.....اما بعد"این که کسی فلان به فلان ما و کس و کار ما می گویدو البته زمان ما با الاغ رد می شد در دوران شما با موتور!!این که کسی پشت سرما حرف درشت می زند!!و ان کس که برای ساخت عمارتی ظلم میکند!وشاعر و نویسنده ای که انچه دوست دارد البته نا متعارف در نوشته ی خود می اورد! این که  کسی را خیانت بر سر دار می کند!ویا دهان ازاده ای را می دوزند و می بندند" و هزاران مثل دیگر که ثبت و ماند گار شده است "هیچ کدام ربط به فرهنگ ساختاری و زمینه ای یک بوم پیدا نمی کند"این چیزها که شما گفتید اخلاق خصوصی و گاه عمومی یک قوم می باشد و می شود" اخلاقیات که همان رفتار هنجار اجتماعی هست و البته نسبی و باید ها و نبایدها را شامل میشود هیچگاه پای فرهنگ نوشته نمی شود"فر هنگ جز تمدن است و تا امری در بین مردم به صورت همه گیر شایع نشود چه روا و چه نا روابه ان فرهنک و آداب یک قوم نمی گویند"

اکثریت باید همجنس گرا بشوند تا بشود گفت قوم لوط!بیشتر نخبگان باید دهان دوخته شوند تا بشود جامه ی نخبه کش گفت" باید خیلی از امرا و صاحب منصبان به وقت منار هوا کردند از نسوان حامله استفاده کنند تا بشود گفت این قوم منار به ستم راست می کنند" بیشتر سوارها که از کنار ما رد میشوند باید زبان به زشت بگشایند تا بشود گفت مردم این شهر سواره ی فحاش هستند!! تمام معلمان باید هنگام گردش علمی خود سوار شوند و بچه ها  بازی خاک کنند تا بشود گفت معلمان این شهر فقط می تازند!!

نه جان برادر"بله جان برادر!!زشتی و پلشتی وهمچنین زیبای و نیک اندیشی هرکجا ادمی باشد هست"واین ها زمانی برای یک قوم خصیصه می شود و با این صفات نامیده میشوند که قابل توجه ی از انان موصوف به صفت باشند!!قاعده شرط است نه استثنا!!

توقع ملا از اهل هنر و فرهنگ بیشتر است تا جز را فدای کل نکنند"ناگفته پیداست که اخلاقیات دستخوش بسیاری از مسايل است و بد اخلاقی در هر سطحی ناپسند است اما" الناس علی دین ملوکهم!!بیشتر ادامه نمی دهم چون می دانم خوانند گان محترم نکته سنج و اشارت فهم هستند!

خدا خیرتان بدهد............تا بعد