هدیه گمبه به مناسبت نوروز
ای آنکه به تدبیر تو گردد ایام
ای دیده و دل از تو دگردون مادام
ای آنکه به دست توست احوال جهان
حکمی فرما که گردد ایام به کام
ای آنکه به تدبیر تو گردد ایام
ای دیده و دل از تو دگردون مادام
ای آنکه به دست توست احوال جهان
حکمی فرما که گردد ایام به کام
آبی بی نیوز
گاف بعدی متعلق به به دبیرخانه بنیادی است که در یک حرکت محیرالعقول پیش از بنیادش ،آغاز به کار کرد!
از این گاف ،گاف های بعدی زاییده شد.
http://www.yazdannews.com/04/2132
اول . مقبره آذر به هیچ جا نرسید.
دوم . سایتی که وعده داده بودندفعال نشده است.
سوم . کتابهایی که صوری در مراسم سالگردآذررونمایی شدند!!!!!!!!!!!!!!اصلاچاپ نشدند.
چهارم.مطمئنا تابلو فرشهای آذر به این جا ها هدیه شده اند با توجه به موارد فوق الذکر: موزه آستان قدس رضوی، یونسکو و موسسه هانس کریستین اندرسن!
پنجم:دعوای دوستان قدیم و یار غاربردستانی و مسرت اصلا بر سرچاپ کتابهای آذرو ارث و میراث او نیست.
ششم:مقر این دبیرخانه کجاست.
هفتم: انشاالله که شرکت فرهنگی اخلاقی بی مجوز بی تابلوی رییس محترم دبیرخانه آذر از اسم و رسم آذرهیچ نفعی نمی برد.
این شد سه تا...
گافهای بعدی رو بعدا می گم.
طبق اخبار رسیده پس از گذشتن ماه ها از افتتاح انجمن خورشید مدیریت این انجمن از عباس کیارستمی برای افتتاح خانه سینما واقع در این انجمن دعوت کردند.عباس کیارستمی که گویا برای درمان کسالت به کوچه برخوردار رفته بود توسط ارباب حلقه ها(ذهبی خودمون)متقاعد شد به طب سنتی اعتماد کرده و مقداری شلغم و چغندر داغ یزدی(قاسم آبادی)استفاده کند.گاو مش حسن در توضیح این خبر افزود: پس از شایع شدن خبر حضور عباس آقا در انجمن هفت و نیم هنر خورشید هادی دهقان مسئول سینمایی انجمن رفت و نیم متر روبان قرمز و یک قیچی خرید و با تعدادی هنرمند بیمار به انتظار عباس آقا نشستند.(من که گاوم میدونم عباس آقا همه جا نمیره)پس از چند ساعت حاظران دیدن از عباس آقا خبری نشد از ارباب حلقه ها خواستن خودش روبانو ببره تا لااقل برن تو زیرزمین(خانه سینما) رو صندلی بشینن و استراحت کنن. از روز بعداز نیومدن عباس آقا مدیریت انجمن با اصرا میخواد دوباره همه رو جمع کنه و بگه که چرا عباس آقا نیومد. دم پرویز گرم که در هرصورت میخواد همه رو جمع کنه.ولی بهتره اول حواسشو جمع کنه.خبر گزاری گمبه پس از تحلیل این خبر معتقداست که عباس کیارستمی با طب سنتی مخالف است.
ماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

با سلام خدمت اتصال المصور.کی گفته هنر یزد تعطیله عزیز من چرا جوسازی میکنی؟من که گاوم میدونم هنرمندان و هنر دوستان و بانیان هنر یزد چه تلاشی میکنن. آقا همین ارباب حلقه ها( استاد ذهبی خودمون )هفت هنر و جمع کرده تو کوچه برخوردار و با فروش شلغم و چغندر (هنر هشتم)هفت هنر دیگه رو روپا نگه داشته.محسن جاور ابزوردترین نمایش یزدو طوری کار کرده که لزومی نداره ببینی. هنرمندا که شنبه شبا میرن استخر بجای اینکه طول و عرض استخرو شنا کنن مث اسب آبی تو یه متری وامیستن و اونقد در مورد کارای هنریشون حرف میزنن که وقتی بیرون میان موهاشون خشکه.تازه اگه حوصله گوش کردن به حرفای بازیگران تلوزیون یزدو داشته باشی میتونی بفهمی کدوم تهیه کننده پول نمیده یا تو کدوم سریال در حال تولید دعوا شده.از همه اینا که بگذری میبینی که یه خونواده جمع شدن تو حوزه هنری و دارن برا هنر یزد تلاش میکنن.اگر یه سری به ارشاد شهرستان بزنی میبینی همه کارمنداش از معماری این ساختمون به خوبی استفاده میکنن و مرتب دودره بازی فرهنگی در میارن از در توی راهره میرن تو اتاقشون و از اون در میرن تو حیاط و در مورد فرهنگ و هنر یزد با هم خوش و بش میکنن. اتصال جان سعی کن هیچوقت وظیفه اختلاقیتو در قبال اطلاع رسانی درست فراموش نکنی و دست از تخریب و شایعه پراکنی برداری.
ماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

خبرهای این چنینی هرچند شاید از نظر بعضی تنگ نظران خبر بزرگی نباشد ولی در فضای فریز شده این روزهای هنر یزد مثل کبریت دخترک کبریت فروش میماند ![]()
به امید موفقیت روز افزون خانوم دره شیری و تمام هنرمندان یزدی .


به تازگی سریالی به نام "ارمغان تاریکی " به کارگردانی جليل سامان هر شب از شبکه سه پخش میشود که کار آهنگسازی آنرا فرید سعادتمند انجام داده ضمنا موسیقی مخصوص کنگره شعر دفاع مقدس که چندی پیش در یزد برگزار شد نیز کار ایشون بود که کاری بسیار زیبا و فاخر بود .
همینطور که می دانید هنر موسیقی در فضای سنتی و مذهبی یزد با محدودیتهای بیشتری نسبت به هنرهای دیگر روبرو هست و این پیش رفت و مطرح شدن در رسانه ملی ارزش مضاعف پیدا می کند و از سوی دیگر راه توجیح را بر هنرمندانی که محدودیت را دلیل عدم پیشرفت خود می دانند می بنند.
راستی یادم رفت طنز بنویسم قرارم نیست برگردم درستش کنم

چندماه پیش حوزه هنری تفاهم نامه ای با دانشکده زبان و ادبیات فارسی جهت همکاری امضا کرد. در آن زمان امیدوار بودیم که بخاطر مراودات ادبی که بین حوزه هنری و دانشکده ادبیات صورت میگیرد دو امر متضاد ولی مبارک اتفاق بیفتد. اول اینکه یک اشتباهی صورت بگیرد و مسئولان حوزه هنری ادبیات را با مودب بودن اشتباه بگیرند و رفتارشان را عوض کنند.ودوم اینکه یک اشتباه را درست کنند. داستان از این قرار است که در مرمنامه اصول شش گانه اساسنامه حوزه هنری در بند دوم آمده است......"بهره گرفتن از هنر در تبیین و ترویج(ع).... " من که گاوم نفهمیدم این(ع) معنای دیگری دارد یا اینکه چون ترویج مبانی اسلامی امر مقدسی است کلمه ترویج را با شخص مقدس اشتاه گرفته اند و (ع)روبروی آن گذاشته اند. در این فکر بودم که دیشب ابوالقاسم فردوسی به خواب من آمد وگفت:پسر منم هنوز تو این فکرم.ولی این محمد ملک ثابت که من میشناسم زبون تورو بهتر میفهمه بهش یادآوری کن که
بسی رنج بردم در این سال سی عجب زنده کردم بدین پارسی !!!؟
من که گاوم از مسئول مربوطه در حوزه هنری یزد تقاضا دارم جهت آرامش روح ابوالقاسم فردوسی و رفع ابهام اینجانب به وبلاگ ساباط جهت یادگیری زبان و ادبیات فارسی(استاد ابراهیمی)مراجعه و اقدامات لازم را مبذول فرمایند.با تشکر
مااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

روجوع شود به سایت حوزه هنری www.artyazd.ir
احتمالا اگر عیبی باشد از رسانه های خبری هست . هنر مندان چون بیشتر از همه میفهمند کارشان بی نقص است . کاش سانسور وجود نداشت تا این بزرگان همه اثارشان را در مقابل چشمان خلق قرار میدادند . همه هنر مندان با سانسور . فشار و تحدید مخالفند . همه هنر مندان خوب و ما مانی هستند
حالا خیالتان راحت شد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اخیرا ساباط از دوستان گمبه و سیاح معروف یزدی در سفری به جزیره قشم شخصا شاهد آثار هنری هنر مندان یزدی بوده و دلفینی ندیده که سلام نرساند. وی در وبلاگ ساباط شرح مبسوطی از این سفر را نوشته است که بد نیست شما هم بخوانید . او مینویسد در یکی از پارک های جک وجانور سفره بزرگی پهن کرده بودند وبخور بخوری بود که جای همه هنر مندان را در آن دیده است و مردم خون گرم قشم اثار هنری را چون توتیا بر چشم میکشیدند و تصویر هنر مندان یزدی چون ستاره های واژگون در گودال های جزیره میدرخشیده است و از برخی پیشکسوتان تندیس های گلی ساخته بودند و...
البته ساباط سیاح همه این مطالب را خیلی هنر مندانه و شاعرانه تعریف کردن تا خدایی نکرده به کسی برنخورد اما از انجا که اطبا ء آب پاکی روی دستشان ریخته اند مثل شاعر ها چندان شرم حضور ندارند و ناچارا باید جوری حرف بزنند که مریض ها خوب متوجه شوند امیدوارم ساباط از ترجمه متن شان راضی باشند
گاف اول ـ گل گفتن عالیشوندی در همایش چاووشی خوانان یزد
گاف دوم ـ گذاشتن احمد ندافی بر ریاست انجمن نمایش یزد
گاف سوم ـ گند زدن حسین پیغمبری با فرم نظر سنجی " علل سر نگونی خانه نمایش "
گاف چهارم ـ گذاشتن برنامه فرهنگی پشت برنامه فرهنگی توسط محمد ملک ثابت
گاف پنجم ـ گرد وخاک کردن رامین قادری بر علیه سلمان فرخنده در جشنواره تئاتر استانی
گاف ششم ـ گزارش دادن کرامت الله یزدانی از فعالیت های خودش توسط خودش
گاف هفتم ـ گردن کلفتی و لیچار گویی برخی از هنر مندان شاخدار که با نام های جعلی درگمبه کامنت میگذارند
حسین گرجی پور اغلب عاشق نقشهایش میشود به حدی که حتی تا پایان یافتن فیلمبرداری که هیچ تا پایان نمایش فیلم هم حاضر نیست بی خیال نقشش شود به گزارش خبر گزاریی آبی بی سی در سانس گذشته استخر هنرمندان گرجی پور در جمع هوادارانش از مضرات حجامت سخن گفته و حجامت را یک عمل ما قبل تاریخی ذکر کرده ضمنا روشهای جایگزین را نیز تجویز نموده و خلاصه گرجی پور هنوز از باغ فیروزه ای در نیامده .
همچنین از دور و نزدیک خبرهایی مبنی بر حضور گرجی پور در پروژهای تقاطع چهار راه معلم . با هنر . چهار راه مهدیه و اخیرا چهار راه فاطمیه ( مارکار ) به عنوان ناظر بگوش میرسد که کارشناسان دلیل آن را پس لزرهای نقش شهردار حسین گرجی پور میدانند .
با آرزوی موفقیت برای "کل الفنون الدوله الحریف" در تمامی عرصه های هنری قلبا امیدوارم در نقشهای آینده نقش دانشمند هسته ای به تور گرجی پور نخورد زیرا اثرات بدی آن قابل جبران نخواهد بود .

ارباب حلقه ها در اقدامی کم نظیر شاید هم بینظیر اقدام به جمع آوری هنرمندان ازگوشه و کنار کافه چوخط کرده و قصد داشت حلقه هنر را دور هم جمع کند.پرویز خان در اجرای این امر خطیر عملکرد بسیار اوپنی داشت.گاو مش حسن گفت: هرکس از در وارد انجمن میشد رئیس یکی از حلقه ها میشد. به طوری که من هم که گاوم اگر زود رفته بودم میتونستم رئیس همه باشم. ولی امروز خبر رسید این حلقه های هنری بدلیل مسائل مالی از هم پاشید.ارباب حلقه ها برای رفع این مشکل دوباره به هنر آشپزی رو آورده. کارشناسان اقتصادی دنیا منتظرند ببینند که اگر شلغم و چغندر میتواند جایی را از رکود اقتصادی نجات دهد در اتحادیه اروپا و آمریکا دیگ های شلغم و چغندر به کار گرفته شوند.
مااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

جشنواره تئاتر دانشجویی امسال از دو جهت قابل توجه است که یکی مهم و یکی خیلی مهم است.
۱-حضور اساتید و بزرگان و صاحبان اندیشه که عشق جشنواره هستند.سعید شهریار(حجت النمایش) شیخ دربرز ابوالفضل سلیمی(بیهق الیونولیت)و مرتضی فخر زمین و زمان.
۲-خلق یک اثر منحصر بفرد به نام"بی بی کوچیکه" توسط محسن جاور.البته قرار نبود آنقدر جالب باشد . ولی پس از آنکه هیئت باز بینی نمایش آقا محسن را رد کردند اول خودش ابزورد گرفت و مدتی نیست شد و حالا ادعا میکند نمایشش در سینما تک اجرا میشود. یکی از نمایشی ها که نخواست نامش فاش شود گفت:من به سینما تک رفتم و چیزی ندیدم. اهمیت موضوع همینجاست هرکس دیگری هم برود چیزی نمیبیند. این یک نمایش ابزورد واقعیست.این جهش هنری را اول به محسن جاور و سایر بستگان. بعد هنرمندان یزدی مخصوصانمایشی ها و دست آخر به همه کسانی که حوصله نمایش دیدن را ندارند تبریک میگویم .
ماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

عکسی از اجرای نمایش بی بی کوچیکه
البته کار بچه ها بسیار قابل تقدیر و زیبا بود اما دخالت احمقانه وهنر مندانه بزرگ تر ها کار بچه ها را کم رنگ کرد . وقتی از لبخند های وحشتناک بهادری می گذشتی وبه سالن میرسیدی همان دم ورودی دوربین فیلم برداری گذاشته بودند و راه را سد کرده بودند میان راهرو اصلی سالن هم یک تیر آهن نه متر ی که مثلا دوربین را بالا وپایین میبرد و همه راه وسط را گرفته بود . در موقع اجرا هم ابن آهن پاره غول آسا دائم از بالای سر مردم رد میشد و هواس همه را پرت میکرد البته برای بعضی ها کلاس بزرگی بود اما باور کنید آن سالن جای این کلاس نبود!!!!!!!!! یک تصویر بردار هم با دوربینش رفته بود سر دیوار بالای سر مردم و ما تا آخر نگران بودیم که خدای نکرده نیفتد روی سر خلق . بعد هم یک مجری پر حرف با ترکیب بیمزه ای از دو لهجه ناشیانه هی حرف میزد گاه شعر میخواند و گاهی نصیحت میکرد و درس آموزشی هم میداد بعد نوبت به تقدیر از پیشکسوت موسیقی رسید که با فیلم خسته کننده ای شروع شد و آنقدر طول کشید تا با سرو صدای بچه های روی سن هم میشد بفهمی از تحمل خارج شده است و بعد هم نوبت به تبلیغ شد که خانم ها و آقایان بچه ها را بیاورید در آموزشگاه مجوز دار ما ثبت نام کنید و دیگر بروید تا آخر جالب تر از همه آن بود که آگر تحملت تمام میشد ومیخواستی سالن را تر کنی تمام راه های فرار را بسته بودند.
ترکیب جدید ارجمندی . ملک ثابت . بهادری از اقدامات جدیدو ابتکار ی حوزه هنری است که هرز گاهی ما از حوزه هنری میبینیم با این همه گلی که حوزه هنری در طول این سال کاشت جای این گل خالی بود و انصافا که این کار برای آخرین ماه سال مناسبت داشت

مرتضی خان کوراغلی پس از چهارسال توانست زن سرکش را رام کند و به روصحنه بیاورد. آنچه همه نمایشی ها را غافلگیر کرد حضور بازیگران "اول بازی" بود.با چنین اتفاقی تاخیر مرتضی کوراغلی توجیح شد.گاو مش حسن در توضیح این مطلب می افزاید:همه نمایشی ها میگفتند چرا مرتضی خان که در رام کردن زنان سرکش مهارت دارد نتوانسته این یکی را تا حالا مهار کند.حالا این عزیزان متوجه شده اند که مرتتضی خان در این چندسال منتظربزرگ شدن ورام کردن بازیگرانش بوده تا بعدا طبق سنت بازیگران یزدی از کنترلش خارج نشوند.
مااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

"دیوان النساء" واقع در دانشکده علمی کاربردی تنی چند از بانوان وارسته از فرهنگ و هنر و ادب و تربیت را مسئول امور دیوانی و محاسباتی و آموزشی قرار داده است.گاو مش حسن در توضیح این مطلب افزود بانو "افادهاتی" که در راس دیوان النساء قرار دارد اتاق کوچک محل کارش را با برج مراقبت فرانکفورت اشتباه گرفته و به بهانه شلوغ بودن سرش به هیچ دانشجویی جوابگو نیست.از اینرو پیشنهاد میشود یک مرد کور و کچل برای کمک به امور دیوانی به دیوان النساء فرستاده شود.کچل از جهت شلوغ نبودن سر و کور از جهت آسودگی نسوان در دیوان النساء.در ضمن پیشنهاد میشود یک معلم املاء هم برای دبیر خانه استخدام شود (کور و کچل)برای رفع اشتباهات املایی. لطفا اقدامات لازم را مبذول فرمائید.
مااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
امسال شب عید سفره هفت گاف رو باید روی گمبه بچینند حالا هرکس به سلیقه خودش هفت تا گاف تو هنر یزد گلچین کنه و سر سفره گمبه قرار بده ....................بیهق الیو نولیت
یکی از یه جایی
بااجازه بزرگترها گاف اول رو من مينويسم
به نظرشما گاف از اين بزرگتر هم ميشه كه ميني بوس يادمان يه شهر و كه هفته بعدش قراربوده باهاش مراسم داشته باشن رو بردارن و واگن قطار درست كنن 



ابولفضل سلیمی درب رزی
بالاخره مهدی زبرجدی بعداز سی و هفت بار خواستگاری ازدواج میکند این خبر را وحید زبرجدی در نیشابور منتشر کرده است زبرجدی برای هزینه های عروسی از سلمان فرخنده دستمزد جشنواره های گزشته را طلب کرده اما از بیست ملیونی که به این نمایش اختصاص یافته تا کنون تکلیفش روشن نیست کارگردان مدعی است سلیمی طراح صحنه به دلیل بریدن سقف مینی بوس موزه باعث خسارت زیاد شده است گفتنی است سقف این اثر مهم شهر کرد اکنون در یزد وتحت تدابیر شدید امنیتی ارشاد قرار دارد میراث فرهنگی شهرکرد شکایت های شدید تری علیه فرخنده کرده اوهم برای جلوگیری از دستگیری سلیمی را متهم اصلی معرفی کرده است .....به همین دلیل احتمال دارد عروسی زبرجدی دوباره به هم بخورد ...شهریار دراین مهم مشکوک است..
اما این چند روز گاومش حسن در آبهای نیلگون همیشه خلیج گاهی فارس سرگردان است و هنوز خبر نداریم که به بندر لنگه رسیده یا در کیش مات شده است . بنده هم در حال بهبودی حال شاعرانی بودم که از کل کشور به شهر ما آمده بودند ونسیم کویر طبعشان را حسابی روان کرده بود و خوب میدانید که نان طبیبان در این مواقع روان است . اتصال هم بنده خدا شبانه روز درگیر درز و دوز همین شاعران بود اگر او نبود انصافا کارشان بیخ پیدا میکرد . خلاصه این شد که مدتی در این مثنوی تاخیر افتاد (این هم از تاثیر هنر مندان غیر بومی بر ماست ) باشد که دیدار ها تازه شود .
یا هو دات کام