هفت تير كشي كه متحول شد
بنقل از سايت انجمن نمايش :
مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی: اخلاق و انصاف، نوشداروی کمیاب جامعه نمایشی ما است
چند روز پيش در يك محفل هنري خوش صدايي مدعي بود كه بهترين مداح اين شهر است از انجا كه بقيه خودشون رو هنرمند مي دونستن اين جمله براشون بسيار سنگين اومد و شروع كردند به ايراد گرفتند ولي طرف دائم دليل مي آوردو چون وچرا مي كرد .تااينكه يكي گفت : تهرونياش هفتير كشن تو چي چي ميكشي ؟ خوش صدا گفت : بهتر از ايني كه تو ميكشي. طرف گفت منظورم تفنگه اگر راست مي گوي كلتت كو ؟ اگر بهترين مداح باشي بايد تفنگ كمري داشته باشي
نزديك بود براي اطمينان ، كار به بازرسي بدني و از اينجور شوخي هابكشه كه طرف گفت به پير به جون قسم اخيرا توصيه هاي اخلاقي مدير ارشاد رو خوندم يهوكي متحول شدم تصيم گرفتم از اين به بعد تفنگم رو تو خونه جا بذارم و كمي اخلاقي تر تير بندازم .
هنرمندان حاظر كه از حرفهاي طرف چشاشون مث قورباغه وغ زده بود بيرون گفتن تير انداختن اخلاقي چي چيه تمون پاره ؟ ( البته بخاطر حفظ اعتدال ملي از گفتن اصل كلمه خود داري مي كنم و عبارت خود ساخته تمون پاره را بجاي اون بكار مي برم )
خوش صدا گفت : اولا شلوار جين پاره اين روزا مده شايد اون يكيشم مد بشه دويمن وقتي طرف نه تحمل نقد داره نه شوخي سرش مي شه بايد تير اندازي اخلاقي بكني!!
قوباغه ها گفتن : چطور ؟
خوش صدا گفت با پاچه خواري ( اين كلمه هم دگرديسي داشته )
قورباغه ها گفتن اينم شد تير انداختن ببم جان ؟
خوش صدا گفت : اين تير خيلي كاريه از اونجا كه شما هنر مند هستيد و تاريخ سرتون نمي شه بايد خدمتتون عرض كنم كه اتفاقا خواجه نظام الملك هم با همين تير مغول زبون نه نقد رو آدم كرد !!
قورباغه هاي حاظر در جلسه كه محو سخنان خوش صدا شده بودن چنان تحت تاثير قرار گرفتن كه يكي گفت تا حالا صادق نيست اما در همون لحظه يكي گفت من اومدم سپس همون يكي اولي ادامه دادبنده منظورم اينه كه اخذ نظر از پيشكسوتان اخلاقي را در دستور كار خود قرار مي دهم و خواهم داد و داده بودم البته بنده در لفافه پاره شده بگويم كه پيشكسوتان مو سفيد اينقدر سفيد و بي رنگ هستن كه اصلا نامرئي شدن اصلا ديده نمي شن جون شما ، وگرنه ما اخلاق دونمون پيشكسوت پذيره !
يكي ديگه گفت من خيلي خوشحالم كه در اين جلسه حضور به هم رسانيدم و خيلي اطلاعات و چند تا روزنامه ديگه گيرم اومد . ديگري پا شد و به احترام تحول اخلاقي صندلي شو با بغل دستيش جا بجا كرد ديگري گفت من تا حالا نديده بودم اين جور معارفه اي خيلي با حال بود ايول ... ايول ... بازم ايول بعد دستمال جيبيش رو بيرون آورد و مفش رو ( آب بيني روان ) گرفت . يك ديگه هم ادامه داد همين الانه دوره گذارم رو يهويي طي كردم و 80 درصد اخلاقي شدم واسه همين مي گم تشكر مضاعف صبر كنيد يه تشكر ويژه دوبار مضاعف .
سپس نور چشم هنر گفت من ديدگاه تكاملي تلازمي دارم آخه من چند تا ليسانس دارم قبلا هم گفتم بياين بريم دشت بيرم دشت ... قورباغه هاي ديگه گفتن كدوم دشت ؟ نور چشمي گفت : همون دشتي كه دشتي ناز داره ... تلازم در خود اخلاق داره
در اين لحظه خوش صدا با دست از حاظرين خواست كه به صندلي هاشون برگردن و اعتدال رو از قليه ندازن و گرنه رسانه ها سوء برداشتشون قلنج ميكنه !!
در پايان جلسه شاعر جشنواره اي پس از دريافت ديپلم افتخار در رساي اين تحول آني _ اخلاقي چنين سرود :
وقتي قورباغه ها هفت تير كشن حق بده اينقدر پير بشم
فكر نكن كه دست مي كشم من ادامه ميدم اگه حتا بي پول تر بشم