه هنرمندای دربرزی تو رشته های مختلف ،ازآشی و هنری گرفته تا دیگر ابعاد زمین و اسمان هنر ،خوب پیش بردن، اما با این که دربرز روی بلندیه و به آسمون هم نزدیک تره ولی تو آسمون گنده هنرش هیچ ستاره ای هنوز زاییده نشده که به لطف خدا و سفارش کدخدا، قراره اولین ستاره ش ،اگه خوب بدرخشه  به طاقش اسمونش بند بشه  .سامان صفاری درب رزی بعداز گذروندن دو سه دوره  کلاسهای بازیگری ادم های معروف تو پایتخت،و یاد گرفتن نقال گری، حالا اولین قولنومه  خودش رو با علیرضا امینی که  میگن، او قالب ستاره زنی داره ،نوشته و قراره اول شهریور کار ستاره گری ش ، شروع کنه و با ستاره های کهنه تر و گنده تر و پر نورتری مثل حامد بهداد پوریا پور سرخ و ...همبازی بشه ،بعد این فیلم هم قراره تو یکتا سریال بازی کنه و ستاره رعیتی بشه...!...تو ده ما هر که هر کاری میخواد بکنه میگه از کدخدا حرکت از خدا برکت چون کسی تو ده از خودش اراده ای نداره و حتما بایستی کدخدا براش تصمیم بگیره ، برای همینه  که مردم ده تو اسمون خودشون، ستاره ای ندارن چون فقط کدخدا باید بگه کدوم ستاره برای کیه؟!؟ اگه کسی نوکری کدخدا نکنه ،همین ستاره عاریه ای هم ازش میگیره و میده دور و بریای خودش که تا حالا نوکرای  کدخدا هرکدومشون صد هزارتا ستاره دارن اما مردم عادی دیگه، یکتاش هم ندارن، حالا کدخدا پرهیز شکسته و میخواد یکی رو ستاره کنه، اما به خاطر اینکه  ماشالا خوشگل سبزه هه فعلا نوری نداره، کدخدا گفته غمی نیس من با فیلمبردار رفیقم و به اون دستور میدم، چند استاپ دیاف برات باز کنه که خوب بدرخشی،اما باید قول بدی از این به بعد تو افتاب نری تا سبز تر نشی سعی کن خودت رو بور بور نشون بدی سبزه حالا تو بورس نیس...بگو ماشالله...ان شا الله...ماشالا: ایشالا...

حَکَمی دو منظوره

سلام. من گاومش حسنم.خرزوخان خبرنگار جدیدگمبه گفت: "کریمی" آچارفرانسه دانشکده علمی کاربردی،امروز برای اینکه بدونه شرایط تاسیس موسسه فرهنگی و هنری چیه به خانوم سهیلی مراجعه کرد.سهیلی ازش پرسید:کی میخاد موسسه بزنه" و اون در جواب گفته:"آقای رئیس".من که گاوم فکر میکنم منظورش از رئیس همون "حکمی" خودمونه که رئیس دانشکده علمی کاربردیه.اگه حکمی موفق بشه، فکر نکنم  شرایط ورود به موسسه خیلی هم آسون نباشه.باید همه،  همون اول تست بدن تا از نظر جسمی و روحی مشکل نداشته باشن.خدارو چه دیدی شاید حکمی هم بخواد با هنرمندان سالم(که نیست) سالن ورزشی هم بزنه.امیدوارم توی این موسسه، شرایط گاوبازی هم فراهم باشه تا منم بتونم عرض اندام کنم.

مااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا  

                                      

سی تا به یتا

قابل توجه کار گردانان . بازیگران و داوطلبین شرکت در کانونهای خانه نمایش( جهت بالا بردن رزومه کاری و سوابق خود) و البته برای آنهای که چند بار رفتن فجر ودست خالی برگشتن  :

حسن زاهدی صدابردارباسابقه ایران اخیرا بعلت بی پولی و دست تنگی کلیه جوایز و سیمرغ های بلورین دریافتی از جشنوارهای فجر را با نازلترین قیمت به حراج گذاشته است.

یک همشهری یزدی که این حراج را دیده بود و راپرت آنرا به ما داد  از تعجب داد زده بود :

 سی تا مرغ مدی یتا تخم میگیری!!!!

 

مفید مفیدی   مفید واقع نشد

 پیشکسوت بازیگر یزد زیر تیغ جراحی رفت

دیروز ساعت  ۳۰/۳دقیق وارد بیمارستان مرتاض شدم و انبوه ملاقات کنندگان با گل و کمپوت سالن و راه رو ها را پر کرده بودند گفتم جای تعجب ندارد وقتی هنر مندی  راهی بیمارستان میشود معلوم است که ملت برای ملاقاتش هجوم می آورند .اما وقتی وارد اتاق ۲۰۳ بخش جراحی یک شدم دیدم آقای ایرج مفیدی روی تخت دراز کشیده و فقط همسر ویکی از فرزندانش در کنار او حضور دارند .

مفیدی که بعد از عمل سر حال بنظر می رسید طبق معمول با شوخی وطنز از ما تشکر کرد . گفتم استاد همکاران هنر مند خبر ندارند بفهمند می آیند ملاقاتتان   

گفت : ما از کسی انتظار زحمت کشیدن نداریم . در ضمن این عمل ما برای بعضی ها اصلا مفید نیست

گفتم حتی برای یک نفر هم مفید نیست ؟

گفت : نه ... آخر عمل پرستات هم عمل است ! بدرد  صندوق عقب هیچ ماشینی نمی خورد

بعد گفت راستی یک پیکان سفید دم در ندیدی ؟            گفتم : نه

گفت : بیچار اونم دست خالی رفت

پدر پسر شجاع

بازیگر فیلم جوخه اثر الیور استون بعلت سکته قلبی در سن ۴۸ سالگی در گذشت .

فرانچسکو کویین فرزند آنتونی کویین که در سریال  ۲۴ هم بازی کرده بود وقتی با پسرش میرفت خونه نقش زمین شد وبا هر گونه نقش دیگه خدا حافظی کرد . در حال حاظر پسر پسر انتونی کویین مشغول کفن ودفن و مراسم پدر هست و بهترین فرصت است برای پسران بیکار هنر مندان که بروند هالیود و با در دست داشتن کپی از شناسنامه پدرشان شانس بازیگری خود را امتحان کنند.

اما گمبه پیشنهاد میکند فرزندان غیر ذکور که پدرانشان بازیگر بوده اند نیز این فرصت را از دست ندهد و در ضمن داشتن یک توصیه نامه از کانون بازیگران یزد میتواند خیلی تاثیر گذار باشد .