حافظ گشوده ام و چه زیبا ست فال تو

....اما بعد" دو قدم مانده به خندیدن برگ" یک نفس مانده به ذوق گل سرخ" چشم در چشم بهاری دیگر"

تحفه  ای یافت نکردم که کنم هدیه ی تان " یک سبد عاطفه دارم همه ارزانی تان......

نوروز ایین نگهبانی از رفاقت ها است" این نو شدن روز و شب بر همه ی ایرانیان وساکنان شهر قلب های بی قرار

چشمه و سبزی یزد یزذان پناه پر فرخنده باد


خداخیرتان بدهد.........تا بعد

دعای آخر سال

ای خدایی که همه چیزو بهم میریزی و دوباره خودت درستش میکنی

ای خدایی که مرتب چشم و چارمونو به چیزای عجیب و عریب وا میکنی

ای خدایی که همه جاهارو میچرخونی و میگردونی و سرما و گرما درست میکنی و باد و بوران رامیندازی

ای خدایی که هی حال میدی و دوباره حال میگیری و دوباره حال میدی

تا حالاش که حال دادی از این به بعدشم  حال اساسی تر بهمون بده.

ملی برای ملت

... اما بعد" ملی شدن صنعت نفت بیش از اینکه سیاسی باشد" فرهنگی و هنری است!! این روز گرامی وبر باعث و بانیش البته بر روحش صلوات

خداخیرتان بدهد......تا بعد

هزار و عده ی خوبان یکی و فا نکند

.....اما بعد" مدیر محترم در دو جا فرمودند به اعضای کا نون های تخصصی نمایش بن کتاب داده شود!

بار دوم مبلغ را نیز تعیین نمودند! برای پیگیری این امر یکی از دوستان مراجعه کرده است که به دو نکته پی برده

است!!! اول اینکه مدیر قبلی که رفته است به شهر گل و بلبل تعداد زیادی از کتابهاهم طاقت دوری ایشان را

نداشته و در یک اقدام دسته جمعی  و شجا عانه محل انبار را به سمت شهر بدو بدو داغ بلبلی تر ک کرده اند!!!

وبه گفته ی ان کارمند ارشاد الان کتابی در خور برای وعده ی داده شده نیست!!! ادم یاد انیمیشن ابر قد قد

می افتد!!!

نکته ی دو م اینکه کتابی با عنوان خواند نی های یزد جلد اولش سال89انتشار یافته به گرد اوری قلم سیاه

که در ان بسیار از مدیر وقت تشکر شده است!!این مهم نیست !مهم این است که مرکز هنر های نمایش

شعبه ی یزد هم به دلیل حمایت در چاپ مورد تقدیر قرارگرفته است!!!

البته که پول......خرج...........می شود!!!

خدا خیرتان بدهد............تا بعد

فراموشی

البوم فراموشی با صدای محسن نشاسته گر

پاپیست مدرسه ساز

سلام.من گاومش حسنم.اینروزا روی بیلبوردای شهر یزد تبلیغ آلبوم "محسن نشاستگر"و زیاد میبینم.چون بنده که گاوم این خواننده پاپو میشناسم و بر خلاف معمول،خوشحالم که داره پیشرفت میکنه،صلاح دونستم یه پیشنهاد دوستانه به این دوست عزیز بکنم.
محسن خان، خواننده پاپ باید مثل یک سوپراستار رفتار کنه و لباس بپوشه.خواهشا" دیگه مث خیرینمدرسه ساز لباس نپوش. خودتو لاغرکن و به موهاتم یه التفات ویژه داشته باش .ماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااادوستت داریم.آلبومتم میخریم. 

 

پیری وهزار درد

در دومین نشست شورای سلامت مصوب شد برای سالمندان استان شناسنامه سلامت صادر شود 

این شورا که ارتباطی با سلامتی عقلی روحی و روانی سالمندان ندارد گفت پیشکسوتان کلیه رشته ها شامل این پوشش نمی شوند و این طرح برای کارمندان بالای ۵۰ سال خودمان است .

دکتر سکینه سلامتیان گفت : افزودن سرکه انار به سالاد برای سالمندان نتنها باعث سهولت دفع شده و ضد یبوست عمل کرده در نتیجه برای یکجا نشستن وکپی برداری از آثار دیگران مفید می باشد .

سکینه سلامتیان در ادامه افزود مخلوط روغن کاه وارده از زوال عقل کاسته و بیماری آلزایمر را به تاخیر می اندازد.

از فایده مفیدی تا وردستی ورشویی

گمبه به نوبه خود باید دست مریزادی به آقای مفیدی برای سالها مفید بودن در عرصه فرهنگ و هنر بگوید. هر چند گروهی از نابخردان هنری معتقدند آقای مفیدی در این سالها کار خاصی نکرده ولی متوجه نیستند که ارشاد و کارمندانش به خاطر ماهیت ممیزی که دارند زمان مفیدشان زمانیست که کاری نمی کنند از این گذشته به علت تجربه ای که آقای مفیدی در این سالها اندوخته بود به خوبی دریافته بود که هنرمندان هرچه زودتر دست از هنر بکشند و به دنبال یک کار حسابی بروند به نفع خودشان است به همین دلیل با روی گشاده و لبخندی که معمولا بر لب داشت و با سعه صدر تمام درد دلهای هنرمندان را گوش میداد و فقط گوش میداد زیرا جوان در آینه بیند و پیر در خشت خام گمبه به جوان کم و بیش رعنا جناب آقای هادی ورشویی که به جای ایشان آمدند توصیه می کنند که حتما حتما از تجربیات سلف خود بهرمند گردند زیرا آقای مفیدی اگر آدم شناس خوبی نبود هنرمندشناس خوبی بود آن هم به تفکیک انواع . با هر گروه هنری اعم از تاتری سینمایی موسیقیایی و غیره به تناسب وزن و عقل برخورد مناسبی می کرد و از زیرکیش همه را به یک چشم نمیدید .

الغرض باز تکرار می کنیم که مفید بودن لزوما کاری کردن نیست با آروزی موفقیت برای آقای هادی ورشویی در سمت جدید که مهمترین و ثابترین سمت ارشاد است .

به قول آمریکایی ها یک سرخ پوست خوب یک سرپوست مرده است .

 

مانیفست بهرام

سلام.من گاومش حسنم.اخیرا" بهرام عبدالحسینی در جمع کارمندای ارشاد حرفای جالبی زده.من به عنوان گاو "گمبه" وظیفه خودم دونستم یچیزای رو به مدیر و کارمندای ارشاد یاداوری کنم.

بهرام:کارمندان ارشاد اسلامی در هرپستی بایدنقش کلیدی خود را ایفاء نمایند.
گاو
:مطمئن باش کارمندای ارشاد در هر پستی که باشن، در اتاقشونو قفل میکنن، کلیدشم میذارن تو جیبشون و نقش کارمندا ارشاد و تو خیابون بازی میکنن.

بهرام:اگر اصحاب فرهنگ و هنر نقش خود را به درستی انجام ندهند سیستم فرهنگی در جامعه دچارنقصان و مشکل می شود.
گاو:
سیستم جامعه رو بیخیال شو بهرام جون.مواظب سیستم خودت باش که بوی ویروس ازش میاد. 

بهرام:نظم و انضباط فرهنگی باعث رسیدن و ارتقاء فرهنگ و هنر در حد مطلوب خواهد شد.
گاو:
حکایت اصحاب فرهنگ و هنر یزد حکایت اون بنده خداست که هرچی رو تردمیل راه میره به هیچ جا نمیرسه.برادر من این جماعت اگه نظم و انظباط سرشون میشد که با فرهنگ و هنر کاری نداشتن.

بهرام:رفتار و کردار کارگزاران فرهنگی در جامعه باید یک الگو باشد.
گاو:
این یکیو دیگه بهتون التماس میکنم که نذارین جامعه از شما الگو بگیره.شما همینجور بی نظیر باشین، جامعه سالمتری خواهیم داشت.

بهرام: در پایان تاکید کرد که سال آینده شعار این اداره کل کار و تلاش مضاعف برای ارتقاء فرهنگ و هنر استان است. گاو:کارمندان عزیز،اگر حس کارکردن به شما دست داد خونسرد باشید،پاهاتونو  روی میز بذارین،کمی استراحت کنین تا این احساس کاذب از بین بره.

ماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا 


تعارف نان کپک زده در محفل پیشکسوتی

شنیده ها حاکی از ان است که در برنامه نقد نمایش کودکانه  ! ! حیدر نیک آیین چند مو سفید ومورنگ کرده  دور هم جمع شده بودند وبرای خودشان نوشابه باز کردند و برای بقا ودوام پیش کسوتی آرزوی محال خوردند. تا آنجا که یا دمان است در این محافل بازار پیشکسوت بازی داغ است ودائم افسوس براینکه اگر جلوی مارا نگرفته بودند چه ها که نمی کردیم در این جلسه ظاهرا اختیار باز از دست پیشکسوتی بیرون می رود و برخانه ویران شده برو بچه های همقطار نوحه ها می سرایند.

پیسگسوت ایده آل : از این آب بخورید که خون من است باشد که همه کار هایتان آبکی باشد

از این نان کپک زده تکه ای بردارید که گوشت من است باشد که یادتان نرود چون نگذارید تا زمانی که نان تازه است کسی چیزی ...

برای جوان ترها

....اما بعد"در گذشت سیمین دانشور همسر وفادار مرحوم جلال ال احمد به اهالی فرهنگ و هنر تسلیت باد

از این دو ادیب جز اثارشان "فرزند دیگری باقی نمانده است!!کتاب سنگی بر گوری که تجدید چاب نشده است و می شود گفت ممنوع است" شرح حال فرزند دارنشدن سیمین است که جلال نگاشته است و تنها مرگ جدای جلال و سیمین را رقم زده بود" که این هم وصل شد!  مهمترین و شاید معروفترین اثر سیمین دانشور رمان سو وشون است!!خدا هر دورا جاودان گرداند

خداخیرتان بدهد...........تا بعد

کشف یک آبادانی مخفی

مدیرکل ارشادیزد:ابرکوه نماد همه خوبی ها ونجابت كویر است.

سلام.من گاومش حسنم.امروز میخوام فرق پلیس مخفی با آبادانی مخفی رو بهتون بگم. پلیس مخفی عینک ریبن میذاره ولی آبادانی مخفی عینک ریبنشو بر میداره.اینو گفتم که استاندار فلاح زاده(کلنل خان ابرکویی)حواسش جمع باشه که این بهرام عبدالحسینی آبادانیه.حالا اگر یه گیلانی استاندار یزد بود میگفت:رشت نماد همه خوبی ها و نجابت کویر است.اگر هم به بهرام جون بگی: برادر من گیلان که کویر نداره میگه:وُلک خودم تو خزر شترسواری کردم.من که گاوم فکر میکنم میخواد هرجور شده بودجه فرهنگیو از استاندار بگیره. لازم به یادآوریه که ابرکوه یه سرو معروفم داره که هرکی میخواد شاخ تو جیب ابرکوییا کنه از این سرو حتما" مایه میذاره.(محض اطلاع بهرام)

مااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

سلطان محمود در پاریس و مادرید

گاونیوزـ تقدیر سفیران جمهوری اسلامی ایران در پاریس و مادرید از مدیر کل ارشاد فارس (جمعه 19 اسفند 1390)
گاونیوز به نقل از سایت ارشاد فارس خبرداد  سفیران جمهوری اسلامی ایران در پاریس و مادرید با ارسال پیام های تقدیر جداگانه ای از مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس به دلیل حمایت از گروه های هنری جهت اجرای مراسم سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران در دو کشور اسپانیا و فرانسه تقدیر کردند.
گاومش حسن در تحلیل این خبرگفت:البته محمود عالیشوندی خیلی سعی داشت هنرمندان یزدی رو هم به جهان بشناسونه فقط مشکل اینجابود که هیچکس نمیدونه که یزدم هنرمند داره که دعوتشون کنه به خارج از کشور که ازشون تقدیر کنه.تازه جالب اینجاس  اونایی که تویزد کار هنری میکنن فکرمیکنن، دارن دنیارو تکون میدن و اونایی که به نشونه اعتراض خودشونو تبعید کردن و کار نمیکنن فکر میکنن چشم جهانیان به سکوت اونا دوخته شده. لازم به ذکره، بُرد هنر یزد تا بهاباد و در بهترین حالت تا نیاورون بیشتر نبود، که سهم تئاتر یزد فشار بین المللی بود.
ماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
  

لینک خبر

پیرهن سفید بذار در پیت

سلام.من گاومش حسنم.من هم مث ملاغیاث که مرتب پیشنهادات ملاغیاثی میده،برای حل مشکل احمد ندافی و رهایی جمیع هنرمندان از دست حکیمیان(حارس میرزا) یک پیشنهاد گاوی دارم. احمدجون باید دست به خودسوزی بزنه تا منشاء تحول در جامعه هنری یزد بشه.برای بدست آوردن نفت باید برسه سراغ محسن جاور. توی نمایش "پیرهن سفیدو به من بده" یک عدد پیت نفت بیکار مرتب میاد تو صحنه و میره(این پیت با براد پیت فرق میکنه).فقط محسن جاور باید زحمت بکشه پیت نفتشو ببره جلو استانداری،برا اینکه نفتا نریزه،نمایشنامه"پیرهن سفیدو به من بده"رو از استاد امیرخانی بگیره و بذاره در پیت. ۲تا کار مثبت کرده.هم از نمایشنامه استفاده درست شده،هم نفتو به احمد جهت خودسوزی میرسونه.احمد هم ایندفعه خودشو میسوزونه و تئاتریارو میسازه.حالا بگین: گاو شاخ دارد ولی عقل ندارد.ماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااکه عین خیالمون نیست. 

  

 

مصاحبه داغ" داغ

....اما بعد"

ملاغیاث" سلام علیکم و رحمته الله و برکاته

ندافی" س

ملاغیاث"تعجب"اقای ندافی چندمدتی هست از شما بی خبر هستیم و شما را مشاهده نمی کنیم!می توانید بگوید در حال حاضر به چه کاری و یا چه کارهای مشغول هستید؟

ندافی"بله درست است" موضوع و طرح نمایشی ذهن من رامشغول کرده است که بیشتر به ان می پردازم و در حال باز نوبسی هستم و اسمش را جک " جوک" جو کر دو "گذاشته ام" البته بروشور ان طراحی و رنگی چاپ و اماده ی توضیح هست.......با بهترین بسته بندی و مقوای نشکن مر غوب............!!!


ملا " با تشخیص مصلحت گمبه از ادامه ی مصاحبه معذوریم" چون تبلیغاتی است و به نفع ما نیست" البته به نفع خودش هم نیست داغ هست نمی فهمد

ملا غیاث" ندافی جان برو به سلامت

ندافی" خ

ملا غیاث" متعجب

خداخیرتان بدهد.............تا بعد


نمک گنده می شود"نه جان من می شود

......اما بعد"بسیاری از بسیجیان "فرهنگیان" کارگران" کارمندان"و اقشار شهید پور به خاطرپخش گزارش ومصاحبه

از رسانه ی ملکی و سیمای تابنده ی استان یزد از زنان و دختران و پسران بد حجاب "چیزی نمانده به بی حجاب!!

در زمان انتخابات" اعتراضی نکردند" یکی بلند می گفت: چه خشه" ای چه خشه

راستی وقتی با شلور جین و استین کوتاه در تابان نمی شود رفت" بهتر است از راه لنز دوربین رفت" کد خدا جان بدو که رسانه ملکی حراج کرده است هر انچه ار زش می گویند و می گفتند!

امار هانشان می دهد در زمان بخش این گزارشهای مردمی!! امار بازدید از شبکه ی منحوس فارسی وان به صفر رسیده است!

بر پدر مادر ادم شایعه ساز .......چه ملا چه غیر ملا!!

خدا خیرتان بدهد...........تا بعد


شل برنی شخ خوردی

....اما بعد"اینجانب جدا از انکه ملا هستم حکیم !هم هستم" مقداری از حقوق هم سر در اورده ام!!!

بایستی همان وقت نزاع همگی از مدیر برگزار کننده شکایت می کردیم و ایشان از صاحب نزاع شاکی می شد

نه انکه همه ساکت شویم و به قول خاله زیبا تو تنبونی حرف بزنیم" البته از هنر مندان شجاع و غیور به غیر از این توقع نیست" گناهی هم نیست چرا که صنفی نیست و اگر هم هست مستقل نیست

در جای جناب مدیر کل فرمودند: مدیر خانه ی نمایش یکی از مدیران من هست!!!

حالا کار به اینجا رسیده است که یکی از اهالی خانه مورد هجوم است"بی سرپرست" بی برادر و خواهر"

دل ادم کباب می شود "بمیرم برایش!!!

بابا ملا می گفت :کاری کرده اند که برای سود بیشتر در بازار همه منتظرند یکی کرکره را پایین بکشد یا برایش بکشند!!

یک دوره کلاس نمایش نامه نویسی و فیلم نامه نگاری با موضوع شجاعت "جسارت "صداقت"شفاف گویی"

برگزار نمی شود! علاقه مندان برای ثبت نام جای نیایند" ماشاالله همه استادند!!

خدا خیرتان بد هد ................تا بعد

گربه های یزدی

سلام.من گاومش حسنم.چندوقت پیش شنیدم که مدیر کل ارشاد در جمع هنرمندان تیاتری از هنر بومی حرف زده.همونوقت میخواستم بهرام جونو روشنش کنم که شاخم بند بود نتونستم.بهرام خان،عزیزم، دوچیز بومی در یزد خیلی معروفه یکی گربه یزدی و یکی پشمک یزدی. هروقت هنرمندان یزدی تونستن از گربه های یزدی معروفتر بشن میشه گفت یکاری کردن.من که گاوم میدونم، تلاش این قشر زحمت کشو در جلو زدن از گربه نمیشه نادیده گرفت. مثلا خیلیاشون سعی میکنن مث گربه پشمالو باشن. خیلیاشونم مث گربه،تا چیزی از دست کسی میگیرن میرن و پشت سرشونم نگاه نمیکنن. خیلیاشونم مث گربه به گوشت و پی و مخصوصا دنبه علاقه وافری دارن،ولی هنوز نتونستن مث گربه یزدی دوسداشتنی و معروف بشن. البته درمورد مسئولان و سیاستگذاران در عرصه فرهنگ و هنر قضیه فرق میکنه.این دوستان تونستن خودشونو به اندازه پشمک یزدی معرف کنن. هم شیرینن و هم آشولاش. اینروزا حکیمیان با شکایت از احمد ندافی خودشو از پشمک به باقلوا ارتقاء داده. مبارکه.

مااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

                         

شاه و بی بی و سرباز و حکیمیان

سلام.من گاومش حسنم.کشف توطئه جدید توسط حکیمیان، حارس اداره ارشاد یزدو به همه هنرمندان یزدی تبریک میگم.ای کاش از این دست اقدامات حراستی بیشتر بود تا دیگه هیچ هنرمندی نخواسته باشه آستینشو در اختیار اجانب قرار بده و دست اجانب کار دست فرهنگ و هنر یزد بده بعدشم بره جلو استانداری بگه: من نبودم دستم بود تقصیر آستینم بود .کشف بروشور ارتجاعی و فرهنگ به باد بده توسط حکیمیان، نقطه عطفی در تاریخ این اداره، و شکایت از احمد ندافی هم، برگ زرینی در تاریخ مدیر جدیده.البته حکیمیان از همون جشنواره قصد داشت که جلو این عنصر نفوذی رو بگیره ولی احمد ندافی با آموزش های حرفه ای که دیده بود خودشو به غش زد تا حکیمیان با ترس و لرز از کرده خودش پشیمون بشه.ولی ایندفعه حکیمیان به احمد گفته: اگه جلو استانداری، بمیری هم حالتو میگیرم. من که گاوم یه پیشنهاد به حکیمیان دارم.حالا که دنبال شکایت و شکایت کشی از اهالی هنرمند نما و فرهنگ خرابکن هستی،تا سرد نشدی از چندنفر دیگه هم شکایت کن که حواسشون جمع باشه.
۱- از سعید شهریار به خاطر بروشورنمایش "خودکشی احمقانه یک سرباز"
۲-از داوران جشنواره گذشته که به بروشور احمد ندافی جایزه دادن و باعث اشاعه فسق و فجور شدن.
۳-از بازیگرایی که نقش شاه و بی بی و سربازو بازی کردن.
۴-از مش حسن که همش داره با کدخدا و ملا غیلث و اطباء،  حکم و قفون و ۲۱وشیلیم  بازی میکنه .تازه چندبارم رو من شرطبندی کرده و باخته،فقط شانس اوردم هیشکی ازمن خوشش نمیاد. تازه بدتر از اون اینه که این چارتا بعداز بازی میرن تو گمبه و میخوان هنرمندارو ارشاد کنن و همش میگن ماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا قصد تخریب نداریم،اومدیم که از فرهنگ و هنر یزد حمایت کنیم.

                                              

ساکت نیستم"لبانم نسوخته است"اما تمام تنم تاول زده است از آشی که نخوردم

.....اما بعد" باتماس تلفنی با جناب راسخ متوجه شدم از گفته ی ایشان  تعبیر اشتباه صورت گرفته است"ایشان این قیاس را در جمع هنر مندان نکرده است و در یک جمع خصوصی چند نفره بعد از  عیادت از جناب رسولیان در بیمارستان مرتاض که اقایان سفید و مجری هم حضور داشتند"این مطلب را عنوان و بیمارستان مرتاض را از جهت خدمت رسانی و پذیرش بیمار و رعایت جنبه های انسانی و تکریم ارباب رجوع برتر از سایر بیمارستانهای شهر یزد

می داند"در ضمن اشاره می کند که نمایش ها هم این گونه هستند" بعضی مثل بیمارستان مرتاض  همه چیز در جای خود" و بعضی اشفته و همه چیز در نه جای خود!

گویا یکی از دوستان هنرمند نیز درجمع حاضر حرف را ناقص فهمیده و ان را با ادبیات خود انتقال داده است

جنا ب راسخ گفت تمام هنر مندان یزد برایشان محترم و قابل احترام هستند و هیچ گاه به کسی و یا اثری توهین نکرده"هرچند دید انتقادی به کسانی و جاهای دارند"

وهرگز زحمات دیگران در عرصه ی نمایش را نادیده نمی گیرد"هرچند خود برای اثرش وماندگاریش تمام تلاش خود و گروهش را بکار می گیرد"و امید وار است که این صرف وقت باعث شود مشک خود ببوید و لازم به گفتن عطار نباشد

خئا خیرتان بدهد......تا بعد

تشکر از.......

....اما بعد"تشکراز مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی به خاطر حمایت معنوی ومادی ازنمایش رهگذر کوچه های تنگ" این اقدام شایسته می تواند فتح بابی باشد و نشانگر وسعت دید و اندیشه ی ایشان

حمایت معنوی "قبول در خواست اجرای نمایش رهگذر کوچه های تنگ توسط گروه نمایش راچینه به مدیریت و کار گردانی راسخ راد" و همچنین تماشای این نمایش تا اخر و حضور در جمع هنر مندان و عوامل نمایش"

ایشان این اثر را حرفه ای و فاخر نامید و از بازی بازیگران به خصوص نقش علی اشرف قدر دانی نمود"و خواستار ادامه داشتن این ارتباط هنری شد"و این امد و شد هنری را برای نمایش استان لازم و اثر گذار دانست

اما حمایت مادی "هرچند برگ سبزی تحفه ی درویش است و اسب پیشکشی را دندان نمی شمارند"خود گوشه ای از بار را به زمین میگذارد" 

به نظر ملا هرچه برای این گونه از نمایش های پر مخاطب هزینه شود"هدر رفت بیت المال نیست بلکه سود خود رامی رساند و مخاطب حداکثری را با این گونه ی هنری اشتی می دهد

البته این حمایت باید با حساب و کتاب وبرای نمایش های مردمی والبته پر مخاطب و صد البته تعمل برانگیز باشد" این را گفتم که زبل خان ها بعد از انکه اعتراض می کنند که پس ما چه طور! از تجمع در دفتر مدیر خود داری کنند" وبه فکر ساختن اثری باشند که خودش جداب باشد! و جذب کند حمایت معنوی و مادی را!

خدا خیرتان بدهد......تا بعد

ریشه ی امثال

....اما بعد" گاهی که کسی از کسی می خواست کار زمان بر را زود انجام دهد و ختم به خیر کند "ان کس به ان کس می گفت : مگر خم رنگ ریزی است!

اما اکنون معلوم می شود که حرف ان کس بی ربط بوده است و از سر تنبلی می گفته! و گرنه می شود کار"را فوری وفوتی انجام داد"

افغانی می گوید به این کار قنترات!!! هرچه  کار را طول بدهی در دست مزد فرقی نمی کند"پس بشتاب که پشیمانی سودی ندارد!!

این نوشته ربطی به نمایش های ندارد که باعجله اماده شده و داغ داغ روی پیشخوان است"شماهم دیر برسید بیات شده است

البته آش دوباره داغ کنی مثلی است که در اینده به ان می پردازیم

خدا خیرتان بدهد .....تا بعد

مرتاض بودن یا راسخ بودن

به نقل از تعدادی از هنرمندان  اظهارات اخیر علی اصغر راسخ مبنی بر اینکه  " من در تئاتر یزد از نظر کیفیت مثل بیمارستان مرتاض هستم و بقیه تئاتر یزد مثل بیمارستان ...  " باعث دلخوری مدعیان تئاتر یزد شده است .

گويا راسخ منظورش كيفيت بهتر كارهايش نسبت به ديگران بوده ولي سو تفاهم سرگردان در جامعه هنري اين بار صداي بيمارستان مرتاض را در آورده است.اخبار رسيده حاكي از آن است كه كار كنان بيمارستان مرتاض اين گونه اظهارات را محكوم كرده و آنرا تلاشي ناكام براي بي آبرو كردن اين بيمارستان مي دانند.

علی خطیبی پیشکسوت نمایش استان یزد گفت

....اما بعد"بعد از پانزده سال دوری از نمایش شهرم و ترک گفتن سالنهای نمایش به دلا یل عدیده و همچنین همکاری نکردن با سیمای استانی" به دعوت گروه نمایش مهر"طلسم را شکستم و در تالار هنر نمایش رهگذر کوچه های تنک را دیدم

از  صدای سخن عشق ندیدم خوشتر.......یادگاری که در این کنبد دوار بماند

شاید بگویید این بیت چه ربطی به اجرای نمایش رهگذر کوچه های تنگ دارد! واقعیت تلخ ولی جداب و دلنشین

اتفاق افتاده در یک زندگی معمولی و ساده به زیبای امیخته شد با عشق" و با ایفا کنند گان نقش ها گره خورده بود با لطافت" وتما شاچی را به فکر وتا انتها به همراه می برد"دست مریزاد

به امید انکه بافت فرسوده ی نمایش شهرمان به واسطه ی مساعدت شهرداری تعقلمان! باز سازی و زیبا شود

زیرا زیبنده ی هر زیبای هنر است

این قسمتی از نظر "دوست هنر مندم بود"که نمایش راسخ راد بعد از سالها اورا به سالن کشاند و تا اخر نگهش داشت" ایا نمایش مردمی باید غیر از این باشد؟

خدا خیرتان بدهد...........تا بعد

گزارش تصویری از رهگذر کوچه های تنگ

عکس : مهران طحانی پور به همت گمبه

گویا بدون شرح است

کار باربد سلیمی دربرزی

جشنواره دستان کوچک اندیشه های بزرگ دبستان پسرانه جواد الائمه امام شهر - ۱۳۸۹

نمایشی از جنس مردم

....اما بعد"گروه نمایش راچینه به سرپرستی راسخ راد "نمایش رهگذر کوچه های تنگ را در تالار هنر یزد روی صحنه برده است"الان به اینکه چگونه برده است کار نداریم!!

اما راسخ راد نمایشی را که سیدعلی موسویان نوشته است را کارگردانی کرده است"راسخ به مخاطب نمایش نشان داد و باسادگی والبته سهل و ممتنع تماشاگر را تا اخر نمایش با اثر خود همراه کرد و داشت"

بافت فرسوده بهانه ای شده است تا گروه اجرای گوشه ای از رندگی همنوعان و هم وطنانمان را روی صحنه باز افرینی کنند"

بعد از گذشت سی و اندی از انقلاب انهم از نوع اسلامیش و شعار اصلی ان حمایت از کوخ نشینان "وجود حتی یک خانواده با چنین معضلاتی شرم اور است برای مد عیان

ریتم مناسب" بازهای روان و بدون حرکات اضافی"طراحی صحنه کاملا مربوط و بدون اضافات"موسیقی به جا استفاده شده "و طنز ملایم وتبدیل نشده به لودگی" اثر را دلنشین و البته رنج آور کرده است"

راسخ راد که به کار های و اقعگرایانه علاقه ی خاصی دارد با کارهای قبلی و این کار نشان داد این گونه را خیلی خوب میشناسد" و همچنین مخاطب را

به گروه اجرای راچینه تبریک و خسته نباشید می گویم

خدا خیرتان بدهد.............تا بعد

زور بازو احسنت" زور فکر پیف بو میده

.....اما بعد"بابا ملا می گفت :دیگر چشم و چار خود کم سو و مغز خودرا پوک نمی کنم !هی از این کتاب به ان کتاب"تازه زبان راهم دیگر کهنه نمی کنم! می گذارمش برای شب اول که روان جواب منکر و ان دومی را بدهم"دومی را نمی گفت هیچ وقت "می گفت :بداموزی دارد!!

ننه می گفت :چرا؟چه عیبی دارد خودت ومردم را روشن کنی!تو کاردیگری بلد نیستی"لحاف می توانی سر هم کنی! چراغ می توانی بسازی! می توانی دلاکی و ختنه کنی؟تو سر تو ی کتاب نکنی و کارفکری نکنی پوک می شوی

بابا می گفت"این پهلوان سلیمان را نمی شناسی؟نمیبینی وقتی کسی را به خاک میبرد"چقدر در بوق و کرنا میکنند"بلدیه و نظمیه و نایب الدوله و وکیل المله همه پیام تبریک می فرستند"و حلوا حلوا یش می کنند"تازه برایش ترانه هم می سازند و مدام برایش گرا مافون روشن می کنند" چرا برای اینکه زور بازو دارد

و حریف را مغلوب کرده و پرچم و طن را بر فراز کرده

اما من چی کسی به زور فکر و اندیشه فکر نمی کند" نمی دانند که هنر هم می تواند پرچم بر فراز کند

البته فکر کردن و به تفکر واداشتن کمی هم نا امنی !ایجاد میکند" این ها را ولش از فردا می روم باشگاه ثبت نام"بدن خودم را می سازم"شاید ما هم کسی شدیم"اصلا عقل سالم در بدن سالم است!

هنرو تفکر کردن و زمینه ی تفکررا ایجاد کردن خریداری ندارد

ننه می گفت" ملا از خر شیطان بیا پایین"هرکس قدر تورا نداندمن می دانم! شب جمعه! خیرات اموات صلوات!!

این خاطره ربطی به جایزه ی اسکار سینمای ایران و اصغر فرهادی و بر خورد رسانه ی ملکی! با ان ندارد!

خداخیرتان بدهد.......تا بعد

اسکار 2012

فرهادی و اوج شکوفایی سینمای ایران 

سلام به مردم خوب سرزمینم
در این لحظه بسیاری از مردمان کشورم ما را تماشا می کنند و همگی خوشحال هستند؛ نه به خاطراهمیت دادن به ما یا به خاطر فیلم یا سازنده آن، بلکه در این دورانی که ما از جنگ صحبت می‌کنیم و ترس و رعب بین کشورهایمان رد و بدل می‌شود، نام کشورم ایران در این جا با فرهنگ و تمدن بی‌نظیرش برده می شود.
فرهنگ غنی و باستانی کشورم زیر گرد و غبار سنگین سیاست پنهان شده است. من با افتخار این جایزه را به مردم کشورم تقدیم می کنم؛ مردمی که به تمام تمدن ها و فرهنگ ها احترام می‌گذارند و هر گونه خصومت و خشمی را خوار می‌شمارند.



کتاب فصل

  نوزدهمین دوره جایزه کتاب فصل کشور امسال در شیراز برگزار می شود  ʽʽ

به گزارش روابط عمومی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس /محمود عالیشوندی با اعلام این خبر گفت : با توجه به امضاء تفاهم نامه فی مابین موسسه خانه کتاب تهران  و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس برگزاری نوزدهمین دوره جایزه کتاب فصل در شهر شیراز  قطعی شده است .

وی افزود : این رویداد فرهنگی روز یکشنبه 20 اسفند ماه جاری و با حضور بیش از  80 میهمان  از نویسندگان و اهالی قلم کشوردر شیراز انجام می شود که در این مراسم برترین های کتاب فصل ایران نیز معرفی می شودند.