ماشالله! لر غیور محمود
سالهاست که بی هنری در یزد بیداد می کند و چنان در رکود هنر به سر می برد که هرزگاهی بیشتر خبری از هنر به گوش نمی رسد و از آن بدتر که کمتر زمانی پیش می آید که هنرنمایی هنرمندان یزد از آن طرف از دروازه قرآن و از این طرف از میدان حاجی لک لک بیشتر رود و تمام دوستان ای کاش هنرمند و متصل به هنر و گاهی هنرمند تمام تقصیر را به گردن مدیریت آویزان کرده خود به همان هنر آویزان می مانند و نق نق ها می زنند که آی مدیریت ضعیف آی نبود امکانات. البته چقدر راحت است دور از گود و دستور فن دادن بحث در مورد مدیریت ضعیف و از این حرفهای به شدت لوس شده تکراری یک بحث انتزاعی و غیر کاربردیست هر کسی در هرجای این هنر هست چقدر واقعا دایه دلسوزتر از مادر این هنر یتیم است ؟ در هفته فرهنگ و هنر یزد در تهران از نزدیک شاهد بودم که تمام هنرمندان اعزامی به تهران به هر عنوان آبروی هنر یزد کمترین اهمیتی برایشان نداشت و نمی شنیدی جز ای وای چه راه دوری چه غذای بدی چه زمان بدی چه مکان بدی !!! آیا بنر بالای هر غرفه را هم مدیر باید بزند ؟ اگه گروه موسیقی کم تمرین کرده تقصیر مدیر است ؟ اگه در یزد تعداد تاترهای خوب کمتر از موی حسن کچل است تقصیر مدیر است ؟ اگر تقریبا همه فیلمسازان یزدی فیلم باز هستند باز هم تقصیر مدیر است ؟
در بین تمام مدیران ارشاد فعال ترین مدیر و بازترین مدیر مدیر فعلی است که الحق والانصاف به هنر فسیل شده یزد تکانی داد والبته خیلی از کارهای قابل نقد هم دارد ولی تاثیرات منفی هنر زدگی و بی هنر در بین هنرمندان چنان قوی است که تاثیرات منفی احتمالی مدیرت ضعیف چندان تاثیری بر هنر یزد ندارد . زنده باد لر غیور محمود عالیشوندی و تمام کسانی که به هر انگیزه به مرض بیش فعالی در هنر دچارند .

گمبه همان یزدی شده کلمه پاتوق می باشد