توضيح يك نويسنده دست چندمي
رضا امير خاني از دوستان خوب من هست و من به دوستي با او و ديگر بچه هاي تئاتري باور دارم و اميد وارم از طرف اونها هم همين باور وجود داشته باشه ... در دنيايي كه هي بزرگ و بزرگ تر ميشه و آدمها لاجرم از هم درور تر و دور تر ميشن گاهي داشتن دوست حتي به زبون هم غنيمته ... من از محبت و نظرات سازنده ايشون بسيار استفاده كردم و اميدوارم از اين پس هم همينطور باشه و در همين مورد خاص هم ايشون موافق متن بودن ... همينجا از همكاري انجمن و ديگراني كه سعي دارن وظيفشون رو به خوبي انجام بدن تشكر ميكنم گرچه طبيعتاگاهي با سليقه هم يكي نيستيم ولي همه با هم در يك راه حركت ميكنيم .
باور دارم كه آقا رضا از طنز گمبه دلخور نمي شه و از انجا كه هنرمند هست وقلم شكن نيست ميدونه كه گاهي قلم ها روي كاغذ ليز ميخوره ...( امان از كاغذهاي مجازي كه بدجور ليزه ) بالاخره هميشه همه چيز اونجور كه ما فكر مي كنيم پيش نمي ره و گاهي همه ليز ميخوريم
هر جور كه باشه آقا رضا براي من عزيز تر از هرجور امير خاني ديگه هست .
مهدي مرعشي
گمبه همان یزدی شده کلمه پاتوق می باشد