...جنگ نرم، نرم نرمک در راه اما
دکتر کویر (فرموندار سابق)مدتیه که این ور اون ور،از سر دلسوزی قلم میزنه،... شاید کسانی به فکر بیفتن و یکمی هم به این هنرمندای مستضعف برسن. همه مدیرای ما از دم یکسره دم ازجنگ نرم میزنن...! همه مردم هم میدونن بهترش، اما هیچکه نمیدونه چطو سفت باشن که نرمی اثر نکنه؟تازه همه میدونن که دشمن وسیله نرمی داره و اونم هنره! احتمالا با چیز نرم هم بایستی جلوشون وایسن .احتمالا سربازاش هم بایستی نرم شناس باشن !؟!اما این طوری که بوش میاد ه ـ نرم ندی که تو نیازهای اولیه زندگیش مونده نمیتونه سرباز سفتی باشه ...مردم و مسئولین کمتر در حق ه نرم ندان جفا کنند که کویر هم تو یزد فردا میگه:
مردم جفا بد است خدا را وفا کنید
فکری بحال خویش(هنر)برای خدا کنید
عمری گذشت و عشق نیامد به کارتان
پس کی به سوز عشق دلی اشنا کنید
این بادها برای چه در غبغب! شماست
بر بادهای بادیه ، به ، تا ، رها کنید
چیزی شبیه کشتی و دریاست کار خلق
بر خویش اگر نه رحم کمی فکر ما کنید!
...!...تو ده ما همه می دونن که جوونها دارن از ده میرن .تازه یه وقتی هم که میان همه شون معتادن و میان ...! لباسای عجیب غریب میپوشن و هیچ کدومشون تو مراسم های سنتی و مذهبی ده شرکت نمکنن و تموم ده داره از بین میره و کسی نمونده به باغ و بند و زمین و کشاورزی برسه و همش داره خشک میشه .... اما هیچکه نمی دونه چرا ؟ نمیدونه چیکار باید بکنن ...؟فقط ملا ماشالا یکسره میگه نکبت شهریا هه، میگه شهریا دشمن ما هستن ...میگه تا این جوونا رفتن شهر، این جور شدن! چند بار هم به کدخدا گفته یکتا دیوار بکشه دور ده تا از شر دشمن و شهری خلاص بشیم...! اما کدخدا میگه : اخه ما هرچی داریم از همین شهره، تازه تخممون هم بایستی ببریم شهر بفروشیم وبه جاش،یکتا نرمه نبات بخریم والا باد، میکشدمون،تازه دار و دوا هم باید از شهر بیاریم ...مشممد میگه سیاه نرمه نرمه...

گمبه همان یزدی شده کلمه پاتوق می باشد