كفش بر سر بزن
سال آینده با برنامه ریزی هایی که صورت گرفته است برنامه به مراتب پرمحتواتر و جذاب تر در حوزه فرهنگ و هنر برگزارمی شود.
شنيدم كه مردي است پاكيزه بوم شناسا و رهرو در اقصاي روم
من و چند تن سياح صحرا نورد برفتيم قاصد به ديدار مرد
سرو چشم هريك ببوسيد ودست بتمكين وعزت نشاند ونشست
زرش ديدم و زرع وشاگرد ورخت ولي بي مروت چو بي بر درخت
به لطف و سخن گر مرو مرد بود ولي ديدگدانش عجب سرد بود
همه شب نبودش قرار و هجوع ز تسبيح و تهليل و ما را ز جوع
سحر گه ميان بست و در باز كرد همان لطف و پرسيدن آغاز كرد
يكي بد كه شيرين و خوش طبع بود كه با ما مسافر در آن ربع بود
مرا بوسه گفتا كه تصحيف ده كه درويش را توشه از بوسه به
بخدمت منه دست بر كفش من مرا نان ده و كفش بر سر بزن
به ايثار مردان سبق برده اند نه شب زنده داران دل مرده اند
كرامت جوانمردي و نان دهي است مقالات بيهوده طبل تهي است
قيامت كسي بيني اندر بهشت كه معني طلب كرد و دعوي بهشت
به معني توان كرد دعوي درست دم بي قدم نكيه گاهي است سست
گمبه همان یزدی شده کلمه پاتوق می باشد