بهرام رفت


سرانجام

بهرام عبدالحسینی مدیرکل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی

رفت

دهبیدی پور به طور خیلی خیلی موقت به عنوان سرپرست این اداره کل منصوب شد


گاو مش حسن: ای بابا....حالا بودی بهرام جون!! چه اومدنی؟چه رفتنی؟ ما میخواستیم خودتو ببینیم...شماهم که همش تو آشپزخونه بودی.....

ماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

طالبی با درونیجات به بازار آمد

طالبی معاون سیاسی و امنیتی استاندار:

مردم یزد از "درون شاد"ترین مردم دنیا هستند.

گاومش حسن: آقای طالبی سلام. شما که متخصص درون شناسی هستید لطفا منو راهنمایی کنید که مشکلمو حل کنم. اخیرا" کودک درون مش حسن، به ندای درون من، شماره تلفن داده و فکر میکنم افکار شیطانی تو سرش داره. حالا من چکار کنم؟

م؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پنج روز تشویقی

سلام.من گاو مش حسنم. خبر جدید همون خبر قبلیه که هنوز دزد ارشاد پیدا نشده ولی بهرام خودش دست بکار شده و از جایگاه مدیریتیش استفاده کرده و گفته هرکی دزد ارشادو پیدا و یا معرفی کنه،پنج روز مرخصی تشویقی میگره. من که گاوم معتقدم که این پنج روز تشویقی جایزه زیادی نیست و حداقل باید بهرام یه سکه به جوینده دزد جایزه میداد. ولی مش حسن میگه تو گاوی و حالیت نیس چون اگه اینجور جایزه ای بذارن دیگه همه کارمندای ارشاد،همدیگه رو به شکل سکه میبینن و صف طولانی میشه.چه بسا که بخاطر یه سکه خود بهرامم بکشونن تو صف.

ماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا 

کشف ردپای یک دزد حسابی

سلام.من گاو مش حسنم. طبق آخرین اخبار رسیده،دُزد ارشاد، یه آدم کوتوله چاق بوده و فقط یه "هارد" از حسابداری برده. با این کشفیات میشه دزد ارشادو اینجوری آنالیز کرد

1-دزده  آدم حسابی بوده

2-دزده،سرش تو حساب و کتاب بوده

3-دزده، اول حساب کارو کرده بعدش اومده دزدی

4-دزده، اول اومده دزدی که بعدش بشینه حساب کتاب کنه

5-دزده میخواسته حرف حساب بزنه

هشدار!!! کارمندان عزیزی که میخوان زودتر به سالن ارشاد برسن،سعی نکنن از وسط باغچه میون بُر بزنن.چون دیده شده که حراست ارشاد توی باغچه دنبال ردپا میگشته. من که گاوم پیشنهاد میکنم اگه پیدا کردن ردپا مشکلو حل میکنه، دوستان همت کنن برن پیست سخود،اونجا تا دلشون بخواد ردپا پیدا میشه و دستشون بازه

مااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

کُلنگِ دزدی از ارشاد زده شد

سلام.من گاو مش حسنم.  دیشب اداره کل فرهنگ و ارشاد،مورد دستبرد قرارگرفته.الانم پلیسا دارن دنبال سرنخ میگردن. دزدی با کُلنگ صورت گرفته.احتمالا دزدا چنسالی تاخیر فاز داشتن.چون فقط دزدای عتیقه و زیرخاکی با کُلنگ میرن دزدی. من که گاوم فکرمیکنم دزدا وقتی دیدن بهرام عبدالحسینی دل از ارشاد نمیکنه، احتمال دادن باید تو ارشاد گنج باشه که بهرام از روش بلند نمیشه.کسی چه میدونه شایدم از دوره کاظمینی چیزی مونده باشه. منتظر خبرای جدیدتر باشین

مااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

نظر خونندگان

مطلع

غیرازنمایش(کاریزما)که به جشنواره فجرراه یافته چهارکاردیگری که ازیزدخودکارگردانان فرستاده بودندانتخاب نشدندوامسال یزدیک نماینده دارددرفجر.
اما یکی ازکارهاکه برای چندسال پیش بوده وشرایط حضوردرفجرهم نداشته وباعنایت انجمن نمایش یزدومسئول آن که استادتبعیض بین نمایشیهاست نامه اجرای عموم داده شده وکاری که هنوزانتخاب نشده ونامه ای اصلا درخصوص انتخاب شدنش ازمرکزهنرهای نمایشی نیامده سالن شرف الدین علی رادراختیارش میگذارندکه غیرقانونی است ونشان میدهدکه هنوزرییس انجمن دست ازکارهای پارتی بازیش برنداشته وهمچنان بی لیاقتی خودش رانشان میدهد.شورای مشورتی شماکه ادعاداریدببینیداین چندسال چه قدرپول به جیب این کارگردان ریخته اند.چیزهایی که معلومه پارتی بازی انجام میشه راشماهاجلوگیری کنید.مگرنبایدکاری که رفته جشنواره ای تاانتخاب نشده ونامه قبولی نیامده سالن دراختیارش نگذارندامابریدببینیدچندروزه سالن رابیخودی دراختیاراین بنده خداقرارداده اند؟بگیدایشان چه کرده است که اینقدرموردحمایت ابوالحسنی ونظافت قرارگرفته است؟بدون اینکه بازیگرانش امضاکنندوپولی بگیرندپول استقرارگروه هاکه برایش آمده رارییس انجمن تحویلش میدهد.همیشه هم که مسئول قسمتی ازتئاتراست.پول خوبی هم دریافت میکندوکارهای ضعیف وتکراری.چراسالن به شهریاروحائری زاده ندادند؟این نفرات هم کارهایشان رافرستاده بودندفجر.شورای مشورتی شماهاجراچشمانتان رابسته ایدوسکوت میکنید؟تئاتربرای چندنفر؟

تاریخ انقضاء بهرام

سلام.من گاو مش حسنم.خبر مهم پزشکی دارم که حتمت با سلامتیتون ربط مستقم داره.

92/10/30 تاریخ انقضاء بهرام عبدالحسینی،مدیر کل ارشاد،فردا ست. از همه اهالی فرهنگ و هنر تقاضا دارم این انقضاء رو جدی بگیرن.نگید که فقط چیزایی که خاصیت دارن فاسد میشن.... نه عزیزان.من که گاوم میدونم توجه به هرچیزی بعد از تاریخ انقضاء،باعث پشیمانی است.

از فردا...

سلام کردن به مدیر هیچ خاصیتی نداره جواب سلام دان به مدیر هم ایضا"

بادمجان دور قاب چین ها هم از فردا ابزارشونو برا خودشون نگه دارن

مانع جلوی درب ورودی ارشاد از فردا با دیدن بهرام میتونه خوابیده باشه و اصلا نیازی نیست با دیدن مدیر بلند بشه

هیچ حکم و قول و قراری هم از جانب بهرام هیچ ارزش غذایی و قضایی نداره.

ماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا



شام فریب

ردپای یک اردکانی در تاریخ ابرکوه

سلام.من گاو مش حسنم.تشکیل شورای اداری اداره ارشاد در ابرغو(ابرکوه)، همه رو به اشتباه انداخت که شاید ابرغو داره استان میشه و بهرام عبدالحسینی ازهمین الان رئیس ارشاده.ولی این فقط در حد یک فرضیه بود. من که گاوم علت تشکیل شورای اداری در ابرغو رو پرس و جو کردم فهمیده که ماجرا از اتاق حسن مفیدی آب میخوره.گویا این کارمند باتجربه که از "نخستین سانان اداری" محسوب میشه،خاطره ای نقل میکنه از روزی که نهال سرو ابرغو کاشته میشده.مفیدی نقل میکنه در اون روز میهمانان زیادی از روم . بیزانس و قسطنطنیه و چین و ماچین، برای مراسم کاشت نهال به سرزمین پارس دعوت شده بودن.حسن مفیدی هم از ایساتیس برای نظارت بر حسن انجام کار رفته بوده ولی از بد روزگار یک ساعت دیر میرسه و نمیبینه کی نهالو کاشته.حسن مفیدی نقل میکنه که وقتی داشته تلاش میکرده خودشو به نهال برسونه شنیده که ینفر در حالیکه به نهال اشاره میکرد، با لهحه اردکانی فریا زده:

حسابی آ بٌش بدت و مواظبٌش باشید کسی سِنگٌش نزنه.

شنیده شده که وقتی بهرام این خاطره رو شنید چشمش برقی زد و رفت ببینه میتونه ردپای یه اردکانی رو در تاریخ پیدا کنه که هم به استاندار جدید خودشو نشون بده و هم اردکانیا بتونن ینفر مقابل "رشدالدین میبدی"مطرح کنن.

مااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

سلام تاکتیکی/بروکراتیکی/بهرامی


سلام.من گاو مش حسنم. مش حسن همیشه بهم میگه: وقی رفتی یجایی که چنتا آدم نشستن،سرتو مث گاو ننداز پایین،اول سلام کن.میگم: مشحسن منکه گاوم کسی توقع نداره.اونم میگه:توگاوی مردم که گاو نیستن.

برا همین نشستم در مورد سلام فکر کردم دیدم چند نوع سلام وجود داره.

1-سلامی که سلامتی میاره.

2-سلامی که ثواب داره.

3- سلامی که بی طمع نیست.

4- سلامی که شاید ثواب نداشته باشه ولی کباب داره.

5-سلامی که اخیرا" بهرام عبدالحسینی به کارمنداش میکنه. این نوع سلام مث اورانیو غنی شده در حد 30درصده.یعنی شامل هر4مورد بالا میشه.من که گاوم یچیزو هنوز نقهمیدم. تاریخ انقضاء بهرام جون  92/10/1 ثبت شده و قاعدتا" باید خداحافظی کنه و بره تو همون تابان.TV .من که گاوم اگه اینروزا بهرام بیاد و بهم سلام کنه ترجیح میدم مث گاو نگاش کنم تا حالیش بشه من گاوم

مااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

چرخش یهرامی

سلام.من گاو مش حسنم. مدیران مواظب باشید.اخیرا" یک بیماری مفصلی- عضلانی در بین مدیران بلاتکلیف شیوع پیدا کرده. این بیماری که به خاطر چرخش سریع مدیران بلاتکلیفه، در ادبیات سیاسی بهش میگن "تغیر رویکرد". مثلا" همین بهرام خودمون با چرخش سریع از "ابرغو" به سمت "اردکان" مواجه شده. بهرام که تا دیروز "ابرغو محور" بود و انتصاباتی با طعم ابرغو انجام میداد، اینروزا "ارکان محور" محور شده.مثلا" بهرام حسابی با حوتی نژاد قاطی شده.یا مثلا" یک کارمند قراردادی و تبدیل وضعیت شده که به بهاباد رفته بود، یهو شده رئیس ارشاد اردکان.

من که گاوم یکی توصیه برا بهرام دارم . برا اینکه بهرام، موقع چرخش، دیسکش بیرون نزنه و آرتروز گردن نگیره و سیاتیکش عود نکنه، باید در عوض کردن رویکردش از ابرغو به اردکان از خودش آرامش نشون بده و با نگاهی اول به راست بعدش به چپ، وضعیتو بسنجه و نهایتا اگر تعادل حاصل شد، تغیر رویکردشو انجام بده، وگرنه هم خودش ضایع میشه هم کمرش.

ازمااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااگفتن بود

نظر خوانندگان


جواد میرحسینی
 

هه.حالا دیدی گمبه خود .........شت هستی که داری نظرای ..... درباره رفیقمون میدی مادر ......اونم با اسمای مختلف.عمدا او پیام تحریک کننده را گذاشتم که اینجور جوابی از تو با یه اسم دیگه بیاد .که مطمءن شم.چون فقط تو ........ میتونی بفهمی کی چندبار بار با یه اسم نظر داده تازه اگه کار و با وبلاگ فول باشی که شک ندارم جفتون هم تو مهدی هم اون محسن ....... قدر گاو حالیتون نیست.دست بردارت از این .........بازی(من همون مچ گیرم) که ........بازینامه و سعید شهریار و ....... که بازینامه الان عاقل شده و وبلاگش شده پاستوریزه اونم بدون نظر.توام ............. نه؟
باشه خودت خواسی مهدی جون... .

تکیه بر باد

سلام.من گاومش حسنم. ظاهرا دوباره "باد"  خورده به "رامین قادری نسب" و دوباره میخواد استعفاء بده. به قول مش حسن خودکرده را تدبیر نیست.ازوقتی رامین، با "تکیه بر باد"، نمایشنامه نوشته و این "باد و بودا"، باعث خوشحالی و خنده خلق الناس شده،ظاهزا" مقداری از این "باد"های در رفته در نمایش مذکور، به غبغب کارگردان و بازیگراش افناده و مقداریشم خورده تو سر نویسنده.البته کارگردان،قبلشم تجربه مهار "بادوبود" و تغیر کاربری در غبغب رو داشته،ولی رامین که تجربه "بادخوردگی" نداشته ظاهرا" "برباد" رفته و استعفا داده و گفته هرچه "باداباد".

 من که گاوم فکر میکنم این "بادگرفتگی" مزمن چاره داره.اگر این دوست مستعفی، به طور مستمر ملق بزنه،این "باد" که توسر یا غبغب افتاده،دچار "راه گم کردگی" میشه و دوباره درمیره.

ماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

      

ده فرمان" برای آسایش دوگیتی"

 
1-غایب همیشه محکوم است
وقتی یکنفر غایب محسوب میشود که ما با یکنفر حاضر که روبروی ما نشسته یا ایستاده در مورد فرد سومی که نیست حرف میزنیم. و معمولا فرد روبروی ما دارد پنبه نفر سوم را میزند.اگر در این شرایط قرار گرفتید لازم نیست از شخص سوم که غایب است دفاع کنید  چون دیر یا زود اوهم کنار شما می آید و دیگر غایب نیست.

2-همیشه حق با حاضرین است
البته این حق ربطی به غایب نبودن فرد مورد نظر ندارد.وقتی کسی شمارا برای داوری برمیگزیند،باید با شما در جایی قرار بگذارد این قرار میتواند برای شام یا ناهار یا عصرانه یا حداقل یک قلیان باشد،شما باید حق نمک را بجا بیاورید و فقط او را تایید کنید.

3-هچچکس بهتر از خودت نیست
این فرمان همه جا کاربرد دارد بجز مواردی که احتمال کتک کاری زیاد است.

4-وانمود کن که گوش میکنی و درگیری ولی نه گوش میکنی و نه درگیری
این فرمان زمانی لازم الاجرا میباشد که یکنفر در مقابل شما نشسته ودر مورد همه چیز حرف میزند و سعی میکند حرفهایش منطقی و مستدل باشند. معمولا این افراد خواندن یک کتاب جدید را به آخر رسانده اند و دنبال گوش مفت و چشمانی مشتاق میگردند.نا امید کردن این افراد معطلی بیشتر شمارا به دنبال دارد.

5-صداقت آخرین سلاح است
صداقت مثل حساب پس انداز است،بیشتر به درد روز مبادا میخورد.اگر روزی در مقابل شخص یا اشخاصی قرار گرفتید که موضعی طلبکارانه در مقابل شما گرفتند و شما راه فراری ندارید، صداقت شما میتواند عزم آنان را برای هر اقدامی علیه شما سست کند  چون صداقت نشانه سلامت نفس است و همه بدون اینکه بدانند چرا،این صفت را دوست دارند.

6-حرف بی سر و ته  نشانه تفکر است
این فرمان در مواقعی کاربرد دارد که با جمعی از روشنفکران و هنرمندان پست مدرن،پساپست مدرن و فرا پساپست مدرن روبرو میشوید.در این اجتماعات اگر حرف درست ودرمان خلاف عرف محسوب میشود.
 

7- کم حافظه باش تا آسوده باشی.
وقتی کم حافظه باشید دیگر کسی از شما انتظار بیجا و بجا ندارد و براحتی میتوانید قول بدهید و انجام ندهید

8- "باشه"، ضامن رهایی است
این فرمان  یکی از بهترین فرامین دهگانه است.وقتی همه میخواهند فقط حرفشان به کرسی بنشیند و تحمل مخالفت را ندارند، "باشه" میتواند هم شمارا رهایی بدهد و هم دیگرا را راضی کند.

9- بخند حتی اگر خندیدنی نیست
دنیا پراز آدمهای بی مزه است که تا وقتی خنده شمارا نبینند ول کن ماجرا نیستند در اینجور مواقع قهقه زدن ضامن رهایی شما از دس این مدل آدمهاست که تعدادشان هم کم نیست.

10-همیشه به اشتباهاتی که نداشتی اعتراف کن
از اونجایی که آدمهای این دنیا دوسدارن یکنفر را پیدا کندد تا نصیحت کنند، اعتراف به اشتباه در حضور ایشان هم باعث کوتاه شدن صحبت میشود و هم میتوان فرد نصیحت کننده را خلع صلاح کرد
 

.................مشاور اومد حرف بزنه

سلام.من گاومش حسنم. این جشنواره یا همایش تئاتر تا بخواد برگزار بشه چندتا قهر و آشتی و خین و خین ریزی به پا میشه.الان جعفر دلدلزاده قهر کرد و رفت.گویا مشاور مادام العمر مدیران متعدد ارشاد،عباس ملا زینلی گفته:  "هرچی میکشیم از دست عربا میکشیم". جعفرخان هم ناراحت شده و رفته که رفته.گفته جشنواره هم نمیا.من که گاوم به عباس آقا نصیحت میکنم بابا،خوشتیپ،خوش لباس،خوش اخلاق،کت و شلوار قشنگ، اولا همه حرفی رو همه جا نمیزنن دوما" این ژستای روشنفکرانه و ضد عرب قدیمی شده برادر، دیر اومدی. بعدشم یه نگاه به اسم و فامیل خودت بنداز ببین عربیه یا آلمانی.شاید تو شناسنامت اسمت کامبیزه و داری تقیه میکنی ناقلا؟اگه اینجوریه به ماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااهم بگو.

کارمندان مترقی ارشاد سر کلاس

سلام .من گاومش حسنم.هرکی فکرمینه فکر میکنه اداره کل فرهنگ و ارشاد یزد،کارش فقط خراب کردن فرهنگ و هنره،اشتباه مکنه.این اداره اخیرا به سازندگی هم اهمیت میده. مثلا ساختن استاد برای دانشکده علمی کاربردی. کافیه ینفر به عنوان کارمند وارد این اداره بشه.فرقی هم نمیکنه که از اتاق نگهبانی شروع کنه یا از تو باغچه، مهم اینه که مهندس شریفی چقد بخواد سر کیسه رو شل کنه. مهندس اخیرا دوتا استاد پروازیو برا همیشه پروندشون، چون پول نداشت.حالا دوتا از همین ورشکسته های هنری که کارمند ارشادن و اتفاقا تصمیم گیری های جشنواره ای هم میکنن،با یه مرخصی ساعتی و شندرغاز حقوق میان تدریس میکنن. اینجاست که ثروت بهتر از علمه. من که گاوم اولش فکر کردم مهندس برا حفط جون اساتید پروازی اونارو جوابشون کرده.ولی "دکتر افشانی" استاد روابط عمومی، که پروازی نیست ،اتفاقا بنده خدا همش رو زمینه. ولی الان یه "کارمند مترقی شده" گذاشتن جاش. البته آقای معنوی مدیر گروه روابط عمومی هم در بکارگیری آدمای دم دستی بجای آدمای درست و درمون تخصص داره.

مااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

آقا رضا امیرخانی گم شده

 سلام.من گاو مش حسنم. شنیده شده استاد"رضا امیرخانی" درباره نمایش "اوضاع همیشه اونجوری........" نوشته مهدی مرعشی،واکنش نشون داده و گفته: این نمایشنامه توهین یه نویسنده های یزدیه.

من که گاوم هرچی فکر کردم منظور این استادو از نویسنده های یزدی نفهمیدم. یا مثلا اگر  به نویسنده های  یزدی توهین بشه، انتشاراتیهای دنیا دیگه تالیفات یزدیارو در سراسر دنیا ترجمه و چاپ نمیکنن؟؟؟؟؟؟. اصلا یزد مگه نویسنده داره؟. داشتم به این چیزا فکر میکردم یهو فهمیدم که ای داد بیداد، استاد امیرخانی از دست هنر یزد رفت و هیشکی نفهمید. این استاد اخیرا دچار عارضه " خوددیگر بینی" شده. در توضیح این عارضه باید بگم که ایشون خودشو با اون یکی "رضا امیرخانی"اشتباه گرفته و یجورایی خودشو گم کرده. بدینوسیله از تمامی هنرمندان خواهش میکنم،هرزمان، درهرمکان، با این نویسنده خوشرو و خوش برخورد(البته فقط روبرو) برخوردکرد، به سرعت این عزیزو به آدرس یزد،کوچه تالار هنر،خود تالارهنر،ارسال کنه تا هنرمندان بتونن دوباره در آغوش پرمحبت استاد قرار بگیرن. و  برای اینکه استاد خودشونو دوباره بااون یکی استاد اشتباه نگیره از این پس به اول اسم ایشون "آقا" اضافه بشه.زنده باد "آقارضا امیرخانی".

مااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا   

عبدالحسینی علیه عبدالحسینی

سلام.من گاو مش حسنم.هر گردی گردو نیست ولی معنیش این نیست که چیز گردی که الان هست حتمن گردو ست. خیلی وقتا پیش میاد که آدم گردو میبینه و میفهمه این چیز گردی که تا الان جلو چشمش بوده گردو نبوده بلکه "دستنبو" بوده. اینروزا برای میرکلی ارشاد،گزینه های زیادی رو میزه،تقربن همه گزینه ها. "حسین عبدالحسینی" هم اسمش افتاده سر زبونا. معاون ارشاد شهرستان. البته نمیشه گفت که این همون عبدالحسینیه و فقط اسمش فرق میکنه،چون ظاهرن کارمندای ارشاد از اومدن این عبدالحسینی خوشحالن و میگن سوابق خوبی داره،یعنی راس راسی گردو نصیب فرهنگ و هنر یزد شده.من که گاوم فکر میکنم حضور این مرد دوگانه سوز  "فرهنگی ـ بازاری" به درد هیشکی نخوره برا ارشادیا خوبه،لا اقل لباس شب عیدشون با قیمت خرید دستشون میرسه ماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااهم میریم نسیه میکنیم. 

اولیاء و مربیان با جارو

سلام.من گاو مش حسنم. تازه دارم معن این بیت معروف که میگه "خدا گر ببندد زحکمت..............." میفهمم. باخبر شدم "محمدجواد اولیاء" کاندید ناکام شورای شهر یزدُکه توی ائتلاف به گل نشسته هنرمندان بود و رای هنرمندارو نتونست برا خودش جمع کنه، حالا رزومه کاری برداشته و با یه یه لقمه نون رفته تهرون که بشه مدیر کل ارشاد یزد. حالا کیا مبیش بودن و رزومه سازی یادش دادن بماند. مش حسن همیشه میگه خداکنه بد بدتر نشه.

من که گاوم یه فرمول کشف کردم که اگر ارشمیدس فهمیده بود تو حموم میخکوب میشد و همونجا کف میکرد. اگه کسی بخواد میر کل ارشاد بشه باید مورد بی توجهی اهالی فرهنگ و هنر قرار بگیره حالا اگر همین اهالی یه مشت بزنن پا چشم طرف و یه بادمجون بکارن زیر چشمش احتمالن یارو میشه معاون وزیر، حالا اگر تو هاگیر واگیر دوتا قحشم حوالش کردن میتونه تا وزیر شدنم پیش بره. این که میگن "موش تو سوراخ نمیرفت جارو میبست به دمش"، دلیل نمیشه موش پررو نباشه تلاش نکنه،شاید از سرواخ نتونه تو بره ولی از در گاراژ که میتونه بره. اگه بره چی میشه.همه رو جارو میکنه.

ماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

 

 

نظر خوانندگان

دیدگاهی از "آگاه" در مورد "میرزا محمد کاظمینی"

من سنگ کسی را سینه نمیزنم..... .این مدیر لایق که هنوز سوابقش قابل دفاع هست تا کنون بیش از سی جلد کتاب گرد آوری و تالیف کرده است که اکثر آنها با بودجه شخصی بوده است .نویسنده ( ح م ) در کتاب دانشنامه ایشان کارمند ایشان بوده و حقوق میگرفته است .ماجرای غرب کشور یک دروغ رسانه ای بود که اشتباه در رسانه های یزد جلوه داده شد ایشان در انجا نماینده ویژه رییس جمهور بودند که بعضی از شیطنت های رسانه ایی ماجرا را اینطور جلوه دادند.ایشان تمام سکه ها و اشیا و نسخه های موزه را وقف کردند و مالکیتی ندارند چطور میفرمایید ملک شخصی خود میدانند .تمام کسانی که به ایشان تهمت و افترا میزنند باید در روز قیامتن جوابگو باشند .دوستان عزیز را دعوت میکنم که موزه ایشان را بازدید کنند تا خدمات ایشان به میراث فرهنگی را در یابند .در ضمن تجلیل رییس جمهور خاتمی - و آقایان حداد عادل و لاریجانی ریاست مجلس از ایشان را فراموش نکنید

 

تاریخ به روایت حکیم عمر بهرام آبادانی

سلام.من گاو مش حسنم. شنیده بودیم خیلی چیزا نسبیه ولی نمیدوندونستم تاریخ هم نسبیه.

احمد زارع ابرقویی(ابرکوهی) متلولد 1362 یکسال چیش کارمند ارشاد شد.امسال طی حکمی از سوی بهرام ایشون رئیس مدرسه تجسمی پسران شده.تا اینجاش مشکلی نیست. بهرام عبدالحسینی تو حکمی که نوشته تاکید کرده "........باتوجه به تجارب ارزنده جنابعالی........".

من که گاوم با یه حساب سرانگشتی فهمیدم این بچه 30سال بیشتر نداره و زن هم ایضا". یکسال هم بیشتر تجربه کار ندار ه و زن هم ایضا". اگر این بچه انسان با تجربه بحساب میاد پس لابد "حسن مفیدی" مومیایی متعلق به عصر ماقبل یخبندونه. شاید علاوه بر تاریخای موجود مث هجری شمسی و میلادی و........ تاریخ ابرقویی هم داریم.مثلا سال 1362ابرغویی که 17سال و سه روز بیشتر از میلاد مسیحه. بهرام جون یکسال کار تو ارشادو  هم سال نوری حساب کرده. ولی "محمدرضا اردانی" معاون این بچه17 سال سابقه کار داره که سال نوری نبوده و احتمالن سال "زوری" بوده .

من که گاوم به بهرام پیشنها میکنم از این تاریخای ماقبل یخبندون در احکامش استفاده نکه چون ممکنه میرزا ممد کاظمینی همه ارشادو به چشم عتیقه ببینه و.........

ماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا


پتو ربایی در اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی

سلام. من گاو مش حسنم. مش حسن همیشه میگه جایی که  نون هست دندون نیست و جایی که دندون هست نون نیست. دیروز تو ارشاد نشست مطبوعاتی بوده و بهرام دست و دلبازی کرده و چندتا "پتومسافرتی" داده به خبرنگارا که روابطشون همیشه گرم بمونه. ولی وقتی میرن سراغ پتوها میبینن جا تره و...... . ظاهرا چندتا از کارمندای ارشاد که که زیاد مسافرتای ساعتی میرن احساس کردن این "پتو مسافرتیا" بیشتر به دردشون میخوره و خلاصه "پتو" هارو "تغییر کاربر" دادن. ذاکری رئیس روابط عمومی هم دربدر دنبال پتوها میگرده و حرص میخوره. من که گاوم احساس میکنم احمد ذاکری داره بیخودی حرص میخوره. اصلن هم درست نیست هرجایی پتو مسافرتی دید بره بالا بزنه ببینه کی زیرش خوابیده. اگه پتوها 1نفره بودن که مسئله شخصیه، اگه 2نفره بودن که مسئله روابط خصوصیه و ربطی به روابط عمومی ارشاد نداره.

ماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

چرا و چگونه

انتخاب های عجیب هیئت انتخاب بخش فیلم  کوتاه داستانی جشنواره رضوی، باعث بروز واکنشهایی در برابر این انتخابها از جانب بعضی از افراد شده است. برای اینکه شک و شبهه ها از بین برود باید  نقش هرکدام از این پنج تن در هیئت انتخاب مورد تجزیه و تحلیل قرلر بگیرد و این نوشته سعی دارد به این مهم بپردازد.

1- فهیمه سهیلی _ چندسالیست که حضور زنان در مجامع مختلف نشان از دگر اندیشی مسئولان مربوطه میباشد و حضور فهیمه سهیلی در هیئت انتخاب، این شرایط را فراهم میکند و حضور این خانوم هیچ ربطی به نام کوچکش ندارد.

2- حسین روشنبخش _ تزئین هر مکان مهمی معمولا به آرامش تصمیم گیرندگان در آن مکان کمک میکند. مسلما حضور حسین روشنبخش به عنوان عضوی خوشتیپ و خوش لباس در مکان انتخاب فیلم، مانند حضور یک مجسمه گچی سنگین و رنگین،  زیباست که البته مزایایی نسبت به مجسمه دارد.هم سرش را تکان میدهد و هم خودش می آید و میرود.

3- حسین پیغمبری _ برای بالا بردن وزن جلسات متعدد هنری در یزد حضور حسین پیغمبری ضروریست البته تا وقتی که رژیم نگرفته.

4 - محمد حسینی خواه _ تئوریسین در زمینه فیلمنامه نویسی.ایشان معتقد به حضور "درد" در فیلمنامه میباشد با تقسیم بندی معروف "من دردی"، "تو دردی"، "او دردی" و....... . در یک کلام ایشان متخصص دردهای دراماتیکی هستند.

5 - حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ سید محمدجواد صداقت کشفی _  هر جمع تصمیم گیرنده ای احتیاج به محور تصمیم گیری دارد و چه کسی بهتر از این عزیز که اسم و القابشون قابلیت محوریت را دارند.

شولی با آب تهرون

 سلام.من گاومش حسنم. ازخدا که پنهون نیس از شما چه پنهون هروخ میبینم مش حسن باد افتاده تو دماغش و میپرسه "یورتمه چیه؟" یا "شاخ گردانی چیه؟"...... میفهمم زنش براش شولی با آب تهرون درست کرده. اصلن این آب آدمو عوض میکنه. هرکی آب تهرونو خورده یوقتایی بادی میشه. اتفاقا این حرکتشون خیلی هم خوبه.مخصوصا برا هنرمندایی که نتونستن برن تهرون و به اصطلاح درس بخونن. این هنرمندای تهرون رفته و درس خونده خیلی به خودشون زحمت میدن و برای تازه واردها، ادای استاداشونو در میارن و سوالای اونارو از تهرون نرفته ها میپرسن.مثلا وقتی از کسی میپرسن "ریتم چیه؟" یا "کارگردانی چیه ؟" میخوان تجدید خاطره کنن و  شاید هنوز دنبال  جواب سوالایی که استادشون ازشون پرسیده هستن. من که گاوم پیشنهاد میکنم هرکس، هروقت،در هرجا با این آدمایی اینچوری برخورد کردن خونسردی خودشونو حفظ کنن و بدونن اونا هم مث خودشون عاشق شولی هستن و برای اینکه باد بینی این عزیزارو بخوابونن احتیاطا یه کاسه شولی با آب غربالبیز و چندتا "زیر شاخه" با خودشون داشته باشن.

مااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا    

مهمان ناخوانده


فیلم داستانی" مهمان ناخوانده " به کارگردانی محسن عالم زاده در حوزه هنری یزد تولید شد.

به گزارش روابط عمومی حوزه هنری استان یزد: فیلم کوتاه "مهمان ناخوانده" به نویسندگی وکارگردانی محسن عالم زاده  وتهیه کنندگی سید ناصرامامی میبدی تولید شده و مجری طرح آن حوزه هنری یزد است.

این فیلم در مدت زمان 12 دقیقه، داستان زندگی پیر زنی را به تصویر می کشد که عازم سفر زیارتی مشهد مقدس است. او هنگام خروج از منزل با یک مهمان ناخوانده روبرو می شود.
این مهمان کسی نیست جز بچه گربه ای که از خانه پیر زن خارج نمی شود و....
فاطمه سیاف و زهرا بابایی در این فیلم به ایفای نقش پرداخته اند.
دیگر عوامل این فیلم عبارتند از؛ تصویربردار: هادی دهقان، صدابردار و صداگذار: جمال دهقان، تدوین: سعید سلمان روغنی، دستیار تصویر: محمدکریم پور.  
مهمان ناخوانده قرار است به جشنواره فیلم رضوی ارسال شود.
هشتمین جشنواره ملی فیلم کوتاه و مستند رضوی 18 تا20 شهریور92 در یزد برگزار میگردد.
 

ارشاد با بادمجان

سلام . من گاومش حسنم. با روی کار اومدن مش حسن روحانی و شروع بکار دولت تدبیر و امید، اداره کل فرهنک ارشاد یزد اقدام جالبی برای بکار انداختن تدبیر در بین متولیان فرهنگ و هنر کرده. دهبیدی پور مدیر مالی ارشاد هم اکنون یک وانت پراز "بادمجان" فرد اعلا گذاشته دم  در تالار فرهنگ،که بین کارمندا تقسیم کنه. حالا این متولیان فرهنگ و هنر یزد باید تدبیر کنن که با این "بادمجونا" چکار کنن. من که گاوم توصیه میکنم به اولین چیزی که به ذهنشون میرسه بسنده نکنن، چون برای اون کار ۴سال وقت هست. پس باید به فکر کشک و بامجون، خورش بامجون،مسما بادمجون و اگر مرغ تو خونشون دارن و مرغشون تخم داره میتوننن به میرزاقاسمی  فکر کنن.

بازم گلی به گوشه جمال مش حسن روحانی، مش حسن "گمبه" که خیلی ناخون خشکه. از حق نگذریم مشحسن روحانی از مش حسن "گمبه" پولدارتره . مش حسن "گمبه"  فقط یکی گاو داره

ماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا  

  

طارم استخوانی دم سیاه در جلسه شورای اداری

سلام. من گاومش حسنم. خونه دار، بچه دار، عیالوار، بدو که جا نمونی. بهرام عبدالحسینی دیروز دس و دلبازی کرده و بعداز جلسه شورای اداری همه رو برده رستوران "گل سرخ" که این روزای آخر دورهم باشن.بهرام جون برای این که تو یاد خاطر این خرده مدیران و همراهیاشون بمونه به هرکدوم یه گونی برنج اعلا هم داده و هرکی هم با زنش اومده دوتا گونی برنج گرفته.(اگر کسی دوتا یا بیشتر زن داشت بیشتر گیرش میومد. اینم از مواهب چند همسری). ولی همینجوری که نیس هرکی از راه برسه بره افطاری بخوره و برنج بگیره. اینم یه گونی.شرایط داره، اول اینکه باید رئیس باشی رئیسم نبودی باید همراه اول رییس باشی و تو دسترس. دوم اینکه نباید به مدیر طوری نگاه کنی که انگار داره میره. سوم اینکه نباید دیسک کمر داشته باشی.

من که گاوم اونچیزایی رو که باید داشته باشم ندارم و اونچیزایی رو که نباید داشته باشه به وفور دارم.گام دیگه

ماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا


فاق کوتاه آفت لگن است

اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی یزد جهت حفط ادبیات فاخر فارسی، اقدام به بریدن و حذف تابلوهایی که اسم غیر فارسی دارند کرده است. مامورین این اداره ماموریت دارند با دیدن هرنوع مارک و یا اسم خارجی اقدام به قطع و از بین بردن آن کنند. لذا از دوستان و عزیزان سوسول و فاق کوتاه که خواسته یا ناخواسته مارک شورتشان خارجی و در معرض دید عموم است خواهشمندیم برای حفط اندام حجیم خود، یا شورتشان را عوض کنند یا شهرشان را .

تبریک

"احسان نیک محضر"

موفق به دریافت "درجه 3هنری" در رشته نورپردازی شد.

ضبن عرض تبریک به این دوست زحمت کش در عرصه هنریزد،امیدواریم شاهد موفقیتهای بیشتر این عزیز باشیم.

استاندار سلطان قلبها میشود

استاندار یزد:دلسوزی صادقانه استانداران فقید موجب ماندگاری نام آنان در خاطر مردم شده است

سلام من گاو مش حسنم. با این اطهار نطر جناب استاندار بنده توصیه میکنم نظر به اینکه ایشون در دولت مستعجل حضور دارند و تا آخر کارش چیزی نمونده، برای موندگار شدن در دل و قلب  مردم هرچه زودتر به استانداران فقید بپیونده تا این رابطه قلبی عروقی برای همیشه در خاطره مردم پایدار بمونه. برای اینکه استاندار پس از فقید شدن عاقبت بخیر بشه، براش چندتا پیشنهاد پس از مرگ دارم.

۱- وصیت بشه که صحن جدیدالاحداث امامزاده به نام استاندار باشه تا تمام اعتدالیون و ااعتدالیات که برای حاجت روا شدن میرن امامزاده با همه جای سوخته برن،شاید حاجت روا بشن.

۲- وصیت واسع بشه که میرزا ممد کاطمینی به هیچ وجه بالای سر میت پیداش نشه که اگه بشه میت مومیایی میشه و بعدشم معلوم نیس استاندار محبوبمون سر از کدوم موزه در میاره.تازه این آقا به هرچیزی که زیر خاک باشه به چشم "زیرخاکی" بهش نگاه میکنه  اونوقته که باید بریم سر قبری که مرده توش نست هی الکی خودمونو بزنیم.

۳- وصیت با قید تاکید بشه که حتما حسن مفیدی در خاکسپاری حضور داشته باشه.حسن مفیدی سابقه طولانی در به خاک سپردن مشاهر و دلسوزان از قبل از میلاد مسیح تا مشیرالممالک و فرخی یزدی و آذر یزدی داره و نمذاره مراسم سبک برگذار بشه.

۴- وصیت دقیق بشه که شوق الشعرا هم حتما به همراه میت دفن بشه تا شب اول قبر با ایرادایی که از نکیر و منکر میگیره این دوتا رو فشلشون کنه و استاندار بتونه از این امتحانم سربلند بیرون بیا.

ماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا