گزارش هركول پوآرو پشت باغي  از سرقت كلنگي

 واضح ومبرهن است كه دزدي با كلنگ اونم از توي ارشاد ابتكار جديديه !! يا دزده مبتكر و خلاق بوده يا تا حالا ارشاد اينجور خلاقيتي نديده بوده .

البته اگه ارشاد بدون كارمنداش براي آقا دزده اينقدر باارزش بوده بايد دزده در مدارس تيز هوشان تحصيلات كرده باشه و آدم با كمالاتي باشه حالا چرا روزگار اينقدر باعث ترقيش شده كه مستقيما  دزد شده احتمالا در يك جامعه بي ريا زندگي كرده كه روش تاثير گذاشته طفلكي شايد  هم فضاي معنوي اداره جو گيرش كرده . اما اگه دزده كلنگش رو جا گذاشته بايد مطمئن باشيم كه دزده نه كارمند بوده نه هنرمند چون چون اين دو قشر هيچ كدوم اينقدر سخاوت ندارن كه چيزي واسه كسي جا بذارن . همين علت نشون ميده كه دزد از اين بساز بفروشاي تهروني هم نيست كه گاه وبي گاه ميان يزد و از ارشاد مي كنن . تهرونيا بعلت امكانات بيشتري كه دارن معمولا از فيتيله استفاده مي كنن نه از كلنگ . 

واضح و مبرهن است كه آقا دزده علاوه بر خلاقيت ، تيز هوشي ، بي ريائي و ديگر سجاياي اخلاقي از شجاعت بالاي برخوردار بوده است چون محل دزدي خودش رو در جاي انتخاب كرده كه تقريبا در همسايگي استانداري يزد و ادارات محترمه و مختلفه ديگه هس . پس يه دله دزد و غير حرفه اي هم نبوده . 

با اين اوصاف طبيئيه كه از  حراست و اون نگهباني ارشاد با اون سردر تاريخي هم كاري ساخته نباشه . آخه نگهباني واسه اينه كه از ورود آدمهاي نا وارد جلوگيري كنه ولي آقا دزده كاملا وارد بوده . حراست هم كه دنباله حرفه نه آدم . البته آقا دزده با اين همه سجايا معلومه كه ماشين نداشته چرا ؟ يك _ اگه ماشين داشت حتما پشت ميله نگهباني متوقف ميشد . دو _ كسي كه عمري صرف تحصيل و كسب اين فضايل اخلاقي بوده وقت پولدار شدن نداشته كه ماشين بخره طفلكي

چون فعلا نمي دونيم  چي چي دزديدن در حال حاضر دقيق تر نمي تونيم بگيم آقا دزده ديگه چه فضايلي داشته . مثلا اگه اومده آرشيو روزنامه هاي محلي يزد رو بدزده يه احتمال داره اگه اومده چاپ جديد كتاب وحشي بافقي رو بدزده يه احتمال ديگه . خلاصه بايد منتظر گزارش كالبد شكافي جسد باشيم . فعلا

                                                               پايان گزارش . پشت باغ . دنده كنار بخاري اتاق پنج دري