تاب میخورند  موشها در کتاب خانه تخصصی نمایش سالها و دندان عقل را باید کند انداخت دور و اگر ریگی در کفشی است ...

.

 به همت انجمن هنرهای نمایشی یزد که این روزها در امر جلسه بسیار فعاله کتاب خانه نمایش در تالار هنر راه اندازی میشه به زودی و موشها باید فکری به حال لحاف دیگه ای بکنن ،سیاه دانه هایی درست عین گندم ،ولی اگر یک دانه اش  بیفته تو یکتا دیگ هفتاد منی  هیچ کس قاشقی از اون آش نمیخوره ...واین دانه های گندم  جهل ، همین حالا  روی  مزرعه پر بار کتاب های مچاله شده تئاتر پاشونه  اگر یه کم دیگه سواد ها نم بکشه این دانه های سیاه رشد میکنن و هر دونه اش هفتاد دانه جهل میشه...و وضع از اینی که هه بدتر میشه، احتمال طاعون یونسکو هم هه که موشها روش بشاشن!

 فصل مشترک فضله موش و اظهار فضل ، (ض) ضاده ،نوک زبان بجسبانید به دندونهای اسیاب و خوب هضمش کنید ،تلفظ  صحیح ضاد را با تکرار کلمه اضمحلال تمرین کنید و روزی صد بار این ذکر رو بگید حالا مشکل سه تا شد (ذ)،(ظ) ،(ض) ،(ز) ،ای داد و بیداد  ،ولش کن...چند رقم( ز) داریم تو تلفظش موندیم

انروز آدم خورد از گندم دانایی و از بهشت اسایش بیرونش کردن و حالا اگه میخواهیم از این جهنمی که توشیم بر گردیم همون جایی که جدمون توش بوده بایستی دو باره همون گندم بخوریم البته نه گندمهای سیاهی که رو کتابها ریخته خود کتاب...

...!...تو ده ما ملا ماشالا از این که کسی لای کتاب باز نمیکنه گله داره و میگه این جماعت  لای همه چیز باز میکنن و تا کمر میرن توش ،الا کتاب برای همینه که  فرق الف با علف را  نمیدونن و علف را به جای (ن)نون میخورن ، انوقت همه شون مثل بز پای منبر سر تکون میدن و پامنبر بع بع میکنن و ادعای ملاییشون ماتحت قاطر مش ماشالا پاره کرده ...مش ممد میگه: سواد لای کتابه نه لای دنبه ...اخه پشت بز ما دنبه ندیدیم...