شانه نقد دهقانی بر سر پهلوان کچل
بنده بدون ترتیب از هرجا که به ذهنم خطور کرد در مورد این کار صحبت خواهم کرد:
کارگردانها تلاش کرده اند تا شادی وخنده را برای تماشاگر به ارمغان بیاورندودراین زمینه موفق هم شده اند اما در رعایت دقیق قواعد و جزئیات نمایش سنتی متزلزل بوده اند،تعویضهای نور، وجود دکور حجیم وبی استفاده ، پخش موسیقی بصورت پلی بک نوع ورود وخروج بازیگران ازاصول این گونه نمایش نیست آیا این گروه دانسته یا ندانسته ازاین عناصربهره برده اند بایدباآنها به گفتگو نشست و چه خوب بود اگر این دوستان یک نشست نقد وبررسی دوستانه ای را ترتیب میدادند تا در مورد نقاط قوت وضعف کارشان به گفتگو می نشستیمپهلوان قصه صاحب حائری زاده است با گریم متفاوت خیلی خوب نمایش را رهبری میکند این بازیگر توانایی خودش را در ارائه نقشهای مختلف نشان داده اما در ارائه این شخصیت از تمام نقشهای پیشین خود بهره برده و ترکیبی از کاووس و میرزا وبیسیم چی را اجرامیکند شخصیت پهلوان کچل بین یک پهلوان پوشالی ، شوخ طبع ساده وطناز و یک پهلوان واقعی وجدی معلق مانده است وهمین امر باعث شده که تغییر شخصیت پهلوان کچل در پایان نمایش - هر چند از نقاط قوت این قصه است - حساب شده ترو آگاهانه صورت نگیرد .../ حمید شهامتی ذاتا آرام و ریتم کندی دارد؛ در این نمایش ریتم بیان وبدن ظاهریش تند تر شده اما ازریتم وتمپوی درونی کارکترهایی که ایفا میکند هنوز هم فاصله دارد/ محمد کریمی نسبت به تجربه کم خود نقش پیرمرد را به خوبی و باورپذیر بازی کرده است .سیاه نمایش که شخص اصلی نمایش سنتی ایرانیست در این نمایش کم فروغ به نظر میرسد سیاه این نمایش زبان تلخ وگزنده ای ندارد وبداهه پرداز نیست شاید کارگردانی این اجازه را به آن نداده است که جای صحبت دارد، خستگی فاحش در بازی علیرضا حائری زاده که استیل وصدای بسیار مناسبی برای سیاه بازی کردن را داراست آن بده بستانهای ویژه این شخصیت را به خوبی در نیاورده است
./در پس همه شوخی ها ،خنده هاوداستان ساده ی این تاتر، محتوا و ژرف ساختی مهم مطرح است که سیاه نمایش با تحلیل درست نقش میتوانست بهتر آنها را به مخاطب منتقل کند ../ مهدی محمدی نیز با اینکه کمتر در نقشهای وسیع به کار گرفته شده اما از عهده خبرنگار مظلوم و سربراه بر آمده است؛نقش هدیه کیانفرهرچند جای کمتری برای نشان دادن توانائیهایش بدست میدهد اما کیانفرکوچک در ارائه آن دچار نواقصیست که با تمرین بیشتر میتوانست نباشد.
بازی وروره جادوی دختر و حرکات موزون و تغییرآن به پیرزن با بازی حسین حیدری جای تامل دارد که چرا این تغییر جلوی دیدگان تماشاگر صورت نمی پذیرد تا زن پوش بودن بازیگر مرد نمایش برای تماشاگر مشخص شود.از دست رفتن ریتم و ضرب آهنگ در بخشی از فصول تا اواسط داستان تماشاگرشهرمون را که کمتر تحمل نمایش 85دقیقه ای را داراست دچار خستگی نسبی میکند اما با ورود سیاه، نمایش بازریتم مناسب خود را باز می یابد...
کارگردانی میزانسنها در برخی صحنه های شلوغ وپر بازیگر قرینه و خطی شده، چشم نواز نیست ،امامیزانسنهای یاقوت وپهلوان زیبا وتابلوهای خوبی دارد. استفاده ازموقعیتهای طنز ودیالوگهای به روزبه جذابیت نمایش برای مخاطب عام کمک کرده است.
در پایان باید ذکر کنم هر چند ژرف ساخت ومحتوای این نمایش هماهنگی کاملا درستی با شیوه وظرفیت آزاد نمایش روحوضی را ندارد اما با استفاده از موقعیتهای طنز موجود درمتن ،تغییرو تقویت آنها ، موقعیتهای جدیدی خلق شده ،طنز قدیمی وتاریخ مصرف گذشته این نمایش به روزتر شده و تماشاگر را راضی ،شاد وسرحال به بیرون سالن میفرستد.این نمایش باوجود اینکه در جذب تماشاگربه لحاظ وجهه سر گرم کننده موفق است اما به لحاظ کارگردانی ساختار درام با مشکلاتی مواجه است. گروه «باهم» در جذب مخاطب برای کارهای خود خیلی موفق عمل میکند واین خود یکی از مهمترین عوامل اجرای تاتر است.
به امید کارهای بهتر از این گروه.سپاس
کارگردانها تلاش کرده اند تا شادی وخنده را برای تماشاگر به ارمغان بیاورندودراین زمینه موفق هم شده اند اما در رعایت دقیق قواعد و جزئیات نمایش سنتی متزلزل بوده اند،تعویضهای نور، وجود دکور حجیم وبی استفاده ، پخش موسیقی بصورت پلی بک نوع ورود وخروج بازیگران ازاصول این گونه نمایش نیست آیا این گروه دانسته یا ندانسته ازاین عناصربهره برده اند بایدباآنها به گفتگو نشست و چه خوب بود اگر این دوستان یک نشست نقد وبررسی دوستانه ای را ترتیب میدادند تا در مورد نقاط قوت وضعف کارشان به گفتگو می نشستیمپهلوان قصه صاحب حائری زاده است با گریم متفاوت خیلی خوب نمایش را رهبری میکند این بازیگر توانایی خودش را در ارائه نقشهای مختلف نشان داده اما در ارائه این شخصیت از تمام نقشهای پیشین خود بهره برده و ترکیبی از کاووس و میرزا وبیسیم چی را اجرامیکند شخصیت پهلوان کچل بین یک پهلوان پوشالی ، شوخ طبع ساده وطناز و یک پهلوان واقعی وجدی معلق مانده است وهمین امر باعث شده که تغییر شخصیت پهلوان کچل در پایان نمایش - هر چند از نقاط قوت این قصه است - حساب شده ترو آگاهانه صورت نگیرد .../ حمید شهامتی ذاتا آرام و ریتم کندی دارد؛ در این نمایش ریتم بیان وبدن ظاهریش تند تر شده اما ازریتم وتمپوی درونی کارکترهایی که ایفا میکند هنوز هم فاصله دارد/ محمد کریمی نسبت به تجربه کم خود نقش پیرمرد را به خوبی و باورپذیر بازی کرده است .سیاه نمایش که شخص اصلی نمایش سنتی ایرانیست در این نمایش کم فروغ به نظر میرسد سیاه این نمایش زبان تلخ وگزنده ای ندارد وبداهه پرداز نیست شاید کارگردانی این اجازه را به آن نداده است که جای صحبت دارد، خستگی فاحش در بازی علیرضا حائری زاده که استیل وصدای بسیار مناسبی برای سیاه بازی کردن را داراست آن بده بستانهای ویژه این شخصیت را به خوبی در نیاورده است
./در پس همه شوخی ها ،خنده هاوداستان ساده ی این تاتر، محتوا و ژرف ساختی مهم مطرح است که سیاه نمایش با تحلیل درست نقش میتوانست بهتر آنها را به مخاطب منتقل کند ../ مهدی محمدی نیز با اینکه کمتر در نقشهای وسیع به کار گرفته شده اما از عهده خبرنگار مظلوم و سربراه بر آمده است؛نقش هدیه کیانفرهرچند جای کمتری برای نشان دادن توانائیهایش بدست میدهد اما کیانفرکوچک در ارائه آن دچار نواقصیست که با تمرین بیشتر میتوانست نباشد.
بازی وروره جادوی دختر و حرکات موزون و تغییرآن به پیرزن با بازی حسین حیدری جای تامل دارد که چرا این تغییر جلوی دیدگان تماشاگر صورت نمی پذیرد تا زن پوش بودن بازیگر مرد نمایش برای تماشاگر مشخص شود.از دست رفتن ریتم و ضرب آهنگ در بخشی از فصول تا اواسط داستان تماشاگرشهرمون را که کمتر تحمل نمایش 85دقیقه ای را داراست دچار خستگی نسبی میکند اما با ورود سیاه، نمایش بازریتم مناسب خود را باز می یابد...
کارگردانی میزانسنها در برخی صحنه های شلوغ وپر بازیگر قرینه و خطی شده، چشم نواز نیست ،امامیزانسنهای یاقوت وپهلوان زیبا وتابلوهای خوبی دارد. استفاده ازموقعیتهای طنز ودیالوگهای به روزبه جذابیت نمایش برای مخاطب عام کمک کرده است.
در پایان باید ذکر کنم هر چند ژرف ساخت ومحتوای این نمایش هماهنگی کاملا درستی با شیوه وظرفیت آزاد نمایش روحوضی را ندارد اما با استفاده از موقعیتهای طنز موجود درمتن ،تغییرو تقویت آنها ، موقعیتهای جدیدی خلق شده ،طنز قدیمی وتاریخ مصرف گذشته این نمایش به روزتر شده و تماشاگر را راضی ،شاد وسرحال به بیرون سالن میفرستد.این نمایش باوجود اینکه در جذب تماشاگربه لحاظ وجهه سر گرم کننده موفق است اما به لحاظ کارگردانی ساختار درام با مشکلاتی مواجه است. گروه «باهم» در جذب مخاطب برای کارهای خود خیلی موفق عمل میکند واین خود یکی از مهمترین عوامل اجرای تاتر است.
به امید کارهای بهتر از این گروه.سپاس
+ نوشته شده در دوشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۱ ساعت 10:32 توسط گاو مش حسن
|
گمبه همان یزدی شده کلمه پاتوق می باشد