امروز داشتم توی "بازینامه" یه غمنامه سوزناک در مورد نمایش "پلی از جنس شیشه" میخوندم تا رسیدم به یه جمله که تعجب کردم.

درود و ستایش بر کسانی که حاضر شدند خانه نشین بشوند اما جاده صاف کن و عامل تحمیق نشوند

این نویسنده مجهول الهویه بازینامه یا نمیدونه یانمیخواد بدونه که همین خانه نشینها در جلسه نقد و بررسی پلی از جنس شیشه میخواستن کله چینی فروشان و علی جاورو بکوبن بهم. این دوستان خودتبعید داشتن از توطئه جریانی صحبت میکردن که قصد داره این نمایشو به جشنواره منطقه ای ببره.علیرضا خورشیدنام در اختتامیه از لابی بازی انجمن نمایش حرف میزد.اتفاقا" جریان خانه نشین با جریان پشت پرده ای که میخواد نمایش "پلی...." به جشنواره نره،همسو و هم کله شده.جالب اینجاست که این خانه نشینها از نظر خط فکری به اسپانسر این نمایش نزدیکتر بودن.وقتی این اتفاقاتو تحلیل میکنی به این نتیجه میرسی که این دوستان نه مخالفتشون روی حساب و کتابه نه موافقتشون. حالا نویسنده "بازینامه" امیدواره که "تاریخ" درباره این موضوع قضاوت کنه.باید بگم تاریخ گرفتاریهای مهمتری داره.توهم موقوف.

راستی یه پرسش: این کانونها و منشی ها و دفتر و دستک و خدم و حشم،با اینهمه سر و صدا به چه دردی میخورن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟